یادداشت
خانة دوست کجاست؟
سیدمسعود رضوی
اخیراً اطلاعیه‌ای دیدم در دعوت به یک جلسه‌ای، در باب یا در موضوع «دشمن شناسی». قدری کنجکاو شدم و در شبکه‌ها و داده‌هایی که مَجازاً و یا به طور حقیقی در اختیار دارم گذار و گشتی کردم ببینم جریان چیست؟ خوشبختانه اطلاعات فراوان و بدبختانه بسیار هم غیر علمی و غالباً دارای وجهه و هدف و منظورهای سطحی و عوام پسندانه در دسترس بود.

مطالبی فراوان و پُر و پیمان، اما اغلب از سنخ همان پدیده‌ای که به فرهنگ پوپولیستی معروف است و فاقد معنای علمی و یا قابل استفاده برای بهره‌برداری در دانش و فرهنگ و ارزش‌های موجود در این حوزه‌ها و نیز بی‌تفاوت نسبت به علم و دانش و آگاهی آکادمیک. اما شگفت آن که این نوع جلسه‌ها و مشابه کذایی آنها در محیط‌های دانشگاهی و با برچسب علمی به خورد مخاطبان و مردم داده می‌شود.

باری، کسی تردید ندارد که ما به عنوان یک ملت و ساکن در کشوری که در چهار راه حوادث عالَم مستقر است، بدخواهان و دشمنان زیادی داریم و بسیار هدف تهاجم و خشونت و یورش‌های خشن و بدخواهانه و حتی ددمنشانه بوده و هستیم. این یک مقدمه! اما کیست که نداند و نفهمد که در این زمینه هم باید واقع بین و واقع گرا بود و نباید اغراق کرد و امور موهوم و بی اعتبار را به جای قول و قیل‌های حقیقی جا زد؟

‏ دشمنان ما هر چقدر هم بزرگ و مهیب باشند از ملت ما و ارادة مردم قوی‌تر و مهیب‌تر نیستند. پس چرا باید بار روانی و فوبیا خلق نماییم و غبار روحی و ذهنی بی مبنا و عظیمی ایجاد کنیم و مردم و زندگی عادی عموم را دچار پس لرزه‌هایی از هراس و مهابت کنیم؟

در خاطرم هست حتی زمانی که صدام و بعثیان به ایران حمله کردند، امام خمینی‌(ره) در خطابی تاریخی، آن را به دزدی که آمده و سنگی پرتاب کرده و در رفته مشابه ساخت تا توفان ترس و دشمن آفرینی را زیر بار شجاعت و وحدت و حتی طنز ِله و لورده کند. همین از شدت و حدّتِ ماجرا و وحشت اجتماعی چنان کاست که هیچ شورش و شلوغی پیدا نشد و مردم و نظامیان به سراغ بررسی و دفاع در مراکز و سرزمین‌های حادثه خیز شتافتند. بنابر این از تهدید و دشمن شناسی و توطئه جویی و ارجوزه گویی البته گریزی نیست. اما…

این یک وجه قضایاست. جای دوست کجاست؟ هیچ نشنیده ام کسانی که این مسایل و مطالب را مطرح یا دائماً به عنوان تیتر درشت و رسانه‌هایشان با فونت مؤکد و بزرگ منتشر می‌سازند، از دوستان و متحدان و همراهان سخن بگویند. یا آن را برجسته‌تر ساخته و دایرة دوستان را قویتر و بیشتر و پرشورتر از دشمنان نشان دهند؟ حتی گاهی یک منتقد ساده یا یک ناظر بی طرف را دشمن خونی و خصم ابدی معرفی می‌کنند. پرسش اینجاست آیا اصلاً دوستی دارید یا به این امر باور دارید؟ آیا نمی‌دانید چه اهمیتی دارد که این برهه از تاریخ در این راه کوشش و پویشی داشته باشید؟

متأسفانه برخی نیروهای سیاسی هیچگاه نیاموختند که باید برای افزایش دوستان و اقربا و متحدان اهتمامی استراتژیک داشته باشیم. قرار بر این بود که دشمنان برانداز به اپوزیسیون مسالمت‌آمیز و آنها به منتقدان و منتقدان به اپوزیسیون قانونی و نهایتاً همگی در جاذبه انقلاب و رحمت واسعة جمهوری و اسلام مستحیل شوند.

این ‌گونه در تدارک جبهه‌های بزرگ و قدرتی بی همتا بودیم. تا آن که کسانی اساساً هر گونه مشارکت ملی، نقد قدرت و آشتی را به سوی خطوط قرمز راندند و از تئوری غلط تفسیر شده‌ی خودی و غیر خودی و نگاه تبعیض آلودی که مزایای حضور در قدرت فراهم ساخته بود دفاع کردند و به تدریج این نگاه و تفکر زشت و غلط را تبدیل به ارزش غالب و درک سیاسی و فرهنگی رایج کردند. حتی گروه‌های کوچک و ان جی او‌ها را مشکوک و مطرود فرض کردند و به تدریج این مفروضات مثل چاه تیره و ویل همه چیز را بلعید و پیوندهای ملی و مشارکتهای مردمی را نابود کرد.

نتیجه مشخص است. لاغرتر شدند و شدیم و ضعیف‌تر و تنهاتر… و حالا باید چراغ برداریم و دوست و متحد پیدا کنیم. خوب است در کنار این همه دشمن کاوی، سمیناری هم باشد با عنوان: خانة دوست کجاست؟… تمام مردم ایران در این همایش شرکت خواهند کرد. شک نکنید.

Email this page

نسخه مناسب چاپ