یادداشت
اقتصاد مقاومتی اقدام می‌طلبد
فتح الله آملی
پس از اظهارات گستاخانه وزیر خارجه رژیم آمریکا علیه ایران که لحنی توهین‌آمیز و سرشار از تهدید داشت و حتی از فردی که رئیس سازمان جاسوسی مخوفی مثل سیا بود هم بعید می‌نمود و به دنبال هفته‌ها فشار مقامات آمریکایی و به ویژه حرکت قلدرمآبانه و بی‌منطق دونالد ترامپ در فرمان خروج از برجام، رهبری در دیدار اخیر با مسئولان و مقامات کشور و در جمع‌بندی حوادث و رویدادهای اخیر و تعیین مسیر راه جدید انقلاب و نظام در برخورد با مسائل جدید، به ۶ نکته اشاره کردند و آنها را مورد تأکید قرار دادند.

این که دولت جمهوری اسلامی نمی‌تواند با آمریکا تعامل کند یا با او پای میز مذاکره و توافق بنشیند زیرا آمریکا به هیچ تعهدی پای‌بند نیست. نکته دیگر این که هدف آمریکا براندازی جمهوری اسلامی است و علت اصلی آن هم پیداست چون این نظام اهل تسلیم و باج‌دهی و حقارت‌پذیری و در یک کلام نوکری آمریکا و اسرائیل نیست و بحث دیگری که مطرح است اینکه انعطاف در برابر این دشمن تیغ‌ او را تیزتر می‌کند و هرگونه نرمش و عقب‌نشینی به گستاخی بیشترش می‌انجامد و ایستادگی و مقاومت در برابر او و حامیانش امکان عقب‌نشینی آنها را بیشتر می‌کند. اما مهم‌ترین نکته‌ای که در این رهنمودها و نکات مطرح شده به چشم خورده و می‌خورد و بی‌تردید شاه بیت غزل به حساب می‌آید این که گره‌زدن حل مسائل کشور به برجام در حقیقت سپردن اختیار رونق و توسعه کشور به دست کسانی است که در اختیار ما نیستند و حل این مسائل در اراده ما هم نیست. لذا نباید تمامی سرنوشت کشور را به برجام و توافق با آمریکا گره زد. این سخن درست است و لذا به نظرمی‌رسد که کار را باید از همین نقطه شروع کرد. برای آنکه به چنین شرایطی برسیم نخستین شرط آن است که بودجه کشور را از وابستگی به نفت خارج کنیم. یادمان نمی‌رود که تا قبل از مذاکرات هسته‌ای صادرات نفت ایران به چه مرزهایی رسیده بود و کم مانده بود تا نیاز مشتریان به نفت ایران به تمامی توسط دیگر کشورهای نفت‌خیز تامین و صادرات ما به صفر نزدیک شود. یادمان نرود که چگونه فروش نفت هر روز مشکل‌تر می‌شد و چه مفسده‌هایی تحت عنوان دورزدن تحریم‌ها شکل گرفت. پس برای نخستین راهکار لازم است تا از وابستگی به درآمدهای نفتی بکاهیم. این سخن درستی است که گره زدن حل مسائل کشور به برجام اروپایی راه‌حل منطقی و صحیحی نیست اما این سخن رهبری به معنای دست‌کشیدن از درآمدهای نفتی هم نیست چرا که در حال حاضر اصولاً چنین امکانی وجود ندارد؛ حداقل در کوتاه‌مدت نمی‌توان از این درآمد چشم دوخت و قید فروش نفت را زد. اما بدون تردید تا وقتی این میزان از وابستگی وجود داشته باشد اقتصاد کشور در معرض تهدید خواهد بود. از طرفی با داشتن نقشه راه یا در دست گرفتن نقشه نمی‌توان به مقصد رسید. برای آنکه هم دولت و هم نظام و هم کشور بتوانند از این گردنه سخت عبور کنند به یک سلسله اقدامات نیاز است. امید ما این است که نتایج مذاکرات تیم دیپلماسی سخت‌کوش کشور با مقامات اروپایی به نتایج خوبی برسد اما خوش‌بینی محض است که گمان کنیم آنها در انتخاب بین‌ رابطه با ایران یا آمریکا با توجه به حجم مبادلات اقتصادی که با این ابرقدرت دارند، کاملاً به سمت ما بیایند گرچه هر قدر هم که پیش بیایند خوب است و باید با خوش‌بینی به آن نگاه کرد اما واقعیت این است که آنها هم در انتخاب سخت و دشواری قرار گرفته‌اند و لذا این ماییم که باید برای عبور از بحرانی که ممکن است بسی زود فرا برسد از همین حالا اندیشه کنیم و برای منابع ارزی خود برنامه‌ریزی درست تدبیر کنیم و بر خلاف آنچه که تا به حال و نابخردانه با سیاست تثبیت دستوری نرخ ارز و ارزان فروشی و دادن یارانه به دلار به نفع واردات و به ضرر تولید ملی، باعث خروج میلیاردها دلار از کشور شده‌ایم، از تعیین قیمت غیرواقعی و تخصیص‌های غیرضروری و تقسیم و فروش سخاوتمندانه ارز ذیقیمت کشور خودداری کنیم و سیاست انقباضی ارزی را از همین حال در دستور کار قرار دهیم. نکته دیگر آغاز اصلاحات ساختاری در اقتصاد است که گرچه خیلی دیر اما به هر حال به عنوان یک ضرورت باید به آن اهتمام ورزیم.

این همه یارانه به مصرف فاجعه است؛ بالا بودن مصرف سرانه ایرانیان در هر چیز، از آب و برق و گاز و بنزین گرفته تا نان و برنج و قند و شکر و… نتیجه همین سیاست ضد توسعه‌ای پرداخت یارانه به کالاها و خدمات مصرفی آن هم به همه اقشار جامعه است.

نکته دیگر که بسیار ضروری است و در صورت حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی حتماً باید با یک انقلاب اسلامی، از بیخ و بن زیرو رو شود، اداره گران کشور است. کشور گران و بسیار گران‌ اداره می‌شود. منظورم فقط دستگاه دولتی نیست بلکه در همه بخش‌ها‌ گران اداره می‌شود و البته در دولت از همه بدتر. به تعداد کارگران و کارمندان و مدیران و مقاومت و خروجی و کار مفیدی که صورت می‌دهند و بازدهی که دارند نظر اندازید تا دریابید در کدام کشور با جمعیت ایران حتی نیمی از این تعداد مدیر و کارمند و کارگر دولتی وجود دارند؟‌ پرداخت حقوق و مزایای این تعداد کارمند و نیز پرداخت حقوق میلیون‌ها بازنشسته که هر سال به آنان اضافه می‌شود با وضعیت فعلی و با این سیستم پرداخت و افزایش حقوق و فاصله زیاد بین حداقل و حداکثر پرداختی‌ها، برای فلج‌ کردن و از کار انداختن هر دولتی کفایت می‌کند که دوستان و مقامات فعلاً تماشاچیان بستانند آن‌هم چه بستانی!

حرف بسیار است و موارد عدیده‌ای را می‌توان برشمرد اما به طور اختصار باید گفت مهم‌ترین راه دستیابی به اقتصاد مقاومتی کاستن از اتکا به نفت است که در حال حاضر وضعیت فروش آن در ابهام جدید قرار گرفته است. پس برای آنکه مجبور به قبول هر شرایطی نشویم باید کمربندها را سفت کرد. مردم طبقات پایین و اکثریت آسیب‌پذیر جامعه که مدتهاست چنین کرده‌اند؛ این وظیفه مقامات است که کمربندها را محکم‌تر ببندند و آسیب‌پذیری را به حداقل برسانند. همین حال باید چنین کنند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ