یادداشت
ضرورت وجود احزاب فراگیر
فتح الله آملی
انتخابات هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی انجام شد و تقریبا همان ترکیب قبلی یک سال‌ دیگر به اداره مجلس خواهد پرداخت.

۲۷۹ نماینده ۱۴۷ رأی به حساب علی لاریجانی ریختند تا او مجددا یازدهمین سال ریاستش را بر پارلمان آغاز کند. مسعود پزشکیان و علی مطهری نیز نواب رئیس شدند. مثل سال گذشته. ناظران مجلس نیز همان نمایندگان سال قبل هستند. بهروز نعمتی، اسدالله عباسی و محمد آشوری، اما در ترکیب دبیران مجلس ۲ تغییر ایجاد شد و علی‌اصغر یوسف نژاد و علیرضا رحیمی به جای محمدحسین فرهنگی و غلامرضا کاتب انتخاب شدند و محمد‌علی وکیلی، سیدامیر حسین قاضی‌زاده هاشمی، احمد امیرآبادی و اکبر رنجبرزاده در سمت قبلی ماندند.

درباره نتایج رأی‌گیری روز گذشته مجلس البته جریان‌های سیاسی گمانه‌زنی‌های متفاوتی داشته‌اند. اصولگرایان باتوجه به ۱۴۷ رأی لاریجانی دربرابر ۱۱۳ رأی عارف چنین نتیجه گرفتند که ترکیب نمایندگان نشانگر گرایش کامل آنها به جریان اصولگرایی است؛ بی‌آنکه توجه کنند در دور اول رأی‌‌گیری محمدرضا عارف حتی بیشتر از علی لاریجانی رأی آورد و در ازای ۱۰۱ رأی دکتر لاریجانی، محمدرضا عارف توانست نظر ۱۱۴نماینده را به خود جلب کند، یعنی زمانی که حاجی بابایی هم کاندیدای ریاست بوده و البته نماینده مستقیم و شناخته شده جریان اصولگرایی که ۵۴ رأی را به خود اختصاص داد و اگر قرار است به ارزیابی و بررسی شکل و شمایل و هویت آرای نمایندگان بپردازیم، حتی می‌توانیم بگوییم اصلاح‌طلبان نزدیک به دو برابر اصولگرایان در مجلس‌ رأی دارند که البته این سخن هم به تمامی نمی‌تواند مقرون به صحت باشد و از جمله اینکه بگوییم اکثریت مجلس به تمامی در درست جریان اصلاحات است هم چندان با واقعیت سازگار نیست. در حقیقت این‌طور می‌توان نتیجه گرفت که حدود ۱۱۰ نماینده مجلس گرایش اصلاح‌طلبی و حدود ۵۵ نماینده دارای گرایش کاملاً حزبی اصولگرایی هستند، اما نکته خوش‌بینانه ماجرا این است که جناح مستقل و اعتدالگرایان مجلس دارای نقش تعیین‌‌کننده هستند که مجلس را از تصمیم‌گیری تمام‌جناحی و تمام حزبی دور می‌‌دارند و علت آنکه دکتر لاریجانی توانست در مرحله دوم رأی‌گیری مجدداً بر کرسی ریاست تکیه زند، همین تشخیص ضرورت اعتدالگرایی در اداره پارلمان است که اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از افراط‌گرایی نیاز امروز جامعه ایران و نظام است.

اما انتخابات اخیر یک نکته دیگر را هم روشن کرد. ضرورت قبول حداقل ۳ حزب فراگیر در فضای سیاسی کشور که فعلاً حرفش هست، اثرش هست، نشانه‌هایش هست، اما خودش و دفتر و دستک و رئیس رؤسایشان حداقل در دفاتر و اخبار و تشکیلات و به صورت رسمی نیست.

حزب اصلاحات، حزب اصولگرایان، حزب اعتدالیون. البته هر کدام از این جریان‌ها احزابی حتی ثبت شده در وزارت کشور دارند، اما بیشتر چند نام هستند و یک دفتر و یک یا چند شماره تلفن در بخش احزاب وزارت کشور بلکه منظور احزاب فراگیری هستند که دارای عضو شناخته شده‌اند؛ دفاتر مشخص در سراسر کشور و آیین‌نامه و اساسنامه و تشکیلات منظم دارند، محل تامین مالی و درآمد‌هایشان معلوم است و لیست هزینه‌‌هایشان و همچنین افراد و شرکتها و آنهایی که به آنان کمک می‌کنند و اسپانسر به‌حساب می‌آیند؛ به زبان ساده احزابی که تنها هویتشان یک اسم یا یک شخصیت نباشد یا چند فرد شناخته شده یا چند کلیپ و اعلامیه، بلکه دارای شناسنامه معین سیاسی و البته شفافیت مالی باشند و البته مهمتر از همه مسئول در برابر عملکردشان و نتیجه اقدام و عملشان. سالهاست که چنین ضرورتی احساس می‌شود، اما ناشیانه و نابخردانه آن را نادیده گرفته‌ایم و هزینه‌هایش را هم که کم هم نبود، از جیب مردم و نظام پرداختیم؛ اکنون هم تا دیر نشده باید کاری کنیم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ