شهادت عالم سوز مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام
ای قلم خون گریه کن
آیت‌الله علی کاظمی‌اردبیلی
 

امشب ای یاران حیدر سر ز حیدر بر شکست
آه و واویلا که فرق فاتح خیبر شکست
امشب از طغیان تند جهل و نادانی و کفر
دست نیرومند و پاک خالق داور شکست
منخسف شد ماه و سیارات یکسر بی‌فروغ
رونق خورشید عالم تاب در خاور شکست
شدت این فاجعه‌ اندر دل تاریک شب
از فلک تاب توان و از ملک شهپر شکست
دشت و دریا و گل و گلشن همه ماتم گرفت
از همای بس همایون ای عزیزان پر شکست
در پی این واقعه آن گونه محشر شد بپا
تا که هیبت بارها از هیبت محشر شکست
جبرئیل اندر فلک زد ناله وا مرتضی
در ریاض قدس قلب پاک پیغمبر شکست
هر که افزون بود علمش بر شکوه این بزرگ
قلب او از دیگران بی‌شبهه افزون‌تر شکست
این مصیبت آن چنان امواج غم ایجاد کرد
نه رواق و نه فلک تا این که سرتاسر شکست
کاخ‌های حکمت و علم و فضیلت را بدان
شدت این حادثه یکسر درو پیکر شکست
از جفای چرخ دون و دور ناهموار آن
بوالاسف آخر سر آن شاه نام‌آور شکست
ناله‌ها سربر دهید و ندبه پی در پی کنید
اندرین شب شرع را محکمترین سنگر شکست
خاک‌ها بر سر بریزید و بریزید اشک‌ها
چون که سر از سرپرست مردم بی سر شکست
جامه بر تن بردرید و مشت‌ها بر سر زنید
کز جفای یک خزف کان دُر و گوهر شکست
بوالاسف با دست یک اهریمن بی‌قدر و پست
تارک بس نازنین ساقی کوثر شکست
شهر علم مصطفی را عاقبت از راه جهل
ای قلم خون گریه کن زیرا که امشب در شکست
وای بر ماها که از تأثیر این کانون غم
قلب بس پاکیزه صدیقه اطهر شکست
کاظمی را امشب از این کار سخت و سهمگین
طاقت و تاب توان رفت و دل مضطر شکست
۲۲ر۸ر۹۶

Email this page

نسخه مناسب چاپ