یادداشت
ارزیابی شتابزده
سیدمسعود ‌رضوی
اگر یک ناظر بی‌طرف، مسایل داخلی و خارجی ایران را از نظر بگذراند و با دقّت و وسعتی درخور و کارشناسانه، اوضاع و احوال را رصد کند، حداقل پیشنهاد احتیاط در تمام جوانب و تحول و تدبیر در بسیاری از موضوعات و سرفصل‌ها را ارایه خواهد کرد.

دلیل این امر، فشارهای اخیر آمریکا نیست، زیرا این نوع مداخلات و مشکلات از صدر انقلاب و ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی رخ داده و از همان بدو تخاصم نیز، گاهی شدتی و حدّتی غیر منتظره یافته و داشته است. ازجمله در ماجرای سفارت آمریکا و ۴۴۴ روز حضور دانشجویان پیرو خط امام یا در مقاطعی از جنگ تحمیلی و یا تحریم‌های یکجانبه و قطعنامه‌هایی که با اصرار و فشار آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد بر علیه ایران ـ گاه و بیگاه ـ به تصویب می‌رسید.

شاید وقت آن رسیده است که با خود روراست باشیم و مسئولیت اغلب و بلکه قریب به اتفاق مشکلات و ناهنجاری‌های موجود را بر عهده بگیریم. فساد و ناکارآمدی یا ناهنجاری‌های اخلاقی و خشونت اجتماعی، افت فرهنگی و آموزشی در تمام مراکز و مقاطع تحصیلی و پژوهشی، یا سوء استفاده و رانت خواری و پارتی بازی ووو… چه ربطی به دشمنان و تخاصم متصل و مداوم آنان دارد؟ در حقیقت اگر کسی یا کسانی معتقد به مبارزة انقلابی و ستیز با استکبار و چنین مجاهدات مقدس و کبیری هستند، باید عقبه و جامعة فاضله‌ای را که، هم پشتیبان این نبرد است و هم نماد و الگوی برتر و کارآمدتر برای انسانهاست ارائه و عرضه کنند.

در غیر این صورت، جهاد برای چه هدفی و با کدام نشانه‌ها و اهداف و امکانات و کدام باورها و باورمندان؟

این کلیات، البته اجمالی بی فایده نیست اگر ناچار باشیم به بخشی از ناکارآمدترین عناصر موجود در ساختار مدیریت و بوروکراسی کشور اشاره کنیم و مقدّمات آگاهی و افشای آنان و نتایج کارها و حضورشان را در شرایط دشوار و بسیار حاد و خاص روی دایرة آگاهی عمومی عیان سازیم!

در حال حاضر دور تازه‌ای از تحریم و محاصرة اقتصادی کشورمان توسط دولت مخاصم ایالات متحدة آمریکا به ریاست دونالد ترامپ درحال تمهید و تدارک است. اما صراحتاً و با اشاره به برخی بازیگران سیاست داخلی باید هشدار داد که این موضوع را نباید دستمایة تسویه حساب‌های سیاسی قرار دهیم.

به خاطر آوریم که در گذشته همین اتفاق افتاد و پس از چندین قطعنامة شورای امنیت، دوستان و شرکای ما نیز به آن قطعنامه‌ها رأی اثبات و ایجاب دادند و در نتیجه ما دچار مشکلات عدیده و ممتدی شدیم که هنوز عوارض و آثارش هویداست.

افراد بی‌مسئولیتی که قطعنامه‌های متکی به اجماع بین‌الدول را در شورای امنیت سازمان‌ملل متحد کاغذ پاره خواندند، به‌ویژه محمود احمدی‌نژاد و تیم همراه و همفکری که زمان و زمینة این بلا و ابتلا را فراهم کرد، طبعاً هیچگاه رضا نداشته‌اند که ایران این اجماع را بشکند و در مذاکرات قدرتمندی همچون برجام آمریکا را منزوی سازد. خشم ترامپ و نتانیاهو از برجام قابل درک و دلیل این امر کاملاً روشن است.

اما گویا آزموده‌ها را قرار است بیازماییم. خاصه با وجود دلال بی‌منطقی مانند ترامپ که در پی‌حذف تمام دولت‌ها و قدرت‌ها و نهادهایی است که ذیل برنامه و تعلقات و منافعی که او تعریف کرده نمی‌گنجند.

در شرایط نوین، شاید مشکلاتی صعب‌تر از دهة هشتاد را پیش‌رو

‌داشته باشیم. زیرا رقبای منطقه‌ای نظیر عربستان و شرکا، رسماً به عنوان مستعمرات آمریکا عمل می‌کنند و چین برای حفظ تعادل شکنندة اقتصادش از ایران و تعلقات مالی آن به راحتی چشم پوشی کرده و از مدت‌ها قبل عطای تجارت و مبادلات پولی و بانکی با ایران را به لقایش بخشیده است.

اروپای پیر با رقیب تازه‌ای به نام اروپای جوانتر که از سایة اتحاد جماهیر شوروی بیرون خزیده، اجماع و قدرت سابق را نخواهد داشت و بسیاری از کارشناسان خبره هشدار می‌دهند که روس‌ها مثل همیشه فقط با برگ ایران بازی می‌کنند و در لحظة حساس ما را تنها خواهند گذاشت. رژیم جنایتکار اشغالگر قدس در سایة آمریکای ترامپ به فعالیت‌های خطرناک و ماجراجویانه دست می‌زند و ایران باید در این زمینه دایرة ضمانت‌های امنیتی را بازتعریف و مجدداً مستحکم نماید. اینها همه مستلزم هزینه و فعالیت مستمر و هشیاری ممتد و مستدام ماست…

باری، در چنین شرایطی، رقابت و ضربه زدن به دولت و گروکشی برای اهداف حقیر و منفعت‌های صغیر بسیار خطرناک است. دولت باید با دست باز ظرفیت‌های موجود را متعادل و توزیع کند و محدودیت‌ها، ممکن است مردم را در برخی زمینه‌ها از بسیاری داشته‌ها و امکانات محروم سازد. مردم ایران البته مقاومت خواهند کرد اما بی‌عدالتی و فساد را دیگر نخواهند پذیرفت. خاصه که به سرعت برق و باد افشا می‌شود و کسی نمی‌تواند در پشت توجیهات بیهوده پنهان یا متواری شود.

این مقدمه برای رسیدگی به چند مسأله در ادامة این یادداشت در روزهای آینده نوشته شده و ادامه دارد. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ