یادداشت
حکیم «سمت»
دکتر انشاء‌الله رحمتی
 

استاد دکتر احمد احمدی که خدایش غریق رحمت کناد، انسانی بزرگ و دوست داشتنی بود. برای من که به لحاظ مولد نسبتی با او داشتم و هم شهری‌اش بودم، جاذبه شخصیت او، دو چندان بود. صفا و صمیمیت و تواضع راستین، پاکدستی و دیانت‌‌اش، همیشه برایم جلب توجه می‌نمود. در شخصیت او به عیان می‌دیدیم که چگونه می‌توان فیلسوفی بزرگ، مدیری توانمند و با نفوذ بود و در عین حال بسان مرد روستایی سالخورده‌ای، فروتن و بی‌ادعا و مهربان.

می‌دانیم که استاد احمد احمدی دروس حوزوی را به درستی فرا گرفته و در محضر بزرگانی چون امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی کسب فیض کرده بود، در عین حال، با هوشمندی خاصی که داشت وارد دانشگاه می‌شود و در رشته فلسفه غرب تا مقطع دکترا تحصیل می‌کند و این بدین معناست که دریافته بود که یک روحانی در دنیای معاصر، یک مرد دین، ناگزیر باید دنیای مدرن را بشناسد، اما برای شناخت دنیای مدرن به شناخت ظواهر آن و رو بناهای آن، نمی‌پردازد، بلکه این شناخت را در عالی‌ترین و عمیق‌ترین سطح دنبال می‌کند و بنابراین به شناخت فلسفی از غرب رو می‌آورد. ممکن است کسی برای شناخت فلسفه غرب به درآمدهایی که بر این فلسفه نوشته شده است یا در نهایت به تاریخ فلسفه‌ها، بسنده کند. اما ایشان در همان ابتدای کار خویش، در این حد متوقف نماند و کوشید متون کلاسیک فلسفه غرب را بفهمد و ترجمه و تفسیر کند. از جمله کارهای وی ترجمه کتاب «تأملات در فلسفه اولی» نوشته رنه دکارت است. دکارت را پدر مدرنیسم می‌دانند و این کتاب مهمترین کتاب وی است. دکتر احمدی این کتاب را به شکل نیکویی به فارسی ترجمه کرده است و سال‌ها است که در ایران از پرخواننده‌ترین متون کلاسیک فلسفه غرب است. افزون بر این، ایشان بر روی دو کتاب از ایمانوئل کانت (تأسیس مابعد‌الطبیعه اخلاق، و نقد عقل عملی) کار کرده بود که متأسفانه هنوز انتشار نیافته‌اند. فقط اینگونه نبود که منفعلانه در پی شناخت فلسفه غرب باشد. بلکه به نقد عالمانه این فلسفه نیز اهتمام داشت و از این روی کتاب وحدت تجربه فلسفی (نقد تفکر فلسفی غرب) به قلم اتین ژیلسون (فیلسوف تومیست فرانسوی) را با ترجمه درخشانی منتشر ساخت و نیز کتاب «بن لایه‌‌های شناخت» را تألیف کرد که می‌توان آن را تلاشی ستودنی در زمینه معرفت‌شناسی مقایسه‌ای، قلمداد کرد.

مسئولیت‌های مدیریتی ایشان، باعث شد بسیاری از تحقیقات علمی‌شان ناتمام بماند. حتی اگر جز این بود و ایشان وقت آزاد‌تری داشتند قطعاً جامعه علمی و فرهنگی ما، سرمایه عظیمی از آثار این فیلسوف فرزانه را در اختیار می‌داشت. با این همه نباید کارهای بزرگ وی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و به ویژه سازمان سمت را نادیده گرفت. کار ایشان در سازمان سمت چنان بود که به جای خلق کتاب، نویسنده خلق می‌کرد و امروزه به برکت همین تدبیر ایشان، میراث ارجمندی از آثار در زمینه علوم انسانی خلق شده است. حتی امروز هم که جامعه ما به درک عمیق‌تری از مشکلات علوم‌انسانی و چالش‌های فراروی کشور در این زمینه رسیده است، ادامه کاری که استاد احمدی در سازمان سمت انجام داده است، چاره‌سازترین راه‌حلی است که می‌توان برای آنها داشت.

باری امروز داغدار مردی هستیم که «از شمار دو چشم یک تن کم و ز شمار خرد هزاران بیش»

Email this page

نسخه مناسب چاپ