شرح دعای روز بیست‌ونهم ماه‌ مبارک‌ رمضان‌
آیت‌ الله‌ روح‌ الله‌ خاتمی(ره)
 

اَللّهُمَّ غَشِّنی فیهِ بِالرَّحمَه‌ِ وَارزُقنی فیهِ التَّوفیقَ وَالعِصمَه‌َ وَطَهِّر قَلبی مِن غَیاهِبِ التُّهَمَه‌ِ یا رَحیماً بِعِبادِهِ المُؤمِنینَ

خدایا فراگیر مرا در این ماه به مهر خود و روزیم کن در آن به توفیق و خودنگهداری و پاک کن دلم را از تیرگیهای تهمت ای مهربان نسبت به بندگان مؤمن خود

لوازم‌ سیر و سلوک‌ الی‌الله‌

در فراز اول‌ می‌فرماید: «خدایا! فراگیر کن‌ در این‌ روز مرا به‌ رحمت‌ خودت». «غشی» مصدرش‌ غشیان‌ است. «غشیان» یعنی‌ پوشیدن‌ یک‌ چیزی‌ به‌ گونه‌ای‌ که‌ به‌ تمام‌ معنا آن‌ چیز پوشیده‌ شده‌ باشد. همان‌گونه‌ که‌ در قرآن‌ کریم‌ آمده‌ است «یغشی‌الیل‌ النهار» یعنی‌ شب‌ روز را می‌پوشاند، طوری‌ تاریکی‌ شب‌ همه‌ جا را فرا می‌گیرد که‌ دیگر هیچ‌ چیز از آن‌ پیدا نیست. و یا در جایی‌ دیگر از قرآن‌ کریم‌ آمده‌ است‌ «وغشیهم‌ فی‌الیم» این‌ بخش‌ از آیه‌ اشاره‌ای‌ است‌ به‌ اصحاب‌ فرعون‌ که‌ خدا غرقشان‌ کرد: «وغشیهم‌ فی‌الیم» یعنی، آب‌ دریا آن‌ها را گرفت‌ و همه‌ آن‌ها را پوشاند. یک‌ وقت‌ با خدا می‌گوییم: خدایا! رحم‌ کن‌ بر ما یا رحمتت‌ را بر ما نازل‌ کن‌ اما یک‌ وقت‌ می‌گوییم: خدایا! فراگیر بکن‌ رحمتت‌ را بر ما «غشنی‌ بالرحمه» این‌ مبالغه‌اش‌ خیلی‌ بیشتر است.

یعنی، طوری‌ مرا در میان‌ رحمت‌های‌ خودت‌ غرق‌ بکن‌ که‌ تمام‌ جوانب‌ و تمام‌ امور مرا رحمت‌ تو فرا بگیرد به‌ نحوی‌ که‌ دیگر هیچ‌ کمبودی‌ در زندگی‌ من‌ نباشد. بعد می‌فرماید: «و ارزقنی‌ فیه‌ التوفیق‌ والعصمه».

انسان‌ در مقام‌ عبودیت‌ و تحصیل‌ کمالات‌ انسانی‌ دو چیز لازم‌ دارد که‌ باید آن‌ دو چیز را انجام‌ بدهد تا به‌ کمالات‌ انسانی‌ مطلوب‌ برسد یکی‌ ادا کردن‌ و بجا آوردن‌ اعمال‌ صالحه‌ و واجبه‌ (یعنی‌ یک‌ واجباتی‌ باید انجام‌ بدهد. بنده‌ خدا اگر می‌خواهد مقام‌ قرب‌ الهی‌ پیدا بکند می‌خواهد بهشت‌ برود، می‌خواهد آخرتش‌ خوب‌ بشود باید واجباتی‌ را که‌ در شرع‌ مقدس‌ اسلام‌ معین‌ شده، انجام‌ بدهد.) دیگر اینکه‌ باید از محرمات‌ اجتناب‌ بکند. چون‌ انسانی‌ که‌ می‌خواهد در یک‌ طریق‌ سیر بکند، یک‌ جنبه‌ مثبت‌ دارد که‌ باید برود، و دیگر اینکه‌ یک‌ سری‌ موانعی‌ هم‌ در کار است‌ که‌ آن‌ موانع‌ را هم‌ باید پس‌ بزند. البته‌ در کنار همه‌ این‌ها باید توفیق‌ الهی‌ و عصمت‌ الهی‌ باشد. این‌ است‌ که‌ اینجا برای‌ اینکه‌ آن‌ عمل‌ واجب‌ را انجام‌ بدهیم، محتاج‌ به‌ توفیقیم. یعنی‌ باید اسباب‌ این‌ کار برای‌ ما فراهم‌ شود. چون‌ هر کاری‌ اسباب‌ و عواملی‌ خاص‌ دارد که‌ باید فراهم‌ بشود تا آن‌ کار انجام‌ بشود. این‌ را «توفیق» می‌گوییم.

توفیق‌ الهی، محرکی‌ قوی‌ و روشنگر

«توفیق» یعنی‌ فراهم‌ کردن‌ اسباب‌ و از آن‌ طرف‌ نسبت‌ به‌ محرمات‌ و کارهای‌ بد و ناشایست‌ (که‌ ما باید انجام‌ ندهیم) آن‌هم‌ نیازمند عصمت‌ است. یعنی‌ محتاج‌ این‌ هستیم‌ که‌ یک‌ کسی‌ نگاهمان‌ بدارد.

ببینید! شما وقتی‌ می‌خواهید به‌ سمت‌ یک‌ کاری‌ بروید، نیازمندید که‌ کسی‌ شما را به‌ سوی‌ آن‌ کار روانه‌ کند. در همین‌ حال‌ نیز می‌باید یک‌ اسبابی‌ فراهم‌ باشد که‌ به‌ سوی‌ آن‌ کار حرکت‌ کنید. همین‌طور یک‌ کاری‌ که‌ می‌خواهید نکنید، باید یک‌ چیزی‌ باشد که‌ شما را از آن‌ کار پس‌ زده‌ و دور نگاه‌ دارد.

نسبت‌ به‌ عبادات، ما محتاج‌ هستیم‌ که‌ یک‌ محرکی‌ داشته‌ باشیم‌ تا ما را به‌ سوی‌ عبادت‌ برانگیزد و آن، توفیق‌ الهی‌ است‌ و نسبت‌ به‌ معصیت‌ها که‌ می‌خواهیم‌ آلوده‌ به‌ آن‌ها نشویم‌ هم، محتاج‌ این‌ هستیم‌ که‌ یک‌ کسی‌ ما را نگاه‌ دارد. در جهت‌ اینکه‌ هواهای‌ نفسانی‌ انسان‌ و خواهش‌های‌ نفسانی‌اش‌ او را به‌ سوی‌ معصیت‌ می‌کشاند. پس‌ باید یک‌ مانع‌ و حاجب‌ و رادعی‌ باشدکه‌ ما را از معصیت‌ نگاه‌ دارد. این‌ است‌ که‌ می‌گوید:

«و ارزقنی‌ فیه‌ التوفیق‌ و العصمه» روزی‌ کن‌ مرا توفیق‌ برای‌ عبادت‌ و انجام‌ اعمال‌ صالحه، یعنی، اسباب‌ کار و وسائلی‌ که‌ من‌ لازم‌ دارم‌ تا به‌ واجبات‌ و وظائف‌ خودم‌ عمل‌ بکنم، را فراهم‌ ساز، و مرا از معصیت‌ نگاه‌ دار و حفظ‌ بکن‌ از اینکه‌ من‌ معصیتی‌ انجام‌ بدهم.

در فراز سوم‌ دعا می‌فرماید: «وطهر قلبی‌ فیه‌ من‌ غیاهب‌ التهمه». «غیاهب» جمع‌ غیهب‌ است‌ و «غیهب» به‌ معنای‌ ظلمت‌ و تاریکی‌ خیلی‌ زیاد می‌باشد. حالا می‌گوید: قلب‌ مرا از تاریکی‌های‌ زیاد تهمت‌ حفظ‌ بکن.

آثار شوم‌ بدبینی‌ و تهمت‌

تهمت‌ یعنی‌ بیان‌ سوءظن، بدگمانی‌ و بدبینی‌ نسبت‌ به‌ دیگر اشخاص، یکی‌ از آفت‌های‌ اجتماع‌ و انسان‌ مسئله‌ بدبینی‌ و سوءظن‌ داشتن‌ به‌ مردم‌ و وارد آوردن‌ ایراد در کارهای‌ مردم‌ است. بالاخص‌ این‌ مساله‌ یکی‌ از چیزهایی‌ است‌ که‌ کم‌ و بیش‌ در اغلب‌ مردم‌ یافت‌ می‌شود، درحالی‌ که‌ بنا بر آنچه‌ از احادیث‌ حضرات‌ معصومین‌ علیهماالسلام‌ برداشت‌ می‌شود، انسان‌ باید نسبت‌ به‌ خودش‌ بدبین‌ و نسبت‌ به‌ بندگان‌ خدا

خوشبین‌ باشد. در همین‌ زمینه‌ حضرت‌ امیرالمؤ‌منین‌ – سلام‌الله‌علیه‌ – می‌فرماید: «مومن‌ نسبت‌ به‌ خودش‌ مظنون‌ است». بدین‌ معنا که‌ نسبت‌ به‌ خودت‌ بدگمان‌ باش‌ همیشه‌ سعی‌ بکن‌ که‌ کار خوب‌ بکنی‌ و معمولا خودت‌ را بد بدانی‌ ولی‌ دیگران‌ را باید خوب‌ بدانی، مگر آنکه‌ خلاف‌ آن‌ برایت‌ ثابت‌ بشود و به‌ مرحله‌ یقین‌ برسد.

انسان‌ حتی‌الامکان‌ نباید دربارهِ‌ بندگان‌ خدا و مؤ‌منین‌ گمان‌ بد ببرد. گمان‌ بد بردن، خود انسان‌ را خراب‌ می‌کند و دل‌ انسان‌ را تیره‌ می‌سازد. بدگمانی‌ باعث‌ نفاق‌ و دورویی‌ها می‌شود، باعث‌ جنگ‌ها و کشمکش‌ها می‌شود.

انسان‌ خوشبین‌ از همه‌ این‌ها برکنار است. این‌ است‌ که‌ می‌فرماید: خدایا! دل‌ مرا از تاریکی‌های‌ تهمت‌ زدن‌ و بدبین‌ بودن‌ نسبت‌ به‌ دیگران‌ پاک‌ بفرما و دل‌ مرا روشن‌ کن‌ به‌ اینکه‌ اندیشه‌های‌ باطل‌ نداشته‌ باشم‌ بدگمانی‌های‌ مرا به‌ خوش‌گمانی‌ تبدیل‌ بفرما و خلاصه‌ تاریکی‌ دل‌ مرا روشن‌ بفرما.خلاصه‌ دعا این‌ است: «خدایا! فراگیر کن‌ در این‌ روز تمام‌ وجود مرا به‌ رحمت‌ خودت‌ «اللهم‌ غشنی‌ فیه‌ بالرحمه» یعنی: خداوندا سر تا پای‌ مرا از رحمت‌ خودت‌ بپوشان‌ «و ارزقنی‌ فیه‌ التوفیق‌ و العصمه» و در این‌ روز به‌ من‌ روزی‌ کن‌ توفیق‌ انجام‌ اعمال‌ صالحه‌ و منع‌ از اینکه‌ به‌ کارهای‌ بد گرایش‌ پیدا کنم، «طهر قلبی‌ فیه‌ من‌ غیاهب‌ التهمه» و پاک‌ و روشن‌ ساز دل‌ مرا از تاریکی‌های‌ تهمت‌ و بدگمانی.

«یا رحیما بعباده‌ المؤ‌منین» یعنی‌ ای‌ کسی‌ که‌ نسبت‌ به‌ بندگان‌ مؤ‌من‌ خودت‌ رحیم‌ و مهربان‌ هستی، این‌ حوائج‌ و درخواست‌های‌ ما را به‌ هدف‌ اجابت‌ برسان.

Email this page

نسخه مناسب چاپ