مکتوب هفته
هفت‌سرِ خودسری
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
این مشق مکتوب، یقین زمانی از زیر دیدگان مبارکتان می‌گذرد، که یک هفته از زمان مقدّرش گذشته، و یقین‌تر آن‌که، ده‌ها و بلکه صدها افاضات پیش از این اضافات پیرامون سوژه مورد نظر خوانده باشید. لیک این قلم را چاره چیست؟ که صاحبش در حکم نانوایی‌ست که نانش را تنها در یک شب، آن هم آخر هفته از تنور برمی‌کشد؛ بیات و از دهن افتاده، برای کسانی که دیر رسیده‌اند البته قوت لایموتی‌ست‎.

الغرض، آن روز هم روز نماز جمعه بود و جماعت نمازخوان جمعه در آن ایام بسی چشمگیرتر و پر ازدحام‌تر از این روزها؛ مظنّه اوایل دهه هفتاد بود. بعد از نماز، جماعتی از «انصار» بر دو تن از «مهاجران» تاختند و تا توانستندشان نواختند بحول‌الله؛ که هنوز دوران گفتمان «علی برکةالله» فرا نرسیده بود. از قضا مهاجران، دو وزیر وقت بودند «ارشادی» و «کشوری»، و مهاجمان، طبق گفتمان این روزها «خودسری»؛ که آن روزها چندان خودسر شمرده و ‌نامیده نمی‌شدند؛ چرا که، سرهاشان به اندازه امروز مخفی نبود‎.

در غوغای «اصلاحات‌بازی» آن روزها، البته ارّه دادن و تیشه ستاندن‌هایی از این قبیل، سکه رایج بود میان اصولیان و اخباریان(!)؛ این‌قدر عادی می‌نمود، که‌ کسی بر این حرکات خرده نمی‌گرفت و اگر هم می‌گرفت، تره‌ای بر این خرده‌گیری‌ها پاک نمی‌شد‎.

روزگار گذشت‌ و گذشت. برخی از مهاجران کتک‌خورده آن روزها مهاجرت کردند و برخی سر در جِیب مفارقت فرو بردند و بعضی دگر به رنگ روزگار درآمدند؛ هرسو که آفتاب طلوع می‌کرد‎‏.‏

از آن برخیِ انصار، بعضی‌شان از شور جوانی فاصله گرفتند و سر به زندگی معمول افکندند و کسبی و پیشه‌ای دست و‌پا نمودند و زبان حالشان این شد که: میان‌سالا! فکر نان کن که خربزه آب است‎.‎

اینگونه شد که برخی از آن بعضی‌ها بعد از شِش و بِشی که با خود کردند، رفتند سراغ هنر هفتم؛ و مصلحت چنان دیدند که هنرمند(!) شوند از نوع پرده‌نقره‌ای و شدند؛ و به قول عرب‌ها فیلم «اخراج» کردند؛ یعنی همان کارگردانی خودمان‎.

روز قدس امسال، وارثان نانوشته و نورسیده همان قبیله مهاجم، که برنمی‌تابند زندگی مسالمت‌آمیز میان «مهاجر» و «انصار» را، دوباره گل کاشتند در فحاشی و ناسزاگویی به یکی از همین «مهاجران»، که هرچند مولدش کربلایی یا نجفی‌ست، اما اصل و نسبش ایرانی‌ست و مهم‌تر از آن، هدفش «ایران» است‏‏‎.

اکنون که این انشای زیبا(!) را می‌نویسم، عصرگاه روز قدس است و شما زمانی می‌خوانید که آب‌ها از آسیاب افتاده و طبق معمول، گروه‌ها و افراد خودسر(!)، به اندازه کافی و وافی تقبیح شده‌اند؛ هرچند تنبیهشان را بسیار بسیار بعید می‌دانم‎. ‎اما به عنوان اضافه‌ای بر همه آنچه در این هفته در این مورد گفتند و‌نوشتند و شنیدید، عرضه می‌دارم: این گروه خودسر عجب موجود هفت‌سری‌ست، که هر سرش را می‌زنی، هفت سر بر آن یک سرِ زده می‌روید و ولله یضاعف لمن یشاء‎!‎

Email this page

نسخه مناسب چاپ