آمریکا و تناقضات درونی ترامپیسم
یکجانبه گرایی آمریکا تهدیدی برای نظام بین الملل
بخش دوم و پایانی
 

دولت آمریکا با خروج از برجام و سپس تعیین شروط ۱۲ گانه برای ایران، علاوه بر ترسیم ابعاد سیاست خارجی جدید خود در برابر تهران، پیام روشنی را به کشورهای منطقه مخابره کرد؛ تسلیم ما نباشید با شما مقابله می کنیم.
به گزارش ایرنا، چند روز پس از خروج آمریکا از توافق چند جانبه برجام، «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه آمریکا، با حضور در بنیاد محافظه کار «هریتیج»، ابعاد تازه سیاست خارجی واشنگتن در برابر ایران را اعلام کرد تا با صدایی بلندتر از همیشه، تخاصم جدی واشنگتن با تهران را به گوش جهانیان برساند. شروط ۱۲ گانه پمپئو برای خودداری از اعمال «سخت ترین تحریم‌های تاریخ» علیه ایران و برقراری روابط دیپلماتیک با تهران، چنان غیر واقع بینانه و وهم آلود بود که مورد انتقاد جدی بسیاری از تحلیلگران بین المللی قرار گرفت.این شروط که پایان بخشی به همه فعالیت‌های هسته‌ای، اجازه بازرسی از همه مناطق نظامی و غیر نظامی، توقف برنامه‌های دفاع موشکی، آزادی همه زندانیان آمریکایی، پایان‌بخشی به حمایت از حزب الله، حماس، شبه نظامیان حشدالشعبی، حوثی‌های یمن، خروج از سوریه و … را شامل می شود، از دید بسیاری تحلیلگران به خاطر هدف قرار دادن ماهیت و بنیان نظام جمهوری اسلامی ایران و مبتنی نبودن بر واقعیت، کاملا غیرعملیاتی و غیر اجرایی است .
بررسی شروط ۱۲ گانه مطرح شده توسط وزیر امور خارجه آمریکا، از یک واقعیت تلخ برای آمریکایی‌ها نشان دارد و آن اینکه به نظر می رسد واشنگتن استراتژی منطقه ای خود به ویژه سیاست‌های خود در قبال تهران را هم راستا و همسو با منافع رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی تعریف کرده است.استدلالات و شواهد غیر مستندی که چندی پیش از سوی نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان سند فعالیت‌های هسته ای به اصطلاح «غیر مشروع» جمهوری اسلامی ایران منتشر شد، مبنای استناد و تصمیم گیری ترامپ برای خروج از برجام قرار گرفت و تکرار اتهامات و ادعاهای مقام‌های سعودی در خصوص نقش منطقه ای «بی ثبات ساز» ایران، مبنای استراتژی جدید آمریکا در تقابل با تهران قرار گرفته است. تسلیم شدن «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی و «محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی در برابر ترامپ، رییس جمهوری آمریکا را به حمایت از سیاست‌های ریاض و تل آویو واداشته است. فروش هنگفت تسلیحات نظامی پیشرفته به عربستان سعودی و نشان دادن چراغ سبز به تل‌آویو برای تداوم سیاست‌های تجاوزکارانه و تشدید شهرک سازی‌ها را می توان در همین چارچوب تفسیر کرد. از سوی دیگر به نظر می رسد دولت واشنگتن در تقابل با تهران زیر تاثیر مستقیم سران تل آویو و ریاض قرار داشته باشد. حال آنکه از دید برخی تحلیلگران، این تاثیرپذیری به احتمال زیاد نه ناشی از قانع شدن رییس‌جمهوری آمریکا نسبت به تهدید انگاری ایران، بلکه به خاطر منافع اقتصادی است که ریاض و تل‌آویو نصیب واشنگتن می کنند. اگرنه خود رهبران واشنگتن درمورد تبعات و پیامدهای منفی دو اقدام جنجالی اخیر دستگاه دیپلماسی آمریکا یعنی خروج از برجام و انتقال سفارت از تل آویو به بیت‌المقدس وقوف کامل دارند. این در حالی است که مقاومت عملی تهران در برابر مداخله جویی و زیاده خواهی‌های واشنگتن در منطقه، اسباب تقابل جدی دولت ترامپ با جمهوری اسلامی ایران را فراهم آورده است. خروج آمریکا از برجام به عنوان توافقی چند وجهی که به تایید شورای امنیت سازمان ملل هم رسیده است، نشان از این واقعیت دارد که آمریکا برای به تسلیم واداشتن کشورهای ناهمسو با خود، حتی از زیرپاگذاشتن قوانین و قواعد بین‌المللی ابایی ندارد؛ حتی اگر این عهدشکنی، به اعتبار آمریکا آسیب برساند. به این ترتیب کنشگری یک ماه اخیر آمریکا در منطقه به ویژه اعلام استراتژی تازه واشنگتن در برابر ایران، این پیام را به کشورهای منطقه مخابره می کند که اگر با ما باشید، حتی به قیمت نقض قوانین بین المللی از شما حمایت خواهیم کرد و اگر با ما نباشید، باز هم به قیمت نقض عهد بین المللی، با شما به تقابل برخواهیم خواست. بندهای زیاده‌خواهانه ذکر شده در استراتژی جدید آمریکا در برابر تهران مانند اظهارات اخیر ترامپ در بیان دلایل لغو قرار ملاقات با رهبر کره‌شمالی نشان می دهد واشنگتن ارتباط خود با کشورهای منطقه و حتی جهان را بر مبنای رویکرد صفر یا صد تنظیم می کند. به این معنا که یا کشور مقابل به طور کامل در برابر خواسته‌های آمریکا کوتاه می آید و در زمره دوستان آمریکا قرار می گیرد، یا بر خواسته‌های خود مقاومت می کند و در زمره دشمنان واشنگتن قرار می‌گیرد. به این ترتیب تمامیت خواهی آمریکا، اهداف هرگونه تعامل و مذاکره با واشنگتن را زیر سوال می برد. این شیوه کنشگری واشنگتن شاید در کوتاه مدت اهداف و منافع اغلب سیاسی و اقتصادی آمریکا را تامین کند، اما در بلند مدت به ابعاد نرم افزاری قدرت آمریکا چون اعتبار و جایگاه بین المللی آن آسیب‌های جبران ناپذیری وارد خواهد کرد. افزون بر این، چنین شیوه رفتار در عرصه بین المللی، با زیر سوال بردن ساختارها و شاخص‌های نظام بین‌الملل، بی ثباتی را به دنبال خواهد آورد. حال برخی کشورها آمریکا را در ایجاد این بی نظمی و بی‌ثباتی همراهی می کنند و بسیاری دیگر در برابر روندهای بی ثبات ساز زیر هدایت آمریکایی‌ها ایستادگی می کنند. از این رو است که این روزها اروپا، با آگاهی نسبت به پیامد خطرناک یکجانبه گرایی‌های آمریکا، به دنبال درانداختن طرحی نو برای تداوم برجام منهای آمریکا است.
رویای پمپئو برای خاورمیانه جدید
سیاست خارجی آمریکا به خصوص در قبال خاورمیانه در دوره کوتاه «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه جدید این کشور تهاجمی تر و حمایت کاخ سفید از دشمنان قسم خورده ایران جدی تر شده است. اختلاف نظر در کابینه «دونالد ترامپ» چهل و پنجمین رئیس جمهوری آمریکا بخصوص در حوزه سیاست خارجی و بین الملل، سرانجام در ماه‌های گذشته به برکناری «رکس تیلرسون» و انتصاب پمپئو منجر شد؛ فردی که در دولت ترامپ موفق به تکیه بر ریاست سازمان سیا شد و از درجه همسویی و همگرایی بیشتری با مقامت تندرو کاخ سفیدبرخوردار است.همانند ترامپ که منطقه خاورمیانه را برای نخستین مقصد سفر خارجی خود تعیین کرد، پمپئو نیز چند روز پس از دستیابی به عالی ترین پست وزارت امور خارجه راهی عربستان و فلسطین اشغالی شد تا برنامه‌های از پیش تعیین شده همقطاران خود را در این منطقه آشوب زده عملیاتی کند. او اوایل اردیبهشت ماه وارد عربستان شد و در ارتباط با مسائل مختلفی از جمله ایران با مقامات آل سعود به گفت وگو پرداخت. سپس با ورود به فلسطین اشغالی و دیدار با «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی، بخش‌هایی از توطئه‌های ضد ایرانی آمریکا را رونمایی کرد.
نتیجه دیدار پمپئو با نتانیاهو به نمایش مضحکی منجر شد که ساعاتی پس از پایان دیدار از سوی نخست وزیر رژیم صهیونیستی انجام گرفت. او با نشان دادن چند تن سند و مدرک جعلی، ایران را متهم به فعالیت‌های غیرصلح آمیز هسته‌ای کرد و راستی آزمایی‌های آژانس بین المللی را در مورد برجام زیر سوال برد. بی تردید پمپئو و نتانیاهو با این ترفند به دنبال بهانه تراشی برای خروج موجه آمریکا از برجام بودند. تنها چند روز پس از نمایش نخست وزیر رژیم صهیونیستی، موعد چهارمین تایید برجام فرا رسید اما ترامپ برخلاف دوره‌های قبل از تمدید تعلیق تحریم‌ها سرباز زد و از توافق هسته ای ایران و ۱+۵ خارج شد. آمریکا امروز عربستان سعودی و اسرائیل را در کنار خود و متحدان دیرینه اروپایی را در مواردی از قبیل برجام همپیمان ایران می بیند. تحلیلگران بر این باورند که با ادامه کارشکنی‌های آمریکا و اصرار آنها بر بی اعتبار کردن برجام به عنوان توافقی که جهان بر اجرای آن اجماع دارد، ایالات متحده هزینه‌های بیشتری را باید بپردازد. تلاش آمریکا بر ایجاد اجماع بین المللی علیه ایران که همواره از زبان ترامپ و وزیر امور خارجه ستیزه جوی او جاری می شود، نتیجه ای عکس خواهد داد. در همین روزهایی که کاخ سفید در پی اعمال تحریم‌های هسته ای علیه ایران است، رهبران و دیپلمات‌های اروپایی راه‌های مقابله با کارشکنی‌های آمریکا را بررسی می کنند.
نفوذ ایران در منطقه موضوع مهم دیگری است که وزیر امور خارجه آمریکا درصدد مقابله با آن برآمده است. شروط دوازده گانه ای که پمپئو در بیان راهبرد جید آمریکا به آن اشاره کرد، سیاست‌های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران هدف قرار داد. ادعاهای گزافی که با واکنش مقامات کشورمان مواجه شد و حجت‌الاسلام «حسن روحانی» رئیس جمهوری اظهار داشت که دنیا این منطق را نمی پذیرد آقایی که تا دیروز در مرکز جاسوسی بوده الان به عنوان وزیر خارجه آمریکا معرفی شده و می خواهد تعیین تکلیف کند. ترامپ با نگاهی تاجرمآبانه همواره موضوع هفت تریلیون دلاری را که آمریکا در خاورمیانه هزینه کرده، پیش می کشد و به باور وی کشورهای منطقه باید سود حاصل از حضور نظامی آمریکا را بازگردانند؛ حضوری که بیش از سامان‌بخشی و ایجاد صلح، به ناامنی بیشتر منطقه منجر شده است. ایالات متحده در دوره ترامپ برخلاف شعارهای انتخاباتی بر ماجراجویی‌ها در خاورمیانه افزوده است. همان طور که ترامپ چندی پیش اشاره کرد، دوشیدن گاو شیرده یعنی عربستان در دولت جدید آمریکا در حال اتفاق افتادن است که انعقاد توافق تسلیحاتی ۱۱۰ میلیارد دلاری بین ریاض و واشنگتن در این چارچوب قابل ارزیابی است.کاخ سفید قصد محدود کردن ایران و باز گذاشتن دست کشورهایی چون عربستان را دارد تا از این طریق ضمن کاستن از هزینه خود، از رژیم صهیونیستی نیز محافظت کند.
آمریکا بی اعتنا به قوانین بین المللی با همین هدف سفارت خود را از تل‌آویو به بیت المقدس انتقال داد تا به رژیم صهیونیستی مشروعیت ببخشد. سکوت برخی مقامات کشورهای عربی در مقابل این اقدام نامقبول ترامپ و شهادت بیش از ۱۲۰ نفر از فلسطینیان در نوار غزه طی چند روز گذشته، لکه ننگی بر پیشانی آنان است که پیروی کورکورانه از سیاست‌های آمریکایی را در پیش گرفته اند.
از طرفی،کشمکش‌های رییس جمهوری آمریکا با توافق هسته ای طی ۱۶ ماه اخیر اصلی ترین چالش خودساخته در عرصه سیاست خارجی این کشور بوده و بیشترین فراز و فرودها را در دولت ترامپ و روابط با متحدان واشنگتن به وجود آورده است.تلاش برای نمایش چهره ای غیرقابل پیش بینی و در عین حال عملگرا اصلی‌ترین برنامه دولتداری «دونالد ترامپ» در یک سال و چند ماهی است که از ورود وی به کاخ سفید می گذرد. ترامپ برای تحقق وعده‌هایش در زمینه‌های داخلی و خارجی تا اینجای کار هم بسیاری از قواعد بازی سیاسی و دیپلماتیک را برهم زده تا نزد رای دهندگان آمریکایی و به خصوص طرفداران جمهوریخواهش مقبول ترین، مقتدرترین و متعهدترین رییس جمهوری تاریخ آمریکا لقب گیرد.مولفه‌های قدرت ایالات متحده به ویژه در عرصه‌های اقتصادی و نظامی و نیز اختیارات فراوان رییس جمهوری در کشوری که دهه‌ها داعیه دار رهبری بین الملل بوده توان مانور چشمگیری به ترامپ داده تا برخلاف اسلاف خود، شخصی ترین تمایلات خود را در جایگاه اهداف ملی آمریکا بنشاند. رییس جمهوری آمریکا به رغم انتقادات فراوان حتی ابایی از خانوادگی کردن امور سیاسی و دیپلماتیک این کشور نداشته و شان سیاست ورزی را از دید بسیاری از نخبگان آمریکایی به مدیریت بنگاه‌های اقتصادی همچون هتل و قمارخانه‌های ترامپ فروکاسته است.ترامپیسم البته در پیشبرد منویات و تصمیمات دلخواه، مطلق‌العنان نبوده و بارها با دیوار سخت سیستم کنترل و تعادل آمریکایی برخورد کرده از جمله تلاش برای تحول سیاست‌های مهاجرتی آمریکا و سختگیری‌های شدید در مورد ورود مهاجران که موجب اصطکاک با نظام قضایی این کشور شده است. نگرانی رییس جمهوری آمریکا از تعقیب قضایی و استیضاح به دلیل تقلب سیاسی و روابط پنهانی با روس‌ها در جریان انتخابات سال ۲۰۱۶ نیز سبب شد وی به رغم طیفی از منافع تجاری و کشش شخصی به سمت روسیه و رییس جمهوری این کشور، مسکو را در کنار تهران و پیونگ یانگ هدف قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها موسوم به کاتسا قرار دهد و اواسط تابستان پارسال این مصوبه کنگره را به امضا برساند.
ترامپ با هدف تخطئه کارنامه دولتداری دموکرات‌ها از همان ابتدا با توافق هسته ای به عنوان مهمترین دستاورد سیاست خارجی «باراک اوباما» اعلان مخالفت کرد. تشدید مواضع ضد ایرانی رییس جمهوری آمریکا متاثر از تحریک صهیونیست‌ها و حاکمان سعودی وی را برآن داشت تا به بهای برکناری وزیر امور خارجه و نیز مشاور امنیت ملی از توافق هسته ای خارج شود. از همین منظر می توان گفت برجام پیش از خروج واشنگتن از توافق هسته ای سبب ساز تسویه ای سیاسی- امنیتی در کابینه ترامپ شد و پس از آن نیز برخی از مقامات ارشد دیپلماتیک آمریکا در اعتراض به اقدام وی تصمیم به استعفا از سمت‌های خود گرفتند.آشکار شدن ناکامی ترامپ طی روزهای اخیر سبب شد تا وزیر امور خارجه تازه کار آمریکا موجی از حملات سیاسی را علیه ایران به راه اندازد؛ اظهاراتی که نشان داد دولت واشنگتن بدون برنامه و راهبرد خاصی اهداف موهومی را در قبال جمهوری اسلامی ایران دنبال می کند.نگاهی به شیوه عمل دولت پیشین آمریکا برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در جریان اختلافات هسته ای نشانگر قاعده مندی سیاست‌های واشنگتن و رویکردهایی منطبق با راهبردهای مدون منطقه ای و بین المللی بود چنانکه دولت اوباما اعمال تحریم‌هایی هدفمند را به موازات تلاش برای مذاکره و کسب نتیجه با کمترین هزینه پیش برد.الگوی دیپلماسی ترامپ در قضایایی چون جنگ تجاری با چین و اروپا و نیز بحران شبه جزیره کره را می توان به شکل تهاجم گسترده و یکباره و سپس عقب نشینی برای معامله از موضع برتر توصیف کرد. یورش بی سابقه ترامپ به برجام و خروج از آن بر خلاف تصور وی کارت برنده ای را در اختیار آمریکا قرار نداد و همین موضوع سبب تلاش برای یورشی تازه و گسترده‌تر شد. از منظری دیگر سیاست ترامپ در قبال ایران را می توان تابعی از منطق بازار و تصمیم گیری آنی برای کسب منفعت در بهترین موقعیت یافت. تشدید خصومت سعودی‌ها و سران رژیم صهیونیستی با ایران از دید رییس جمهوری آمریکا، افزایش فشار بر تهران را به سیاستی به صرفه مبدل ساخته است.این دیدگاه نیز خود موید سست عنصری ترامپیسم و عدم انطباق آن با راهبردی مشخص است؛ وضعیتی که شاید در کوتاه مدت موفقیت‌هایی را در کارنامه داخلی و خارجی رییس جمهوری آمریکا به ثبت برساند اما گریزی از عواقب سنگین آن برای این کشور نخواهد بود. به عبارتی دیگر ترامپ سودای پرکردن انبان پررخنه وجاهت خود را با هزینه‌هایی از آینده آمریکا در سر می پروراند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ