بقای برجام و منافع اتحادیه اروپا
دکتر طه اکرمی
 

ترامپ در ۸ می ۲۰۱۸، خروج آمریکا از برجام را اعلام کرد که البته این خروج، از مدتها پیش قابل انتظار بود. اما آنچه در این بین حائز اهمیت است، تلاش بیش از حد اتحادیه اروپا در حفظ برجام است. این نوشتار در پی آن است تا به بررسی علت این موضوع یعنی علت اهمیت برجام برای اروپا، بپردازد. پیش از شروع بحث، لازم است کمی در باب منطق استراتژی کلان آمریکا که همان منطق استراتژی اروپا است صحبت شود.

همانطور که ویلیامز، تاریخدان آمریکایی نیز بیان کرده است، هدف استراتژی کلان آمریکا ایجاد یک سیستم بین المللی یا نظم جهانی تحت عنوان «جهان درهای باز» است. این جهان بدین معنی است که دولتها باز و تابع نهادها و ارزشهای لیبرالیستی آمریکا بوده و همچنین بر روی رخنه اقتصادی آمریکا نیز باز باشند. لذا جهان درهای باز دارای دو ستون اصلی است: نخست درهای باز اقتصادی (حفظ سیستم اقتصادی بین المللی باز) و دوم درهای باز سیاسی و ایدئولوژیکی (گسترش دموکراسی و لیبرالیسم در خارج). این منطق با این توجیه که هرگونه حصار و بسته بودن، بقا و حیات ارزشهای آمریکا را به خطر می‌اندازد در ارتباط است که این همان سبک زندگی آمریکایی است. در آخرین سند امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۱۷ نیز به وضوح بیان شده است که «هیچ تهدید خارجی نباید تعهد ما به ارزشهای مشترک را بلرزاند» ، لذا حکومت و کشور مطلوب، آن چیزی است که ایدئولوژی و منافع اقتصادی آمریکا را تضمین کند. این اندیشه پس از جنگ جهانی دوم به وضوح قابل مشاهده و به ویژه در نظام بین‌الملل نیز مشهود است. نکته ای که در این موضوع حائز اهمیت است، رابطه علت و معلولی بین ایدئولوژی و اقتصاد است که تسلط یکی، دیگری را نیز به دنبال خواهد داشت و این نوع نگاه، نگاه دولتهای اروپایی نیز هست که هدف نهایی این نگاه،کسب هژموتی است و اما ارتباط این نگاه با برجام چیست؟

ایران پس از انقلاب اسلامی به عنوان کشوری که به لحاظ اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیکی به روی آمریکا بسته بود تلقی ‌شد که این امر برای غربی‌ها قابل تحمل نبود و برای مقابله با آن اقداماتی انجام شد. اما پس از قدرتمندشدن ایران و به ویژه تصور امکان هسته‌ای شدن آن، آمریکا و غرب به دنبال کنترل این توان برآمدند که محصول این تلاش، رژیم کنترل تسلیحات و برجام بود که آمریکا و دولتهای قدرتمند اروپایی در آن حضور داشتند و اکنون با خروج آمریکا، اروپاییها به همراه روسیه و چین در آن حضور دارند. اما تلاشهای مشهود برای حفظ برجام عمدتاً از سوی اروپایی‌ها است که علت این امر در ادامه ذکر می‌شود.

۱٫ موضوعی که به آن هیچ توجهی نشده است، بحث خروج آمریکا از منطقه به دلیل صرفه جویی در هزینه‌ها و همچنین تغییر استراتژی نظامی آن کشور است که همزمان با این اتفاق، شاهد افزایش حضور نیروهای فرانسوی و بریتانیایی در خلیج فارس هستیم. این حضور را می‌توان به نوع دیگری نیز مشاهده کرد: جایی که آمریکا از برجام خارج می‌شود و کشورهای اروپایی بقای آن را بر عهده می‌گیرند. به‌عبارت دیگر، خلأ قدرت ناشی از خروج آمریکا را اروپاییان پر می‌کنند و در این مورد به‌خصوص، برجام راه ورود اروپا به جغرافیای خاورمیانه نیز می‌تواند باشد. از این طریق، اروپا می‌تواند نفوذ و توان تاثیرگذاری خود را در منطقه و به‌ویژه بر ایران افزایش دهد و به جای سیاست مواجهه یا انزوای ایران، تعامل مشروط با آن را در پیش گرفته و به‌عبارتی تا حد امکان ایران را در بازی منطقه‌ای خود نقش داده است و پاداش آن را نیز از طریق برجام و منافع اقتصادی آن، پرداخت می‌کند۱٫ طبق گزارش مجلس عوام انگلستان، «سرنوشت برجام نه در دست ترامپ در واشنگتن و نه در دست رئیس جمهوری ایران، حسن روحانی است؛ بلکه بقای این توافق به حرکت بعدی اروپا بستگی دارد». این راه، راهی میانه برای آنچه مهار ایران خوانده می‌شود تلقی میشود که مباحثی چون «اف.ای.تی.اف» نیز مکمل آن خواهند بود. طبق قوانین آن، از دولتهای عضو خواسته شده است علیه آنچه حمایت مالی ایران از تروریسم خوانده شده و تهدیدی که برای سیستم مالی بین‌الملل ایجاد می‌کند، اقدام کنند. لذا از این راه به دنبال تغییر رفتار منطقه‌ای ایران نیز هستند. نکته جالب آنکه در ذیل همین موضوع، غنی‌سازی، برنامه موشکی و هسته‌ای ایران نیز مطرح و محکوم شده است. بدین دلیل است که موگرینی در سخنرانی خود گفت «برجام برای منافع اقتصادی نیست بلکه برای منافع امنیتی اتحادیه اروپا است؛ چرا که در نبود توافق هسته ای با ایران، باور داریم امنیت منطقه و اروپا در خطر خواهد بود».‏

‏۲ـ آمریکا و شرکتهای آمریکایی، ضربه بسیار کمتری نسبت به همتایان اروپاییشان به دلیل خروج آمریکا از برجام متحمل شدند و لذا اروپاییان در پی کاهش لطمات آن و حفظ برجام برآمدند. لذا اقدام سریع برای اطمینان بخشی به سرمایه گذاران و همچنین ایران، ضروری بود و برای آن به دنبال چاره گشتند. این اقدام آمریکا، میتواند منجر به کاهش نفت خام صادراتی به اروپا و همچنین افزایش قیمت نفت شود. طبق نظر تحلیلگران، ایران در آن شرایط توان ارسال ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه نفت در روز را خواهد داشت که در مقایسه با رقم یک تا ۱٫۵ میلیون بشکه در روز در دوره قبل، قابل مقایسه نیست. از طرف دیگر، شرکتهای اروپایی بسیاری در ایران سرمایه گذاری کرده‌اند که توتال و ایرباس از آن جمله اند. تجارت اروپا با ایران از ۷٫۷ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۵ به ۲۱ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۷ رسید که این حجم از تجارت، اروپا را به سومین شریک تجاری ایران، پس از چین و امارات، تبدیل کرد. در داخل اتحادیه اروپا نیز، ایتالیا بزرگترین شریک تجاری ایران است که در سال ۲۰۱۷ بیش از ۵ میلیارد یورو صادرات و واردات داشته است. برخی از ارقام مربوط به این موضوع در جدول شماره ۱ آمده اند.‏

در سال ۲۰۱۶ نیز، هلنیک پترولیوم، اعلام کرد ۲۲ درصد از نفت خام خود را از ایران و عراق تهیه می‌کند. این افزایش همکاری‌ها با ایران در سطح اتحادیه اروپا نیز، در جدول شماره ۲ قابل مشاهده است.

اروپا در تلاش است از طرق مختلفی از جمله اعطای اعتبار صادرات، قوانین مسدودسازی۲، صندوق پوشش ریسک، اعطای وام بانک اروپایی سرمایه‌گذاری، حمایت از شرکتهای کوچک و بزرگ اروپایی برای تجارت و سرمایه‌گذاری در ایران، مذاکره با آمریکا با هدف کسب معافیت برای این شرکتها و کاهش صدمات تحریم‌های ثانویه آمریکا، تاسیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و اروپا، حمایت از کارآفرینان و دانشجویان ایرانی، ایجاد تاسیسات غنی‌سازی در ایران با پرسنل اروپایی و البته در صورت تعهد ایران به استمرار اصلاح نهادهای مالی خود و همچنین کاهش فعالیتهای منطقه‌ای‌اش، ایران را متعهد به برجام نگه دارد. البته ممکن است اروپا در ادامه تلاش کند مذاکرات موشکی را نیز جدا از برجام آغاز کند؛ اما بهرحال آنچه حائز اهمیت است بحث همسویی راهبردی اروپا و آمریکا است. تفاوت آنها در تاکتیک است. بر خلاف آمریکای ترامپ که به دنبال رویکرد سخت است، اروپا نیز که همان اهداف آمریکا را دنبال می‌کند، از طریق نرم به دنبال نیل به آن اهداف است. البته لازم به ذکر است طبق ادعای مجلس عوام انگلستان، کسب نفع مالی برای ایران صرفاً در تئوری میسر است و ترامپ تمامی راهها را بسته است و بنا به گفته نوربرت روتگن، رئیس کمیته روابط خارجی بوندستگ (پارلمان) آلمان، «ما چیزی برای ارائه به ایران نداریم».

۲٫ دلیل دیگر برای حفظ برجام، بحث سیاسی و حیثیتی است. به عبارت دیگر، برجام تنها دستاورد سیاسی اخیر اتحادیه اروپا بود و این اقدام ترامپ، علنا بی احترامی به تلاش چندین ساله و مشاوره‌های آنها بود. اروپا در تلاش است با کسب چنین اعتبارهایی در سطح جهانی، خود را جایگزین آمریکا در مدیریت نظم لیبرال محوری که ترامپ در حال تخریب آن است، کند.‏

۳٫ نگرانی از چرخش ایران به سمت روسیه و چین و افزایش نفوذ آنها در این کشور به ویژه در زمینه انرژی، از دیگر نگرانیهای اروپاییان است. ‏

۴٫ و‏ دلیل آخر، نگرانی اتحادیه اروپا از قدرت گرفتن مجدد ایران در منطقه و همزمان، ایجاد رقابت تسلیحاتی در خاور میانه است که این امر مجددا امنیت اروپا و انرژی را به خطر خواهد انداخت. ‏

نتیجه‌گیری

این نسخه اروپایی برجام به نظر میرسد مذاکره برای هیچ است، چراکه امکان عملی شدن آن در صورت عدم توافق آمریکا «صفر» است. لذا نمیشود به منافع اقتصادی برجام یا حتی سازمانی چون «اف.ای.تی.اف» اعتماد کرد. چون برجام، «اف ای تی اف» و غیره همگی در راستای سیاست درهای باز هستند و این نکته باید همواره ملاحظه شود که ورود به هر پیمان یا سازمان بین‌المللی از این دست، باعث فشارها و محدودیتهای بیشتر برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.‏

۱ـ ‎لازم به ذکر است که این به معنای این نیست که ایران حضور منطقه‌ای خود را پیرو اتحادیه اروپا است. این مطلب بدان معناست که در اروپا در بعضی موارد چون مبارزه با تروریسم، نقش مبارزه با داعش را با استقبال به ایران می‌دهد تا از این طریق امنیت خود را نیز حفظ کند؛ هرچند ایران خود آغازگر این موضوع بود.‏

۲ـ ‎لازم به ذکر است که این قانون هرگز تا بحال اجرا نشده است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ