یادداشت/سخنی با مردم و دولتمردان ـ ۲
تصویرهای پنهان
سید مسعود رضوی
ذهنیات یک جامعه، اثری عظیم بر خوش بینی و امید، یا بدبینی و یأس دارد. فراگیری امید می‌تواند موجب بالندگی و شادمانی شود و بدبینی به گسترش بزه و تبهکاری و نیرنگ و اضطراب ختم خواهد شد. تجربه‌های تلخ اگر تکرار شود و در زمانی دراز بپاید و به صورت عادات اجتماعی درآید، موجب تباهی و انحطاط خواهد شد و جوامع بزرگ و قدرتمند را دچار یأس و افلاس خواهد کرد.

چنین جامعه‌ای هرچند بزرگ و صاحب اقلیم و فرهنگ و تاریخ بوده باشد، مانند قطاری بزرگ اما بدون سوخت و بی‌ترن است. زیبا و عظیم ولی زنگ زده و بی حرکت…

جامعه ما همیشه از یأس و توقف گریخته و از مهلکه‌ها جان به در برده است. اما بهای سنگینی هم پرداخته و به قول زنده یاد داریوش شایگان؛ مدت‌ها به تعطیلات رفته و بسیار از عناصر رشد و اعتلای انسانی و اقتصادی و اجتماعی را به باد نسیان سپرده است.

خواجه حافظ، شاعر و غزل سرای بی مانند ایران که در دوره‌ای بسیار متلوّن و متزلزل می‌زیست و مدام درگیر امر و نهی و زد و بندِ کوته نظران، و تعصبِ زهّاد و ظاهربینان بود و شلاق مفتّشان و تیغ محتسبان را گرداگرد خویش همیشه حس می‌کرد، در همان شرایط ناخوشایند و تباه باز هم میدان به ناامیدی و توقف نمی‌داد و فرمود:

چون دورِ جهان یکسره بر منهجِ عدل است

خوش باش که ظالم نَبَرَد راه به مقصود

منظور آن که، اگر شرایط(به قول حافظ) در «دورِ جهانِ» ما دشوار است، اما این تنها لحظه سخت ما نبوده و نیست. نیاکان بزرگوار و خردمند ما، از درون و برون با ایلغار و یغما و ستم و تعصب و خون و دهشت روبرو بوده و پشت تاریخ را به خاک کوبیده‌اند. این حرف‌ها را رَجَزخوانی و تکبّر و ادعا مپندارید. زیرا اگر به کشورِ خودمان و فرزندان و خویشان و ملتمان باور و علاقه داریم، باید دریچه‌های تازه‌ای بگشاییم و بدانیم هیچ سختی و مانعی نیست که نتوانیم از پس آن برآییم یا از آن عبور کنیم.

یکی از خردمندان سیاست و از پیشکسوتان مطبوعات، چند روز پیش نکته‌های مهمی را در باب تاریخ تحولات و بلکه تاریخ معضلات و گره‌های پدید آمده در هِرَمِ سیاسی ایران از زمان امام خمینی تاکنون بیان کرد و خلاصه کنم منظور ایشان، نقش تمام جناح‌ها و جریان‌ها و افراد مؤثر در نظام و سیاست و مدیریت کشورمان در به وجود آمدن شرایط کنونی است.

یک حرکت زیگزاگی و غالباً مدیریت ناپذیر در تمام ادوار، موجب همگرایی اندک و واگرایی فراوان در داخل و خارج کشور بوده و هنوز همان جریانات در شمایلی نه چندان متفاوت همان عملکردها و همان ایده‌ها را دنبال می‌کنند. تغییر چنین مناسباتی آسان نیست، و حتی انتقاد از آن دشوار خواهد بود؛ برای همین است که ادبیات رئیس‌جمهور در سخنرانی اخیر ممکن است برای بسیاری از شنوندگان و مردم تکراری به نظر آید.

انگار که تحولِ نسل و تغییرات عظیم جمعیتی و فکری و ارتباطی و انقلاب در مناسبات مردم، تنها اثری اندک بر رئوس مدیریت کشورمان نهاده و آنان با دریافت‌های دهه‌های سابق به ارزیابی و ارتباط با مردم می‌پردازند.

حقیقت دیگری که هست، آن است که مردم و دولتها، همه باید خود را در تغییرات مثبت و منفی مسئول بدانند و آماده واکنش مناسب باشند. اما می‌دانیم که اولا دامنه و اندازه حکومت تنها در دولت خلاصه نمی‌شود. بخش عظیمی از نهادها و ساختارهای مؤثر و دارای قدرت، که از بودجه و خزانه عمومی برخوردارند و گاه فربه شده‌اند، نه به درستی در معرض شناخت و داوری ملت‌اند و نه هیچ مکانیسم بازدارنده و بازرسی کننده‌ای می‌تواند آنان را در قبال سرمایه و اقتداری که دارند، به پاسخگویی وا دارد!

علاوه بر این، تکرار برخی مسایل و شعارها و مدعیات، در حالی که تاریخ مصرفشان تمام شده، تنها موجب التذاذ گوینده و باور کردنش از سوی متکلم است. مثل قدرتمداران اواخر دوران کمونیست‌ها که هر جمله شان در جلسات حزبی و رسمی، با کرّ و فرّ، و با قیل و قال فراوان، همراه با مدت مدید شعار و کف زدن نمایش داده می‌شد، اما واقعا کسی باور نمی‌کرد و جز مضحکه و فروپاشی به ارمغان نمی‌آورد. هرگز نباید اجازه دهیم به آن وبای سیاسی و آن تیفوسِ ذهنی دچار شویم!

در حال حاضر، کشور ما درگیر مشکلات اقتصادی حادّ و پر فشاری است که مردم و بازرگانان و سیاستگران را به شدت نگران می‌کند. تحریم نفتی آغاز شده و دشمنی آمریکا با مشارکت مستعمرات منطقه ای، یعنی عربستان و رژیم اشغالگر، دارد به نقاط خطرناکی می‌رسد. مردم به مقابله و مقاومت و درک شرایط حساس معاصر دعوت شده‌اند و ترجیع بند درخواست‌ها این است که ما قادریم بر موانع و دشمنان غلبه کنیم.

شک نداریم که غلبه خواهیم کرد؛ اما مردم هم سخنان و درخواستها و توقعاتی دارند که باید شنیده و برآورده شود. ابتدا چند وعده اخیر، نظیر انتشار فهرست ارزبگیران به نرخ دولتی، و برخی شفاف سازیها را عملی کنید تا به بقیه برسیم. خوش بینی و امید که ابتدای کلام اشاره شد، از همین نقطه آغاز می‌شود. پس منتظریم تا ببینیم. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ