کوتاه و گویا/دست به دامان رهبری ...
آشتی ملی عام ـ سر‌آغاز برون رفت از مشکلات داخلی و خارجی
محمدجواد حجتی کرمانی
… این قلم به گواهی خواننده فرهیخته وفادار آن، پیوسته در راه انسجام و وحدت ملّی ایران هرچه به ذهن و اندیشه‌اش رسیده برصفحه کاغذ آورده و با هرگونه نزاع و اختلاف که به موجب آیة کریمة «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم»

جز فشل کردن و نابودی و از دست رفتن حیثیت شأن و عظمت نظام و دولت و ملت و مملکت ثمری ندارد، به جدّ و در حد توان به صراحت و با دلیل و برهان مخالفت کرده و از آغاز انقلاب تاکنون، بهای سنگین آن را پرداخته و تهمتها و تحریمها و هتک حیثیت‌های فراوان را تحمل کرده است و الحمدلله علی‌‌ذلک.

***

یکی از امیدهای دلنواز من که هیچگاه از من جدا نمی‌شود این است که عشق بی‌پیرایه من به انقلاب اسلامی و دو رهبر گرانقدر آن امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای، سرانجام کارساز شود و این نوشته‌های از سر درد و سوز دل، بتواند، مطمح نظر قرار گیرد و چنانکه بارها ـ چه در نامه‌هایی که به محضر رهبری تقدیم داشته‌ام و چه در نوشته‌های عامی که بیشتر در روزنامه‌ گرامی اطلاعات از نظر گرامی ایشان گذشته است و چه احیاناً در دیدارهای حضوری ـ به عرض رسانده‌ام، مستحضرند که از نظر این حقیر سراپا تقصیر راه حل مشکلات حاد مملکت کنونی در شرایط کنونی در ید باکفایت ایشان است. چرا که از هر جا بخواهیم شروع کنیم به قول معروف «همه راهها به رُم ختم می‌شود.»

از این‌ رو پیشنهاد روشن و واضح و مستدل خودم را که در پایان سال ۸۹ در روزنامه اطلاعات تحت عنوان «سال ۹۰، دقیقه ۹۰ برای آشتی ملّی» را ارائه کردم و اینک با صداقت و جدیت و درخواست صمیمانه تکرار می‌کنم، و برآنم که «آشتی ملّی» با شرح و تفصیل اجرائی‌ای که تحت عنوان «منشور آشتی ملی» تقدیم حضور کرده‌ام، ملت ما را از شرّ همة دشمنان دیرینه و کنونی و در رأس آنها دولت آمریکا با ریاست جمهوری فردی نامتعادل و کینه‌ورز مانند ترامپ، و صدها امثال او و امثال نتانیاهو حفظ خواهد کرد.

من بر این باورم و برای این باور دلیل و برهان دارم که بعضی از ما نعمت عظیم انقلاب اسلامی را کفران کرده‌ایم و وحدت دشمن‌شکن و معجزه‌آسائی را که در ۲۲ بهمن ۵۷ ما را بر دشمنانِ تا دندان مسلّح پیروز کرد، از همان آغاز آرام آرام، به تفرقه و اختلاف و نزاع و درگیری و سرانجام به خصومت و رودروئی دشمنانه و خونین تبدیل کردیم و این گناه عظیم مستوجب عقوبت الهی‌ است که به موجب آیة «ولئن کفرتم انّ عذابی لشدید»، ما عذاب شدیدی در پیش داریم… که علاوه بر خدای ناکرده خطر احتمالی زوال اصل انقلاب به قول‌ آقای ظریف به نابودی ایران خواهد انجامید ـ نستجیربالله ـ

باری عملی‌سازی «آشتی ملی» پیشنهادی، مستلزم آن است که:

ـ نخست درباره اصل پیشنهاد، رایزنی‌های مستدل انجام گیرد

و پس از رفع و دفع اشکالات و احتمالات متصور مثبت و منفی اجرائی، بی‌درنگ اعلام شود که: «کشتی‌بان را سیاستی دگر آمد»…

و «این سیاست دگر» شامل عفو عام و دعوت عام انقلاب از کلیه کسانی است که طی این چهل ساله، از آغاز تاکنون از قطار انقلاب پیاده شده‌اند یا پیاده‌شان کرده‌اند. چنین دعوتی یک پیش مقدمه دارد و آن این است که در رایزنی‌های پیشنهادی، مدلل و مسلم شده باشد (لااقل از نظر رهبر معظم انقلاب) که آنچه در این چهل ساله بر انقلاب گذشته عیب و علتی یا عیب و علت‌هائی داشته که سرانجام آن همه فداکاری‌ها و شهامت‌ها و شجاعت‌ها و شهادت‌ها، به اینجا رسیده که اکنون بسیاری از نهادهای تقنینی، قضائی و اجرائی کشور بر مدار مطلوب نمی‌چرخد و ما در شئون فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ـ در سطح ملی و بین‌‌المللی ـ گرفتار نابه‌سامانی‌ها و ناهنجاری‌ها و نارضایتی‌های فراوانیم.

ـ از نظر فضای کلی جامعه و روابط بین افراد به‌خصوص در کلان‌شهرها، بی‌تفاوتی، فردگرائی، حرص و طمع، مال‌اندوزی، تفاخر و تکاثر و بدتر از همه نوعی خصومت و درگیری و سخت‌گیری و عدم گذشت و فساد و تباهی‌ در بخش‌هایی از اقتصاد که از حد معمول بسیار فراتر رفته و به فاجعه‌ای دردناک و سرطانی تبدیل شده است.

ـ نیز افول فضیلت‌های اخلاقی و بی‌هویتی به خصوص در میان بعضی‌جوان‌ها، و تزلزل در عقاید و بی‌قیدی و لاابالیگری در سنن دینی و آداب اجتماعی و فروریختن حرمت‌ها و شیوع روزافزون دروغ و هتک حرمت و تهمت و برچسب‌زنی و شایعه‌پراکنی و ایجاد بغض و کینه بین برخی افراد و اشخاص و شخصیت‌ها و گروه‌ها و اقشار و احزاب و جناح‌های سیاسی و جز این‌ها…

و در یک جمله؛ آشفتگی‌ و درهم‌ریختگی و بی‌سروسامانی در شئون قابل ملاحظه‌ای از امور دینی و سیاسی و علمی و اخلاقی و در روابط داخلی و خارجی و در بسیاری از مراکز علمی و دینی و سیاسی و جز این‌ها… این‌ها به هیچ‌وجه سیاه‌نمائی نیست. ارائه سیاهی‌های واقعی است که روی انقلاب عظیم اخلاقی و‌ الهی عدالت‌خواهانه ما را لکه‌دار کرده است…

***

اگر در اینها که نوشتم شک است و تردید… و اگر خیال می‌کنیم پیشرفت علمی و نظامی یا اختراع و اکتشاف علمی یا ماهواره به فضا فرستادن یا در فلان درگیری نظامی یا سیاسی، اینجا و آنجا پیروز شدن و حریف را از میدان به در کردن و از این قبیل مقولاتی که بیشتر دولت‌ها می‌توانند کمتر یا بیشتر به مواردی مشابه استناد کنند، باری اگر آنچه تاکنون داریم و وضع موجود، می‌تواند ما را از شر آنچه کرده‌ایم و به این حال و روز افتاده‌ایم نجات دهد، من کل پیشنهادم را پس می‌گیرم….

Email this page

نسخه مناسب چاپ