یادداشت
انکار درمانی!
سید مسعود رضوی
در ایام اخیر، رنجش و آشفتگی‌هایی در مناطق محروم و دور از مرکز رخ داد که قلب انسان را به لرزه درمی آورد. اگر به تمام خبرهای تأیید شده و ناشده اشاره کنم، طوماری خواهد شد. تنها به معضل آب در شهرهای جنوبی، که بر هوا و فقرمعیشت و سوء مدیریت افزون شده و به سوء تعبیر در میان مردم و سوء استفاده دشمنان می‌انجامد اشاره می‌کنم. زیرا مسئله آب فراتر از معضل و مشکلات جاری است. یک بحران تمام عیار است و انکارِ مکرّرِ برخی دست اندرکاران، تنها پرده افکندن بر حقیقت و پوشاندن بیماری و آسیب است و بس!

تلنبار شدن مشکلات، به تدریج ما را در برابر یک سونامی قرار خواهد داد و از هم اکنون می‌توان لبخند شوم دشمنان و رقیبان را بر لبان منحوسشان دید، که با درشت نمایی اخبار و تحریک ساده دلان می‌کوشند آب در پِی و بنیادِ این خانه باستانی و این سرای زیبا و کهن بیندازند.

ما همیشه با این رقابت‌ها و دشمنی‌ها روبرو بوده‌ایم و بی آن که اغراقی در کار باشد باید اعتراف کنیم که همواره ضعف و سستیِ کارگزاران و صدور و مدیرانمان، به دشمن خارجی مجالِ تعرّض و جرأتِ تجاوز بخشیده است.

درست در لحظاتی از تاریخ که زمامداران خود را بی‌خطا دانسته و به جای شنیدن صدای دلسوزان و نقد مشفقانه، مدح و چرب زبانی و شیرین کاری اطرافیان را پسندیده‌اند، ناگاه سر و کله مقدونی و اموی و مغول و تیمور و محمود و اشرف افغان و پاسکوویچ روس و لرد کرزن انگلیسی هم پیدا شده و کار خود را ساخته و دمار از روزگار مردم درآورده‌اند.

در تمام این دوران‌ها انکار و ندیدن‌ها، جای واقع نگری و مشاوره وزیران دلسوز را گرفته و معدودی فرصت طلب و سودجو، بار خود را بسته و مملکت را به تباهی و ضعف کشانده اند.

اکنون زمانه دیگر شده است و صد البته ما با آگاهی و انسجام بیشتری در میان مردم و نخبگانمان روبه رو هستیم، اما برخی مدیران و زمامداران انگار هیچ تجربه و راهکاری در طول چهل سال اخیر نیندوخته و جز انکار و حذف صورت مسایل کاری بلد نیستند.

قصد سیاه نمایی ندارم زیرا همه باید راهگشای امید و خوش بینی برای گذر از این دوره حساس تاریخی باشیم، اما آیا می‌توان برخورد زننده با مردمانِ مستأصل برای آب و یا نوسانات نگران کننده در بازار و افزایش بی توجیه نرخ ارز را در طی چند روز نادیده گرفت و بر بی ‌کفایتی برخی مدیران دولتی خُرده نگرفت؟

چند بار باید تجربه تک نرخی کردن و اعلام دولتی و اعلان بانک مرکزی؛ و سپس سوء استفاده و میلیاردر شدن یک شبه نورچشمی‌ها و سوداگران را شاهد باشیم و در مقابل، بلافاصله سقوط ارزش ثروت مردم و تباهی و ابهام در آینده و برنامه‌های جاری را نیز به چشم ببینیم.

مردم درست پس از این اوضاع و احوال، در شهرهای سرافراز و مدافع میهن در جنوبِ داغ و تب زده میهن، شاهد فقدان آب شرب و مورد نیاز برای ضروریات هستند. چرا باید سکوت و تحمل کننده در کنار دریا و اقیانوس و با وجود رودهای بزرگ و هزاران ساله، چرا باید برنامه و آینده نگری برای تأمین اولیات زیست و معیشت وجود نداشته باشد. انکار فایده ندارد. همچنان که انکار درمانی هم دیگر اثر ندارد!

بحران آب از تحریم و جنگ هم دشوارتر است و افق مبهم آن هر روز بیش از پیش موجب آشفتگی و تقابل میان مردم با دولت، و مردم با مردم، و مردم با طبیعت خواهد شد. همه می‌دانند زمین و طبیعت و آب‌های جاری و زیرزمینی دیگر پاسخگوی این جمعیت تشنه و گرمای طاقت فرسای اخیر نیست.

اما کشوری که هزارها کیلومتر مرز آبی و دریای آزاد و مرتبط به اقیانوسها دارد چرا نباید سمت و سوی شهرسازی و احیا و تولید آب و ایجاد بنادر و انتقال صنایع آببَر را بدان سو آغاز کند؟ چه کسانی آدرس غلط می‌دهند و چه کسانی دریای عمان را از ذهن مردم و برنامه‌های مدیران ما می‌زدایند؟

مشکل آب، مشکل جماعتی آشوب طلب نیست. انکار نکنید. مشکلی عینی، کانونی و واقعی است. باید از مردم استمداد بطلبید و تمام برنامه‌ها را بر آن محور تنظیم کنید.

سرمایه و ارز و صنایع را به جای بورس بازی در چار راه استانبول و خالی کردن جیب مردم، به آنجا ببرید و به درد مردم برسید. اگر سونامیِ تشنگی و زلزالِ بی‌آبی به نقطه بی‌بازگشت برسد، انکار درمانی فایده‌ای نخواهد داشت. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ