کوتاه و گویا/در باب ضرورت آشتی ملی
ما که با هم دشمنی می‌کنیم چه توقعی است که دشمن با ما دشمنی نکند*…
محمدجواد حجتی کرمانی
ـ در بعضی نابسامانی‌های کشور کشور در زمینه‌های سیاسی فرهنگی و اقتصادی کسی شک و تردید ندارد…

ـ جو ناسالم روابط اجتماعی و اخلاقی هم که نیاز به بیان ندارد…

ـ نارضایتی اقشاری از مردم به‌خصوص در اوضاع اقتصادی موجود نیز واضح و عیان است.

ـ خصومت‌ورزی و کینه‌توزی پاره‌ای از افراد و گروهها هم نسبت به یکدیگر مشهود خاص و عام است.

در این مقولات «اجماع مرکب» است و گروهها و احزاب معروف به «اصولگرا» و «اصلاح‌طلب» در این زمینه «وحدت»! دارند، اما در عوامل و ریشه‌های این اوضاع، به شدت «اختلاف» دارند و هرکس تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازد و چندی است دیواری کوتاه‌تر از رئیس جمهور ـ روحانی ـ و دولتش پیدا نکرده‌اند و هشتک «پشیمانی» راه انداخته‌اند که بهترین شاهد و گواه بر عدم رشد سیاسی و عدم تأمل و وقوف بر ریشه‌های نابه‌سامانی‌هاست که یک قلم آن را می‌توان در دولت‌های نهم و دهم که «مسکوت عنه(!)» پشیمانان است، به روشنی دید و فهمید، اما «چون «غرض» آمد «هنر» پوشیده شد!»

ناگفته پیداست که نویسنده به‌هیچوجه دولت یا رئیس دولت کنونی را عاری از خطا و اشتباه نمی‌داند چنانکه در همین روزنامه «معتدل اطلاعات» که سعی وافر در دفاع از دولت دارد نویسندگانی چون آقای قاسم‌زاده و آقای فتح‌الله آملی و نیز سردبیر روزنامه آقای علیرضا خانی مقالات مفصل و مستدلی در نقد ـ به‌خصوص نقد اقتصادی ـ دولت داشته و دارند که برای این نگارنده که از اقتصاد و مباحث اقتصادی اطلاع چندانی ندارد، آموزنده و راهگشاست اما: سخن بر سرِ جوّسازی، هیاهو راه‌اندازی و در واقع ادامة انتقام‌گیری از شکست انتخاباتی ۱۱ و ۱۲ است که همراه است با خشونت‌های قلمی و کلامی، برچسب‌زنی‌های ناروا و در یک کلام خصومت‌آمیز و غیراخلاقی و به اصطلاح در قالب «توپخانه‌ای!» که به هیچوجه نقد سازنده که لازمة جامعه و دولت آزاد و به اصطلاح «دموکراتیک» است محسوب نمی‌شود.

***

… جالب است که ما نه راه استبداد را بلدیم و نه راه دموکراسی را! در رژیم‌های دیکتاتوری جهان مستبدّان، روراست می‌گویند: «قانون منم» و خودِ مستبدّ و آراء و افکار و فرامین و دستورات دیکتاتور در آن رژیم‌ها هم «قانون» است. تکلیف شخص زمامدار و مردم در چنین حکومت‌هایی روشن است…

و در مجامع و دولتها و حکومت‌هایی هم که دموکراسی بر آنها حاکم است، موازین و آداب و حقوقی وجود دارد که به موجب آن همة آحاد ملت حق دارند به آنچه در حکومت می‌گذرد انتقاد کنند و از خطاها و اشتباهات جلوگیری کنند و اگر هم مقام اجرایی یا تقنینی یا قضائی تخلف یا اشتباه یا خیانتی کرد، مراجع معلوم و مشخصی هست که طبق اصول و مقررات جاری و حاکم به فرد یا گروه خاطی با دلیل و برهان انتقاد می‌کنند و اگر به مرحله‌ای برسد که چاره‌‌ای جز برکناری فرد یا گروه حاکم نباشد، حتی یک روزنامه‌نگار قدرت آن را دارد که رئیس جمهور را به استعفا وادارد. البته در یک روند مقبول و شناخته شده. چنانکه در برکناری نیکسون رئیس جمهوری خاطی آمریکا به یاد داریم. نظایر دیگری هم در کشورهای دموکرات دیگر سراغ داریم که خوانندگان آگاه و با حافظه بهتر از من به یاد دارند.

امّا ما…

بهتر است دم فرو بندم بقیه‌اش را با تفاصیل موردی و مشخص با ارائه دلیل و برهان به عهدة خوانندگان فهیم و ارجمند می‌گذارم…

***

حالا چند کلمه هم در مورد «تیتر» ‌مقاله بنویسم: ما اختلافات فکری و عملی‌ـ سیاسی و اقتصادی، ملی و بین‌المللی را با «نزاع» و «خصومت» و «دشمنی» درآمیختیم۱ و این معلول شتاب و عجله هرکدام از اقشار روحانی و روشنفکر در به کرسی نشاندن آراء و افکار و کردار و رفتارشان و نیز بی‌حوصلگی و احساساتی برخوردکردن و هرکدام خود را حق مطلق پنداشتن و تحمل آراء طرف مقابل را نداشتن بود که به‌جای آنکه یکدیگر را تکمیل کنیم و به حکم «انظرالی‌ماقال» حرفهای حساب یکدیگر را بپذیریم و حرفهای ناحساب طرفین با دلیل و برهان و متانت و ادب تحلیل و رد شود، از طریق هیاهو و جنجال و احیاناً به خیابان کشیدن پوپولیستهای حرفه‌ای، لمپنها و اشرار به نام‌های گوناگون، تحت لوای القاب مقدس با هم تسویه‌حساب کردیم و هر گروهی که آمد با همین ابزارهای غیراخلاقی،‌ طرف مقابل را از صحنه بیرون کرد…

با «هاشمی» و «خاتمی» چنین کردیم حتی با حسن آقا خمینی و علی لاریجانی، و روحانی هم داریم همین کار را می‌کنیم. آقای احمدی‌نژاد به‌اصطلاح ما طلبه‌ها، «استثنای منقطع» است و خودش سمبل بسیار روشن این اندیشه و عمل حاکم بر ماست. منافاتی هم ندارد که من اصرار داشته باشم که او به عنوان یک انسان معمولی آدم خوبی است. سخن من در افکار و رفتار سیاسی و اقتصادی و حکمرانی است که ایشان فاقد شرایط لازم و کافی بود، به‌علاوة ادبیات بسیار نازل و کوچه‌بازاری که اگر بخواهیم وجه مثبتی برای آن قائل شویم می‌توانیم به او لقب «داش‌مشتیِ» عوام بدهیم…۲

* برای اینکه دیگران به ما احترام بگذارند باید بیش از همه به خودمان احترام بگذاریم. (از یادداشت‌های مهاتیر محمد نخست‌وزیر مالزی ـ

اطلاعات ۱۱ر۴ر۹۷)

پاورقی

۱ـ برای نمونه،‌ مرحوم ربانی املشی رضوان‌الله‌علیه می‌گفت: ما هر که را بیرون کردیم با چوب (یا چماق، تردید از من است) بیرون کردیم. مرادش البته چوب و چماق فیزیکی نبود، مقصودش تکفیر و تفسیق سیاسی بود همراه با هو و جنجال.

۲ـ من در عالم خواب آقای احمدی‌نژاد را بر دوش گرفته‌‌ام تا به «پارلمان» برسانم و رؤیایم را توسط دوست عزیز گمشده‌ام آقای مجید دوستعلی (کرمونی) که از نزدیکان آقای احمدی‌نژاد بود، برای ایشان نوشتم و او در جلسه‌ای که به زندانیان رژیم گذشته جایزه می‌داد و فرزندم (ابوذر) جایزه را دریافت کرد (۵ سکه آزادی و یک تندیس سمبلیک از یک زندانی آزادشده)، اظهاری دائر بر آشنایی کرده بود حاکی از آنکه یادداشت مرا خوانده بوده است. اگر آقای احمدی‌نژاد را دیدید از قول من سلامش برسانید و به او بگویید: «داداش!‌ ناتلنگی مکن!» اگر معنیش را نفهمید از دوستعلی که یک کرمونی خالص دهاتی‌ است بپرسد، اگر «به هم نزده» باشند!… («دوستعلی» بچة «شاهرخ‌آباد کرمان» است که من چند سال در ماه‌های رمضان امام جماعت آنها بودم. پدرش از «اصحاب!» بود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ