هاشور
آب یعنی حیات
رضا بابایی
 

بنا بر نظر متخصصان داخلی و خارجی، ایران حتی در دوران خشک‌سالی نباید مشکل تأمین آب آشامیدنی داشته باشد؛ زیرا خشک‌سالی در ایران بیش از آنکه منشأ هیدرولوژیک(متأثر از نقصان ریزش‌های جوی و کاستی آب‌های زیرزمینی یا سطحی‌) داشته باشد، ناشی از مدیریت غلط و شیوه‌های استفاده از آب‌های زیرزمینی و رودخانه‌ای است. اقلیم، عامل نخست در بروز خشک‌سالی هیدرولوژیکی است؛ اما عواملی همچون تغییرات کاربری اراضی، جنگل‌زدایی، تخریب زمین‌ها و ساخت سدها بر آسیب‌های هیدرولوژیکی حوزه اثر می‌گذارند و بر وخامت اوضاع به‌شدت می‌افزایند.

در ایران، مهم‌ترین عامل در کمبود آب آشامیدنی، مدیریت نکردن منابع محدود آب است. برای نمونه می‌توان به بهره‌برداری‌های نسنجیده از سدها اشاره کرد که مشکلات اکولوژیکی بسیاری فراهم آورده است؛ مشکلاتی همچون خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها، فرسایش خاک، گسترش نمک‌زارها، تغییر کاربری زمین‌ها، نابودی زیست‌بوم‌ها و پایین آمدن سطح آب رودخانه‌ها و سپس نفوذ آب شور دریاها به آب‌های شیرین. از سوی دیگر، بخشی از کشاورزی ایران به‌شدت نیازمند سدها است. بنابراین حل مسئله سد‌ها، ممکن است کشاورزی را در برخی مناطق ایران با مشکلات جدی روبه‌رو کند. از آنجا که توسعه کشاورزی در ایران، مطابق الگوی کلی توسعه ملی نبوده است، حل مسئله کشاورزان، گاهی به قیمت مسئله‌آفرینی در حوزه‌های دیگر است. از این رو مسئله آب در ایران حل نخواهد شد مگر با تغییر برخی سیاست‌های کلان در حوزه خودکفایی کشاورزی و صنعت. خودکفایی اگر به قیمت هدررفت سرمایه‌های جایگزین‌ناپذیر باشد، بسیار بیش از واردات محصولات کشاورزی از بیرون ، استقلال کشور را با مشکل روبه‌رو می‌کند. تغییر کاربری زمین‌ها نیز همیشه به معنای حذف زراعت نیست؛ بلکه گاهی می‌توان در نوع محصول کشاورزی تجدید نظر کرد. صدور برخی محصولات کشاورزی در ایران، در واقع صدور آب شیرین به نازل‌ترین قیمت به کشورهای دیگر است.

بیشتر کارشناسان بر این باورند که راه‌حل خشک‌سالی در ایران، مدیریت آب‌های موجود و جلوگیری از کارهایی است که قوانین طبیعت را نقض می‌کنند. مثلا اگر بگذاریم که رودخانه‌ها سیر طبیعی خود را ادامه دهند، با خشک‌سالی دریاچه‌ها و رودخانه‌ها مواجه نخواهیم شد. اما این راه‌حل نیازمند دو زمینه‌سازی مهم است: نخست باید برای کشاورزی در ایران الگویی دیگر اندیشید و دوم توافق با کشورهای همسایه بر سر شمار و شیوه‌های سدسازی و مسیر رودخانه‌ها است. بنابراین مسئله آب در ایران یک راه‌حل دارد و آن مدیریت در داخل و مذاکره با کشورهای همسایه است. مسئله آب و بحران خشک‌سالی، از آن دست مسائلی است که جز اهل فن و کارشناسان مجرب و دلسوز از عهده حل آن برنمی‌آیند. اگر در هر مسئله و زمینه‌ای بتوان به شیوه آزمون‌وخطا عمل کرد، در داستان آب نمی‌توان؛ زیرا مسئله‌ای است به معنای واقعی کلمه حیاتی و سرنوشت‌ساز٫ این حوزه را از ابتدا تا انتها باید به کارشناسان داخلی و بین المللی سپرد و با همه توان مادی و معنوی از آنان حمایت کرد؛ وگرنه شاید جبران خطاها ممکن نباشد و نقطه‌ای از بحران را از سر بگذرانیم که ایستگاه بعدی استیصال باشد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ