یادداشت
سرنوشت مشترک آبی
سید مسعود رضوی
ثروت و قدرت، همزاد یکدیگرند و از ابتدای حیات اجتماعی و عقلانی بشر، ثروت همواره منشاء اقتدار، نفوذ و اِعمال اراده انسان‌ها بوده است. قدرت نیز برای حفظ ثروت و افزایشِ مکنت و دارایی‌های کمیاب و ضروری به کار آمده است.

ابتدا آب و حفظ و تقسیم منابع آبی، در نخستین ادوار تمدن، یعنی آغازِ عصر استقرار بشر و یکجانشینی، یا پیدایش نظام کِشت و انباشت غلات و کشاورزی، اهمیت زیادی پیدا کرد و معنای ثروت و هدف اصلی به حساب می‌آمد. اندک اندک «میرآبان» و «مقسّم‌ها»ی قنات‌ها و جوی‌ها و رودها که بر «حقابه» افراد و املاک نظارت داشتند، قدرت یافتند و میرآب‌ها به امیران و فرمانداران و سلاطین بدل شدند.

انسان در ادوار کهن، بر اساس ادراک طبیعی و معطوف به نیازهای ابتدایی و اصلی می‌زیست و هنوز نیازها و ابزارهای واسطه، اختراع نشده بود. همچنان که قراردادهای اجتماعی هم محدود بود و اعتباراتی همچون پول و اوراق و مسکوکات قیمتی هم رایج نشده بود.

باری، این همه قرن‌ها و چندین هزاره، از پسِ هم آمد و رفت؛ سلسله‌های حکومت و زنجیره کاخ‌ها و گنج‌ها، جنگ‌ها و رنج‌ها، ادیان و آیین‌ها و نسل از پی نسل، همه در پی قدرت و ثروت و البته زیر پوشش‌ها و تفسیر و توجیهات متفاوت و گاه متضاد… تا امروز که شرایط بشر، مناسبات و نظام زیست اجتماعی و به ویژه طرز فکرش به کلی زیر و زبر شده، اما نیازهای اولیه همیشه باقی است و آب منشاء زندگی و قدرت و مبنای استقرار و استمرار تمدن‌های بشری بوده و هنوز هست.

از هرچه غفلت شود، از آب نمی‌توان و نباید غفلت کرد، زیرا این تغافل عاقبت شومی دارد و موجب نابودی اجتماعات و تمدن‌ها خواهد شد. اگر کسی تاریخ بخواند و سرنوشت نیاکان را آیینه عبرت بداند، در این زمینه سهل انگاری نخواهد کرد.

خردمندان و زمامداران کشور پهناور و گرمسیری چون وطن عزیز ما، باید تمام همّ و غمّ خود را برای برنامه‌ها و توسعه و آموزش، بر محور آب استوار و حداقل برای نیم تا یک قرن آینده برنامه‌ریزی کنند.

برنامه استحصال و ذخیره و تهیه و انباشت آب شرب و کشاورزی نخستین و مهم‌ترین مشکل ایران امروز است و جویش راه‌های بازگرداندن سفره‌های زیر زمینی و احیای رودها و دریاچه‌ها و تالاب‌ها و گندزدایی و تصفیه و پاکسازی سواحل و دریاها و آنچه از رود و تالابهایمان باقی مانده مهم‌ترین مشکل ماست.

اگر نیمی از متون درسی در دبستان و دبیرستان و دانشگاهها را به این موضوع اختصاص دهیم و شبکه‌های سیما و صدای سراسری و انحصاری کشورمان به آموختن صرفه جویی و تکنیک و مهارت‌های مربوط به آب و ایجاد چرخه بازیابی محلی و حتی خانه به خانه و امثال آن اختصاص یابد، باز هم کم و دیر است و کافی نیست.

بی‌خود و بی‌جهت، سرِ خود را با چالش‌ها و بالش‌های گمراه‌‌کننده و خواب‌آور گرم کرده‌ایم و در دامی خودساخته و خودباخته گیر افتاده‌ایم. پویش و گویش ما در مورد آب و محیط زیست، تاکنون گوی تنها نمایشی دلسوزانه است و نه اراده‌ای معطوف به عمل و قدرت، گویا باور نداریم که کمبود و بلکه قحطی آب در راه است و بسیار نزدیک و نتایجش شوم و دهشت بار خواهد بود.

بسترهای جنگ خانمان سوز سوریه و بسیاری از منازعات و بدبختی‌های خاورمیانه از کم آبی و قحط و غصب آب است. سدهای بالادستی در ترکیه و افغانستان، سرقت‌های بزرگ دولتی است که زمین‌های سوخته و اقوام تشنه و نابود شده برجای خواهد نهاد.

شک نیست که برخی عناصر و رهبران عقب مانده و تبهکاری در این کشورها از مشکل و هرج و مرج موجود و بی خبری و آشفتگی بهره برده‌اند تا ذخایر مشاء ملتهای همسایه را بالا بکشند. اما آنچه این بی وجدان‌ها نفهمیده‌اند، بازی تاریخ است و هر آتشی به خانه‌های مجاور هم سرایت خواهد کرد!

این عبارت زیبای قرآنی را دوست می‌داریم و تکرار می‌کنیم: «و من الماء کلّ شیء حیّ… از آب زندگی می‌روید، اما برهان معکوس این آیه بزرگ جز این نیست که: اگر آب نباشد زندگی به مرگ و رویش به پژمردن و آبادانی به قحط و غلا، و نابودی و بلا بدل خواهد شد.

امروز آنقدر مسائلی چون نفت و رقابت‌های سیاسی و درگیری‌های منطقه‌ای و تحریم و… بر زندگیمان سایه افکنده است که تشنگی جوان و پیر خوزستانی و سیستانی را از یاد برده ایم. من از بچه‌های شهرهای مرزی و محروم که بار جنگ و قحط و مشکلات و ناامنی‌های عظیم را بر دوش گرفته اند، پوزش می‌خواهم. از برادران و خواهرانمان شرمسارم… کاهلی و سوء مدیریت و غفلت‌هایی که خونین شهر را هنوز به خرمشهر بدل نکرده… و باری، در یک کلام سرافکنده‌ایم در برابر محروم‌ترین هم میهنانمان.

تاریخ پس از هزارها سال تکرار خواهد شد و مسأله آب مجدداً به موضوع قدرت و اولویت دولت بدل خواهد شد. فیلسوفی گفته بود ماجراهای تاریخ دوبار رخ می‌دهد، یک بار تراژدی و دیگر بار کمدی… اما هرچه فکر می‌کنم، این ماجرا هیچ وجه فانتزی و کمیکی ندارد؛ یک تراژدی بزرگ است و بس٫

مسأله آب ممکن است بزرگترین تهدید تاریخ برای ما باشد. هیچ مهاجمی نتوانسته و نخواهد توانست چنین فاجعه‌ای ایجاد کند که بی‌توجهی و سهل‌انگاری ما ایجاد کرده و خواهد کرد. تاوان این غفلت غیر قابل تصور است، پس فرصت را غنیمت شماریم و خیزش بازیابی و محافظت و آموزش را بر محور حفظ و احیای آب در ایران عزیز و دیرپا آغاز کنیم…‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ