یادداشت
صلح دشوار…
سید مسعود رضوی
سفر رئیس‌جمهوری ایران، دکتر حسن روحانی به اروپا را می‌توان لحظه مهمی در سیر سیاستمداران و مسیر نهایی سیاست در کشورمان ارزیابی کرد. این امر تنها از جهت دستاوردهای سفر و گفتگوهای دوجانبه و چند جانبه با اروپا نیست، زیرا همه می‌دانیم که تحول بزرگ و معنی‌داری رخ نداده و الزامات و تعهدات هم در دوسوی میز مذاکره فعلاً در تعلیق است.

هر دو طرف به زمان چشم دوخته و قصد دارند با رو کردن برگهایی امتیاز بگیرند و بدهند. این سرشت و ماهیت مذاکره سیاسی است و کسی درپی قراردادی ساده و گفتگوهای دوستانه نیست که با یک شام و ناهار کاری تکمیل شود و سپس همه به خبرنگاران لبخند بزنند و رو به دوربین‌ها بگویند: تمام مشکلات حل شد و در تمام زمینه‌ها به تفاهم رسیدیم.

سال‌ها و بلکه بیش از دو قرن است که مذاکره سیاسی، ماهیت چندوجهی و بسیار پیچیده خود را عیان کرده و به تجارت و معامله‌ای سرنوشت‌آفرین بدل شده است. کسی دنبال هدف و سود سریع نیست و کسی هم با امتناع و قهر و تهدید نمی‌تواند چیزی به دست آورد.

مذاکره یک کار سخت تخصصی و تیمی است. باید در زمان مناسب و مکان مورد توافق همه شرکت‌کنندگان انجام پذیرد. اگر زمان و مکان یا موضوعات و سرفصل‌ها به کشوری تحمیل شود، از ضعف و ناچاری یا تسلیم و شکست است. مثل معاهده اتریش ـ هنگری با صربستان در سرآغاز جنگ اول جهانی، یا معاهدات تقسیم عثمانی و آلمان در پایان همان جنگ…

وقت نیست که وقایع تاریخی را مرور کنیم، اما پس از جنگ دوم جهانی، که سازمان ملل متحد شکل گرفت، علیرغم ماهیت متنوع و نامنصفانه آن در ساختارهایی مانند شورای امنیت و حق وتوی اقلیتی از قدرتهای فاتح جنگ جهانی، فرصت‌های کلان و وسیعی برای اکثر دولت‌ها و کشورها پدید آمد تا به جای کشمکش‌ها و منازعات دیرپا و بی‌سرانجام، به تجارت و مذاکره بپردازند.

مذاکره، گفتگو، کسب سود و به رسمیت شناختن تعهدات و منافع طرفین، زیرساخت لازم برای هر تجارتی بوده و هست. تجارت، دیرپاترین کنش بشر برای گسترش اقتصاد، کسب ثروت، ایجاد نفوذ و تعامل با دیگر ملل بوده است. نکته‌ای که در سیاست نوین بدان اهتمام شده و از دل آن ژاپن و کره و آرژانتین و استرالیا و بسیاری دیگر از کشورهای قدرتمند متولد شدند، بهره‌گیری از روش و مناسبات تجاری برای سیاست ورزی و مذاکرات دیپلماتیک بود.

قدرت چانه زنی و اقناع، به گونه‌ای که هیچ یک از طرفین احساس غبن و شکست و ضرر نکند. این ایده، درخشان‌تر و مفیدتر از آن است که نیاز به تبلیغ و توضیح بیشتری داشته باشد. به همین دلیل، چین سوسیالیستِ کمونیستِ مائوئیست، سرِ قطارِ سیاست و ایدئولوژی را کج می‌کند و به سرمایه‌داری و تجارت‌آزاد، بهایی بی‌مانند می‌بخشد و طی پانزده سال به دومین غول بزرگ اقتصاد و سیاست و ابرقدرتی تمام عیار بدل می‌شود.

البته بگذریم که بسیاری از مناسبات و ارزشها و آزادیهای اولیه در این کشور و در سایه پساکمونیسم نظامیان و حزبی‌ها مفقود است. اما باور کنید تجارت و درک هماهنگ اقتصاد معاصر در سه سطح، این کشور قرون وسطایی را به اژدهای قرن بیست و یکمی بدل کرد: «درک بومی از اقتصاد»، «درک منطقه‌ای از بازار و معاهدات مشترک با همسایگان»، و «درک جهانی از بازار و ارز و مناسبات بین‌الملل در ژئوپولیتیک بین قاره‌ای»….

این مقدمات برای بیان چند نکته است که به سفر دکتر روحانی و مذاکرات جاری و آتی ما با اروپاییان مربوط خواهد بود. ابتدا باید وضع اقتصاد خود را در تبیینی روشنتر دریابیم و اولویت‌های تجاری و پولی مشخصی داشته باشیم. زیرا با این بلبشوی ارزی و مهارشکنی قیمت‌ها و ارتفاع تورم، فکر نمی‌کنم چشم‌انداز مناسبی برای تعیین شرایط خود بتوانیم بیابیم.

طرف‌های دیگر در اروپا و حتی دشمنان و رقبای ما، این امور را به راحتی درمی یابند. اما مهم نیست، زیرا ما شرایط وخیم‌تر هم داشته‌ایم. در حال حاضر، دولت و مذاکره‌کنندگان شایسته است از رفتارهای نامألوف و نامتوازن که مذاکرات راپیچیده‌تر می‌کند و ممکن است منازعات و مخاطرات تازه ایجاد کند، اجتناب کنند. دیپلمات‌های ما در جریان مذاکرات تاریخی و شکوهمند برجام نشان دادند که چقدر هشیار و شایسته عمل می‌کنند و قادرند از منافع ملی ایران دفاع کنند.

در مقابل اینها، جنگ‌طلبان‌اند و تهدیدگران و کسانی که نمی‌خواهند در شرایط صلح و آرامش شفافیت ایجاد شود و سرمایه‌گذاری برای توسعه شکل گیرد. چرایش را می‌دانیم و دلیلش بی‌شک فسادی است که سال‌هاست درگیرش هستیم و این فقط یک دلیل این امر است. سیاستمداران ما باید به هر حال تا روشنتر شدن بسیاری از مسایل داخلی و غوغاهای بین‌المللی مذاکرات دشوار را مدیریت کنند و از حداکثر منابع اقتدار و منافع ملی ما دفاع نمایند.

دیپلمات‌های ما نه باید مقهور شوند، نه مغرور. و در جهان امروز، نه مثل آماتورهای سیاسی عمل کنند و نه مثل نظامیان تندرو، بلکه همان طور که همیشه بوده‌اند: شکیبا، موقر و آگاه و میهن دوست. امام خمینی به درستی هشدار داده و وصیت کرد که نظامیان در سیاست مداخله نکنند و این نکته یک استراتژی غیر قابل چشم‌پوشی برای ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران است.

یک فیلسوف سیاسی گفته است: خردمندان طی روزگاری دراز و زمانی طولانی و با سختی و شکیبایی و گفتگوی فراوان صلح ایجاد می‌کنند و افراطیان بدون اینها در یک لحظه نایره جنگ را شعله‌ور کرده و دستاوردهای بزرگ را ویران می‌کنند.

تصوری موهوم است اگر فکر کنیم افراطیون دیگر نیستند و افراطی‌گری دیگر نیست، اما تجربه نشان می‌دهد، همان‌ها نیز پس از سپری شدن دوران افراط، به روش‌های عقلانی باز می‌گردند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ