پیراهن ورزشی جهانبخش‌؛ هدیه به کودک خاور شهری
 

یکی از بچه‌ها می‌پرسد ما چه هدیه‌ای به جهانبخش بدهیم؟ یکی پیشنهاد می‌دهد توپ. یکی هم می‌گوید نقاشی. توپ و چند برگ کاغذ که نقاشی‌های زیبای بچه‌ها روی آنها نقش می‌بندد، داشته‌های این دستان کوچک‌اند.

متین، پسر مطرح این روزهای فضای مجازی و دوستانش در کوره‌های آجرپزی، امروز حال متفاوتی دارند. بی‌توجه به همه سختی‌ها، گرمای هوا و نداشته‌های‌شان منتظر یک اتفاق‌اند. در اتاق کوچک‌شان نقاشی می‌کشند، شوخی می‌کنند و از روی دست هم نگاه می‌کنند تا ببینند کدام‌شان چهره جهانبخش را شبیه‌تر به ستاره‌‌ی ذهن زیبای‌شان کشیده‌اند.

این بچه‌ها با همه‌ی کودکی، رسم میهمان‌نوازی و قدردانی را خوب بلدند. علیرضا جهانبخش زودتر از آنکه فکرش را می‌کردند، قرار است به دیدارشان بیاید و می‌خواهند هر طور شده، به یکی از چهره‌های اصلی این روزهای تیم ملی فوتبال بگویند ما معنی این رفتار را می‌دانیم. هیچ کدام‌شان این جمله را به زبان نمی‌آورند اما این معنای بزرگ در جملات کوتاه و ساده‌ای نهفته است. یکی از بچه‌ها می‌پرسد ما چه هدیه‌ای به آقای جهانبخش بدهیم؟ یکی پیشنهاد می‌دهد توپ. یکی هم می‌گوید نقاشی بدهیم. توپ و چند برگ کاغذ که نقاشی‌های زیبای بچه‌ها روی آنها نقش می‌بندد، داشته‌های این دستان کوچک‌اند که منتظرند تا چند دقیقه دیگر با جهانبخش دست بدهند.‌بعد از انتشار گزارش و ویدئوی تب فوتبال در کوره‌های داغ در روزنامه و سایت ایران ورزشی (چند ساعت پیش از بازی ایران – پرتغال)، جهانبخش مصمم شد تا دل این بچه‌ها -به خصوص متین- را شاد کند؛ پسربچه‌ای که روی پیراهنش نام جهانبخش را با کاغذی چسبانده بود. ساعت حدود ۴ است که جهانبخش به خاور شهر می‌رسد. اولین بچه‌ای که در آغوشش آرام می‌گیرد، متین است و اولین جمله‌ای که جهانبخش می‌گوید: کجا بودی، دنبالت می‌گشتم.

جهانبخش همراه بچه ها به اتاق‌شان می‌روند. متین، یونس، پوریا، دانیال، جابر، علی، بنیامین و بقیه دورش را می‌گیرند. گوش شنوا پیدا شده برای شنیدن دردهای این بچه‌ها. حرف‌های جهانبخش هم به دل این بچه ها می‌نشیند. گذشته سخت و حال خوب، ماندگارترین یادگاری است برای این بچه‌ها، حتی بهتر از توپ‌ها و لباس‌هایی که برای‌شان هدیه آورده. فضای شادی که شکل گرفته، با شنیدن نام رونالدو و مسی جذاب تر می‌شود. جهانبخش از بچه ها می‌پرسد کدامیک را بیشتر دوست دارند؟ طرفداران مسی بیشترند. متین با صدای ظریفش می‌گوید بگو پرسپولیسی‌ها دست‌شان را بالا ببرند. بچه‌ها دست‌شان را بالا می‌برند. جهانبخش همراه بچه‌ها به محوطه بیرونی می‌رود و با حوصله‌ی زیاد توپ‌ها را بین متین و دوستانش تقسیم می‌کند. اما یک هدیه ویژه خیلی به چشم می‌آید. پیراهن شماره ۱۸، هدیه به متین با متن زیبایی که جهانبخش روی آن می نویسد: تقدیم به متین عزیزم، با آرزوی آینده‌ای روشن.

جهانبخش چند دقیقه‌ای با بچه ها فوتبال بازی می‌کند و حتی وقتی دوستانش صدایش می‌کنند، می‌گوید پنج دقیقه دیگر بازی کنیم. انگار می‌خواهد بچه‌ها خیلی خوب لذت این بازی را حس کنند و به این زودی ها یادشان نرود. بعد از کلی گپ، فوتبال، امضای توپ‌ها و عکس ویژه با متین که حالا لباس جهانبخش را به تن دارد، و البته عکس یادگاری با بقیه بچه‌های کوره‌های آجرپزی، جهانبخش می‌رود و این بچه‌ها می‌مانند با حس و انرژی خوب. یونس که می‌خواهد شبیه یار شماره ۱۸ تیم ملی شود، حالا با انگیزه‌تر از قبل سمت خانه‌اش می‌رود، نه فقط سمت خانه، بلکه پی یک رویا.

Email this page

نسخه مناسب چاپ