تحولات در شبه جزیره کره تغییر از فاز تخاصم به گفتگو
 

مرتضی سلطانپور ابیانه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی نوشت: چگونگی حضور آمریکا در شبه جزیره و اهداف ایالات متحده آمریکا در شبه جزیره کره در واقع بخشی از راهبرد بلند مدت ایالات متحده آمریکا در شرق آسیا است. این راهبرد دارای دو هدف اصلی شامل کنترل قدرت رو به فزاینده چین در آسیا و نیز مقابله و توافق با کره شمالی است. برای شناخت بیشتر این اهداف مروری بر تاریخچه سیاست خارجی آمریکا در شبه جزیره خصوصا از هزاره دوم بسیار حایز اهمیت است. سیاست خارجی که عمدا در قبال کره شمالی تهاجمی بوده است.بعد از حادثه یازدهم سپتامبر در آمریکا تمرکز دولت این کشور در جهان بر محدود سازی و کنترل تروریسم از نگاه این کشور استوار شد. در این خصوص تنها مبارزه با تروریسم برای کاهش تهدیدات امنیتی علیه منافع آمریکا مد نظر دولت مردان آمریکا نبود بلکه هر گونه تهدید از جمله تهدیدات سنتی می توانست در این چار چوب مد نظر باشد. بنابراین چین در آسیا و کره شمالی در شمال شرق آسیا در بسته تهدیدات امنیتی سنتی آمریکا قرار می گیرد که باید برنامه ای مقابله با آن نیز طراحی شود.

در سال ۲۰۰۱ در دوران بوش پسر حادثه برخورد دو هواپیما جنگنده آمریکا و چین روابط در کشور را تا حدودی به سردی کشاند. در واقع آمریکا با شروع قرن بیست و یکم خواهان مداخلات سازنده (constructive engagement)چین در حل مسائل امنیتی آسیا شد. اما از نگاه دولتمردان آمریکا چین این مداخلات سازنده را انجام نمی داد. آمریکا معتقد بود که این کشور می تواند از نفوذ خود برای کنترل کره شمالی یا حل مناقشه تایوان استفاده کند. اما چین نه تنها در هیچ کدام از موارد فوق همکاری نمی کرد که با افزایش توان دفاعی و نظامی خود و نیز تاسیس سازمان شانگهای و انجام همکاری نزدیک با روسیه در این سازمان با اهداف امنیتی بیشتر تلاش می کرد تا سیاست خارجی آمریکا در آسیا برای سلطه بیشتر به چالش کشیده شود.

اما در دوران اوباما در کنار این اختلافات امنیتی دولت آمریکا تلاش کرد ابعاد اقتصادی روابط را بیشتر مورد توجه قرار دهد و همین امر باعث شد روابط چین با کره جنوبی که وابستگی بسیاری به لحاظ نظامی به آمریکا دارد بسیار گسترش یابد.

در واقع دموکرات‌های آمریکایی قصد داشتند از این طریق از چین بخواهند فشار بیشتری به کره شمالی وارد شود. اما موفقیت چندانی نداشتند در واقع در دوران اوباما اولویت سیاست خارجی به لحاظ امنیتی در غرب آسیا متمرکز بود و کنترل سنتی کره شمالی از طریق دولتهای کره جنوبی صورت پذیرد. در این دوران به دلیل حضور دولت‌های محافظه کار در کره جنوبی روابط دو کره بسیار وخیم بود. همان طور که اشاره شد علاوه بر چین در شبه جزیره کره بعد از حادثه یازدهم سپتامبراستراتژی آمریکا بدنبال به اصطلاح در جهت رفع تهدیدات امنیتی کره شمالی بود که به صورت سنتی برای آمریکا دردسر ساز بود. بنابراین برای مقابله با این تهدید کره جنوبی مکانی بود که می بایست از طریق این کشور به مقابله با شمال بپردازد .سیاست خارجی آمریکا در شبه جزیره را می توان در دو بخش از سال ۲۰۰۱ به بعد تقسیم کرد:

سیاست کنترل کره شمالی به عنوان یک تهدید امنیتی سنتی که به سلاح‌های هسته ای نیز نزدیک شده است.

سیاست تقویت همه جانبه امنیتی با کره جنوبی برای مقابله با تهدیدات کره شمالی و نیز تاثیرگذاری غیر مستقیم بر اهداف امنیتی چین.

در دولت بوش پسر آنان تاکید می کردند که سلاح‌های هسته ای کره شمالی تنها تهدیدات امنیتی برای شرق آسیا محسوب نمی شود بلکه این سلاحها می تواند مورد استفاده گروه‌های دیگری قرار گیرد بنابراین باید این تهدید امنیتی مرتفع شود .او تلاش کرد در قالب مذاکرات معروف شش جانبه با حضور کشورهای چین، روسیه، آمریکا، ژاپن و دو کره موضوع مسائل هسته ای این کشورکه در دکترین دفاعی کره شمالی سلاح‌های بازدارنده در قبال تهدیدات آمریکا تعریف می شود را حل کنند. در این رابطه اولین دور این اجلاس در سال ۲۰۰۳ در پکن برگزار شد و همچنین دور دوم آن نیز در سال ۲۰۰۴ برگزار شد اما با موضع گیری‌های تند آمریکا در قبال کره شمالی این کشور مذاکرات شش جانبه را با صدور بیانیه ای مبنی بر حفظ ونگهداری قدرت هسته ای خود در سال ۲۰۰۶ ترک کرد اگرچه این اجلاس در سال ۲۰۰۸ یک با دیگر برگزار شد،اما نتیجه ای در بر نداشت. حال آمریکا با قطع امید از حل تهدیدات امنینتی که در دکترین این کشور برای شرق آسیا نوشته شده بود به سمت گسترش تحریم‌های بین الملی بیشتر علیه کره شمالی رو آورد.

رفع تهدیدات سنتی در بسته امنیتی آمریکا در شرق یعنی محدودسازی و قطع ارتباطات و حمایت‌های مالی از کره شمالی به عنوان شاخص اقدامات آمریکا در دوران اوباما نیز ادامه داشت اما موضوع مهم اینجاست که در دوران اوباما او سیاست کنترل و محدودسازی کره شمالی را به دولت‌های وقت کره جنوبی که دارای دیدگا‌ه‌های بسیار تندی علیه کره شمالی بودند واگذار کرده بود. این روند ادامه یافت تا اینکه دوران ترامپ در آمریکا آغاز شد و جالب اینجاست که در کره جنوبی حال دولتی بر سر کار است که بر خلاف سیاست‌های تهاجمی ترامپ علاقه دارد تا سیاست‌های امنیتی آمریکا در شبه جزیره از طریق احیای اجلاس‌هایی نظیر اجلاس شش جانبه و نیز سیاست رفع تنش با شمال که در اواخر دهه ۹۰ با سفر رییس جمهوری کره جنوبی به شمال دنبال شد اجرا شود. اما سیاست آشکار و تهاجمی ترامپ برای رفع به اصطلاح تهدیدات امنیتی کره شمالی بسیار آشکار بیان شد. این سیاستها دو وجهی بود از یک طرف پیوند امنیتی با کره جنوبی را تقویت می کرد و با فروش میلیارد دلاری تجهیزات نظامی سود کلانی را نصیب آمریکا کرد و از طرفی بعد از انعقاد قراردادهای کلان نظامی با بزرگ نمایی خطر کره شمالی تلاش بسیار کرد با آنان وارد مذاکره شود. تلاشهایی که بیشتر با واسطه کره جنوبی بدلیل ترس از بحرانی شدن شبه جزیره کره انجام گرفت. و نهایتا به این نتیجه منجر شد که قرار است تا رهبران کره شمالی و آمریکا در ۲۲ ژوئن با یکدیگر ملاقات کنند.

ادغام دو کره می‌تواند اتفاق بیفتد

اردشیر سنایی، مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل بین المللی در گفت‌وگو با خبرآنلاین به بررسی تاثیر دیدار ترامپ و اون بر مسائل بین‌المللی پرداخت.ترامپ و اون در حالی باهم دیدار کردند که حتی تا دو هفته پیش تنش لفظی بین مقامات دو کشور می توانست باعث شود این دیدار برگزار نشود. اما با کوتاه آمدن ترامپ، برنامه این دیدار پیگیری و بالاخره سنگاپور در ۱۲ ژوئن میزبان رهبر کره شمالی و رئیس جمهوری آمریکا بود. این دیدار موضوع اول رسانه‌های جهان شد و بازتاب بسیاری داشت. اما هنوز تردیدهایی نسبت به چشم انداز و آینده آن وجود دارد. ترامپ و اون پس از دیدارشان یک سند امضا کردند و گفته می شود کره شمالی، خلع سلاح هسته ای را پذیرفته است. آیا ترامپ می تواند درخواست‌های کیم جونگ اون را برای جلوگیری از شکست مذاکرات عملی کند. در این باره خبرآنلاین با اردشیر سنایی مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌المللی گفت و گو کرده است که از نظر می‌گذرانید :

- اهمیت دیدار ترامپ و اون چه بود؟ چه چیز باعث می شود این دیدار را تاریخی بدانیم؟

* دیدار ترامپ و اون را شاید بتوان گفت یکی از بزرگترین اتفاق‌هایی است که در قرن ۲۱ رخ داده است و می توان از آن به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ روابط بین الملل یاد کرد. اهمیت این مسئله از آنجایی بیشتر می شود که دو رهبری که جزو افراطی ترین لایه‌های خطوط سیاسی کشورشان محسوب می شدند، با یکدیگر دیدار کردند. شاید اگر شخص دیگری غیر از ترامپ به عنوان رئیس جمهوری آمریکا و شخص دیگری غیر از اون رهبر کره شمالی بود و این دیدار انجام می گرفت چندان اهمیت فعلی را پیدا نمی کرد. اما رئیس جمهوری از ایالات متحده که دیدگاه خاصی نسبت به مسائل جهان و سیاست خارجی ایالات متحده دارد، نشان داده که حاضر به عقب نشینی از مواضع قبلی که در دوران تبلیغاتی داشته، نیست، یک طرف جریان قرار داشته و از سوی دیگر رهبر کره شمالی پس از فوت پدرش همواره جزو افراطی ترین تصمیم گیرندگان در کره شمالی هم در مسائل داخلی و هم در سیاست خارجی بوده است و به نظر می رسید که کوچک ترین انعطاف را نشان نخواهد داد.اما بالاخره این دیدار انجام شد و به نظر می رسد که طرفین به این نتیجه رسیده اند که در همین سطح باید تنش و اختلافات را پایان بخشند و این دیدار را آغازی بدانند برای مذاکراتی که به خلع سلاح کره و حل و فصل بحران شبه جزیره کره آن بینجامد .

- کیم جونگ اون نشان داده است در ظاهر اعتقاد چندانی به تحولات درونی و تغییرات ندارد. به نظرتان این دیدار می تواند روندی برای تغییرات آینده باشد؟

* این دیدار تاثیرات بسیار مهمی بر سرنوشت سیاسی کره شمالی، رژیم کره شمالی، بحث سلاح‌های هسته ای در آن و بحران شبه جزیره کره خواهد داشت و به نظر می رسد که ترامپ به یکی از بزرگترین دستاوردهای دوران ریاست جمهوری خود دست پیدا خواهد کرد و کره شمالی در نهایت به سمت غیر هسته ای شدن و چه بسا حل شدن در سیستم مشابه کره جنوبی و اگر خوشبینانه نگاه کنیم به سمت پایان دوران حضور دو کره و شروع روند ادغام دو کره حرکت خواهد کرد والبته هر چند می تواند مشکلاتی برای این مسیرها مطرح شود ولی به نظر می رسد که این اتفاقات خواهد افتاد. کره شمالی در نهایت به درجه ای رسید که مجبور شد دست از مواضع قبلی خود بردارد و فکری برای خروج از این وضعیت دشوار و اسفناکی که گیر کرده بود پیدا کند و نهایتا با مواضعی که ترامپ هم داشت و نشان داده بود که در عین سخت گیری و استفاده از زبان سخت زورمدارانه، حاضر به مذاکره و گفت و گو هست و آن روحیاتی که از یک سیاستمداری که کاسب و بیزنس من هست، اینجا نشان داد.

- از لحاظ بین المللی چه تاثیراتی از این روند متصور است؟ به نظرتان می توان این روند را با برجام مقایسه کرد و در انتظار بهبود مناسبات ایران و آمریکا بود؟

* می توان گفت که این دیدار آثار مختلفی بر مناسبات آمریکا و کره شمالی، بر بحران شبه جزیره، خلع سلاح هسته ای و چه بسا بر سایر مسائلی که ایالات متحده در دوره ترامپ به دنبال آن هست بگذارد.به نظر می رسد این دیدار بر مناسبات آمریکا و ایران نیز تاثیرگذار است و همانطور که دیدیم ترامپ هم در کنفرانس خبری خود به موضوع ایران هم اشاره کرد. بعد از خروج آمریکا از برجام و شروع تحریم‌ها در موعد مقرر، دیدار ترامپ و اون می تواند باعث توجه بیشتر ایالات متحده به اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران هم منتهی شود.

- این دیدار و توافق را پایدار می بینید؟ چه تردیدهایی نسبت به آن وجود دارد؟

* در مورد پایداری این توافق باید گفت که هنوز توافقی شکل نگرفته است و این آغازی است برای مذاکراتی که ادامه پیدا خواهد کرد. اما با توجه به شرایط کره شمالی، چاره ای برای آن کشور باقی نمانده تا که سرانجام پس از دهه‌ها به سمت مذاکره و پذیرش خواسته‌های طرف مقابل پیش برود.شرایط اقتصادی و اوضاع داخلی در کره شمالی به قدری نابسامان هست که شخصی مثل اون را وادار کرده است که به سمت مذاکره و حل و فصل مشکلاتش با ایالات متحده برود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ