یادداشت
مراقب باشیم دیر نشود
منوچهر دین‌پرست
چند شب پیش صفحه سوابق علمی یک استادیار دپارتمان فنی مهندسی و عضو گروه مدیریت، فلسفه علم و فناوری دانشگاه علم و صنعت را دیدم. آن صفحه مشعشع را برخی از همکاران رسانه‌ای هم بعداً برایم ارسال کردند و بر سرعت در شبکه‌های مجازی تکثیر شد. آن شب به خوبی آگاه و واقف بودم که این موضوع چندان موجب تعجب دوستان نشده است؛ چرا که چنین اساتیدی نه در دیار ما کم هستند و نه زورشان اندک. اینان کسانی هستند که سالها در فضای آکادمیک ایران بیتوته کرده و سر در سودای چسباندن آسمان دین به زمین هرآنچه خود می‌پندارند دارند. گویی برخی که پروای علمی هم ندارند، همواره علم را با «شبه علم» به هم می‌آمیزند تا از این راه نمره‌ای به دست و لقمه نانی به کف آورند و به غفلت بخورند و در بین یاران و خویشان نیز پُز علمی هم بدهند.

دیروز تذکر و انتقاد استاد جعفریان در همین صفحه منتشر شد. با خواندن هشدار ایشان چیزی به ذهنم رسید که بارها در طی این سالها در فضای دانشگاهی این سرزمین دیده ام. کم نیستند کسانی که با سر هم کردن یک سری «ترّهات» به زعم خویش می‌کوشند مقالات علمی و پژوهشی بنویسند تا درجه «آی اس آی» بگیرند که از مواهب آن در فضای آکادمیک بهره ببرند. اشخاصی که می‌پندارند پُلیمات (بحرالعلوم) هستند و گویی همسنگ بوعلی و خوارزمی و رازی شده‌اند!

نکته‌ای که تاکید دارم بگویم این است که گرچه با نقد به‌جای استاد جعفریان موافقم اما باید به این پرسشها نیز پاسخ داد: بستر و زمینه رشد و گسترش کسانی که فضای دانشگاهی را چنین به مضحکه می‌کشند چگونه فراهم شده است؟ آیا این‌ها کسانی نیستند که آشفتگی را از زمین به آسمان علم رساندند؟ چه نهادی باید پاسخ گوی این افراد باشد؟ چه کسانی به این عده اجازه دادند فضای آکادمیک را که باید محلی برای تلاقی دانش و اندیشه و مجالی برای تجربه و خردورزی باشد اینگونه بستر تاخت و تاز موهومات و ترهات و خرافات خویش کنند؟ آیا نباید متولیان دانشگاه پاسخ گو باشند؟

به خاطر دارم شاید دو دهه پیش بود که دکتر رضا داوری اردکانی به کسانی که باب مقالات علمی ـ پژوهشی را برای دریافت مواهب دانشگاهی گشودند و اینکه این مقالات، تولید علم را در جامعه گسترش می‌دهد و سبب رشد و بالندگی می‌شود، به شدت تاختند که این حجم انبوه مقالات، ما را هرگز به جهان بی کران علم نمی‌برد. شاید اگر از همان سالها ارباب نظام آموزش عالی این نقد را جدی گرفته بودند وضعیت دانشگاه این گونه نبود که امروز است. سخن در این باب بسیار می‌توان گفت اما اگر به زبان جامعه شناسان هم صحبت کنم می‌توانم بگویم چنانچه فقر در جامعه افزایش یابد، بی‌گمان دزدی و جرم و فحشا هم زیاد می‌شود. از سوی دیگر اگر نهادهای نظارتی و حقوقی در جامعه نحیف و نزار شوند، اسباب جنایت نیز راحت‌تر فراهم می‌شود. لذا اگر بنیان علم که باید در دانشگاه فراهم شود این‌گونه بی مبالات و بی نظر رها شود بی‌تردید نتیجه اش همین می‌شود که هست. چه، استادان شریفی در دانشگاه‌های ایران بودند و هستند که برای تعالی علم تلاش شبانه روزی دارند اما صدایشان به جایی نمی‌رسد و با هزار مشکل اداری و ساختاری رو به رو هستند. از سوی دیگر اما کسانی مثل این استاد اعظم و شریف اینگونه در خلسه‌ی خویش فرو می‌رود تا «علم» را به سرزمین عجایب المخلوقات راهنمایی کند!

زنهار که بسیار دیر است؛ ای‌کاش این استاد دانشگاه علم و صنعت پیش از آنکه علم را به اقلیم «هورقلیا» برساند در گذر حکمت ایران به مکتب شیخ سرخ و یا مولای روم می‌رفت و چیزی می‌آموخت تا امروزچنین مایه مباهات(!) علم و عالم نشود:

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد…‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ