معادله چند مجهولی ترامپ در حوزه تجارت
 

سیاست‌های «دونالد ترامپ» معادله‌های جهانی را بر هم ریخته است؛ به اعتقاد تحلیلگران وی با دامن زدن به جنگ تجاری ضمن تهدید اقتصاد جهانی، ایالات متحده را به فاز تقابل امنیتی با چین و اتحادیه اروپا وارد می سازد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، جنگ تجاری که رئیس جمهوری آمریکا به راه انداخته است وارد مراحل تازه و خطرناکی شده است. نخست دونالد ترامپ با وضع تعرفه بر واردات به ایالات متحده این منازعه را کلید زد و ناراحتی و اقدام متقابل کشورهای جهان را برانگیخت. اکنون شدت این تقابل به میزانی شدید شد که نگرانی‌های امنیتی را به وجود آورده است. اقتصاد اول با اقتصادهای دوم و سوم جهان وارد چالشی جدی شده است که پیامدهای آن دامن اقتصاد جهانی را خواهد گرفت.

ایالات متحده با وضع تعرفه بر صنایع فولاد و آلومینیوم رو در روی چین و اتحادیه اروپا ایستاد . گفته می شود به تدریج بر دامنه تعرفه‌ها و کشورهایی که تحت پوشش آن قرار می گیرند افزوده می شود. تا به حال صنایع خودرویی و تولیدات کشاورزی به علاوه کشورهای کانادا، مکزیک و … هم درگیر این تنش شده اند .از مهمترین پیامدهای جنگ تجاری ترامپ، کاهش رشد اقتصادی جهان ارزیابی شده است. روزنامه نیویورک تایمز در این زمینه عنوان داشت با اجرای تعرفه‌های جدید، از میزان فعالیت‌های کارخانجات و سفارش آن‌ها کاسته می شود، در پی آن هم میزان سرمایه گذاری جدید نیز کاهش می یابد.یکی از آخرین اقدامات رئیس جمهوری آمریکا وضع قوانین تعرفه ای به میزان ۵۰ میلیارد دلار بر کالاهای چینی بوده است.

به نوشته این روزنامه تنها چند ماه قبل اقتصاد جهانی رشد و روزهای خوش خود را آغاز کرده بود اما اکنون آن شرایط امیدبخش با بروز یک جنگ تجاری به خطر افتاده است. وضع تعرفه‌ها از سوی دولت ترامپ و پاسخ رقبا به آن، تجارت جهانی را دچار چالشی بزرگ ساخت که نتیجه آن صدور هشدارهای جدی در زمینه افت رشد اقتصادی جهان است. با تشدید این منازعه بارگیری کالا از بنادر و فرودگاه‌های جهان کند می شود و قیمت مواد خام مهم افزایش می یابد. در این شرایط کارخانه‌ها از آلمان تا مکزیک و شرق آسیا با مشتری‌های کمتر و کاهش سرمایه‌گذاری روبرو خواهند شد. حتی کشاورزان آمریکایی هم فروش خود را از دست خواهند داد زیرا شرکای تجاری آن‌ها هم تعرفه‌هایی را بر صادرات آمریکا تعیین خواهند کرد.

تهدیدهای امنیتی برای چین و اروپا

افزایش فشار تجاری واشنگتن بر پکن و بروکسل باعث شده است تا این تحولات رنگ و بوی تقابلی خطرناکی به خود بگیرد و کشورها را نسبت به آینده بسیار محتاط کند. برخی تحلیلگران اعتقاد دارند ممکن است کشورهای هدف کاخ سفید به ویژه چین و اتحادیه اروپا این رویه را تهدیدی جدی برای موجودیت و برنامه‌های خود در آینده احساس کنند و اقدامات تدافعی یا حتی تهاجمی را در پیش بگیرند. تارنمای روزنامه چینیSouth China Morning Post در تحلیلی هدف واقعی از جنگ تجاری که ترامپ به راه انداخته است مقابله با قدرت روز افزون چین اعلام کرد و افزود: فشار بر پکن از طریق نفوذ به بازارهای داخلی چین هدف کاخ سفید است. واشنگتن می خواهد از سرعت رشد فناوری‌هایی که ممکن است برتری قدرت‌های تکنولوژیکی غربی را تهدید کند بکاهد. بنابراین هدف نهایی و اصلی آمریکا مقابله با برنامه و شعار «شی جین پینگ» رئیس جمهوی این کشور مبنی بر «ساخت چین ۲۰۲۵» است.به نوشته روزنامه دولتی چین، هدف کاخ سفید از اظهارات پژوهشگران آمریکایی به ویژه در اندیشکده «شورای روابط خارجی» آشکار است. «لوراند لاسکای» در پژوهشی از وجود ۳۰۱ طرح برای مقابله آمریکا با چین خبر داد و مهمترین موضوع‌ها را تاکید بر بی توجهی چین به مالکیت معنوی، تبعیض علیه شرکت‌های خارجی و استفاده از سیاست‌های ترجیحی ناعادلانه برای تقویت بنگاه‌های داخلی عنوان کرد.

این تحلیلگر آمریکایی مدعی است سیاست «ساخت چین ۲۰۲۵» باعث تخریب دولت‌ها در سراسر جهان می شود و با ایجاد یک مرکزیت شرارت بار، در واقعیت رهبری تکنولوژیکی ایالات متحده در جهان را تهدید می کند.نکته اینجاست که ابتکار «ساخت چین ۲۰۲۵» بر ۱۰ بخش استراتژیک و تکنولوژیکی مهم تمرکز دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از نسل بعدی فناوری اطلاعات همچون امنیت سایبری و شبکه‌های نسل پنج، ابزارهای کنترل عددی و رباتیک، هوافضا، مهندسی اقیانوس، تجهیزات راه آهن پیشرفته، صرفه جویی در انرژی و انرژی‌های جدید برای خودروها، تاسیسات برق و قدرت، ماشین آلات کشاورزی و دستیابی به تجهیزات و داروهای پزشکی با کارآیی بالا.

به نوشته این روزنامه چینی، حمله ور شدن به نیازهای عملیاتی چین و تقاضاهای پکن برای انتقال فناوری تا حد زیادی به علت احساس خطر کاخ سفید طراحی شده است و چین نیز خود را برای این موضوع آماده می سازد. این روزنامه تاکید کرد:با اینکه اکنون بیشتر اقتصادهای جهان همین خط‌مشی‌ها را دنبال می‌کنند اما احتمال موفقیت پکن موجب شد تا به عنوان گناهکار اصلی جلوه داده شود.در طرف دیگر این معادله اتحادیه اروپا قرار دارد زیرا ترامپ با دو حربه اقتصادی و امنیتی آن را هدف قرار داده است. وضع تعرفه‌ها و انتقاد از نوع مشارکت در ناتو، باعث شد واشنگتن امنیت و اقتصاد قاره سبز را به عنوان مهمترین شریک امنیتی متزلزل سازد. نشریه اسپکتیتور

(the Spectator) اعتقاد دارد ترامپ با سیاست‌هایی که اتخاذ می‌کند باعث می شود تا جنگ تجاری به یک بحران امنیتی تبدیل شود و آمریکا در مقابل ناتو قرار گیرد. این در حالی است که آمریکا نباید ضعف دفاعی اروپا را موجب شود. با توجه به تحولات کنونی آینده سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شکننده تر از هر دوره دیگری از زمان تاسیس آن (سال ۱۹۴۹ میلادی) شده است.اگرچه ۶ کشور از اعضای ۷ کشور صنعتی عضو ناتو هستند و ایالات متحده بیشتر از ۲۸ کشور اروپایی عضو آن هزینه‌های دفاعی آن را پرداخت می کند اما کارشناسان تاکید دارند این سازمان هنگامی می تواند کارآیی داشته باشد که همه اعضا به عنوان یک جبهه متحد ظاهر شوند. درست در زمانی که رئیس جمهوری آمریکا ناتو را کلاهبردار می داند و پی‌درپی در مورد ترک این سازمان سخن می‌گوید، اتحاد قابل دستیابی نیست.

«جیمز متیس» وزیر دفاع ایالات متحده هم با ادامه خط سیاسی ترامپ، چندی قبل به رهبران اروپایی هشدار داد که آمریکا دیگر نمی تواند بیشتر از پایتخت‌های اروپایی، نگران فرزندان شهروندان قاره سبز باشد. «ایوو دالدر» سفیر پیشین ایالات متحده در ناتو دو موضوع دفاعی و تجاری ترامپ را ابزار وی در مورد این سازمان دانست و اظهار داشت: مایه حیات اتحاد در این سازمان اعتماد است؛ بنابراین جنگ تجاری که بر پایه امنیت ملی رخ می دهد تهدیدی است که به انسجام اعضا آسیب می رساند.بر اساس تحلیل‌ها، اکنون تهدید اصلی این نیست که آمریکا مانند دهه ۱۹۳۰ انزوا را انتخاب می کند زیرا اگر روسیه اقدامی را انجام دهد، کاخ سفید به آن واکنش نشان خواهد داد. خطر این است که ناتو ظرفیت‌های خود برای بازدارندگی به عنوان یک گروه منسجم را از دست دهد و با این کار موجب ماجراجویی مسکو شود. اروپا برای سال‌ها نگران کم شدن نقش آمریکا در ناتو بود و به همین دلیل برای تضعیف واشنگتن اقدامی را انجام نمی داد. اما انتخاب دونالد ترامپ و سیاست‌های وی علیه اروپا، معادلات را به نحو چشمگیری تغییر داده است. با این تحولات، چند ماه آینده نشان خواهد داد ناتو چگونه به بقای خود ادامه می دهد و اروپا چه سرنوشتی خواهد داشت.

تعرفه‌های ترامپ و تهدید ارزش‌های غربی

دیگر رهبران جی ۷ نیز به مانند ترامپ از بابت چین نگرانی احساس می‌کنند اما آنچه آنها را بیشتر نگران کرده این است که ایجاد تعرفه از سوی رئیس جمهوری آمریکا در برابر چین، کشورهای آنها را نیز با مشکل مواجه خواهد کرد.

دیپلماسی ایرانی در ترجمه‌ای نوشت: گروه ۷ در خلال دوران جنگ سرد ایجاد شد تا بازاری دموکراتیک متشکل از کشورهای غربی شامل کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن و بریتانیا را نمایندگی کند. اساس کار آنها ایجاد آزادی اقتصادی، افزایش سرمایه جهانی و شکست دادن کمونیسم بود.پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، اجلاس جی ۷ در ابتدا امیدوار بود که دشمن سابق خود را به جمعش راه دهد اما از سال ۲۰۱۴ ولادیمیر پوتین ثابت کرد که دشمنی متهاجم و در نقطه مقابل ارزش‌های غربی است.

حالا در سال ۲۰۱۸، رئیس جمهور دونالد ترامپ به دنبال راه‌هایی است تا بار دیگر با قدرتی کمونیستی مقابله کند. اینبار تهدید از جانب چین است. کشوری که تحت رهبری رئیس جمهوری شی جین پینگ تعریفی جدید از سوسیالیسم چینی در عصر معاصر ارائه داده است.شی قول داده است که در ازاری قدرت رهبری نامحدود، چین در سال ۲۰۲۵ به قدرت برتر رهبری کننده جهان تبدیل شود و برتری تکنولوژیکی و اقتصادی آمریکا در قرن ۲۱ را بشکند. تلاش آنها در همه زمینه‌ها از جمله رباتیک، وسایل الکترونیک، بیوتکنولوژی، هوش مصنوعی و فضا ادامه دارد.دیگر رهبران جی ۷ نیز به مانند ترامپ از بابت چین نگرانی احساس می کنند اما آنچه آنها را بیشتر نگران کرده این است که ایجاد تعرفه از سوی رئیس جمهوری آمریکا در برابر چین، کشورهای آنها را نیز با مشکل مواجه خواهد کرد. این نگرانی اساس نشست رهبران جی ۷ در کانادا را تشکیل داد. شش رهبر بیانیه ای داده و در رابطه با عواقب برقراری تعرفه آلومینیوم و فولاد به ایالات متحده هشدار دادند. آنچه که از زبان وزیر اقتصاد فرانسه شنیده شد این بود که «اجلاس اخیر بیشتر اجلاس گروه ۶ به علاوه یک عضو دیگر بود تا اجلاس گروه ۷» و به این ترتیب این کشورها احساس می‌کنند که گروهشان آن «یک» یعنی همان آمریکا رهبر همیشگی گروه را از دست داده است.

یقینا ترامپ حق دارد که به دنبال بهترین قراردادهای ممکن برای کشورش باشد. اما برقراری تعرفه برای همکاران گروه جی۷، آشکارا برخلاف قوانین سازمان تجارت جهانی است حتی اگر این کار برای این باشد که بخواهیم آنها را برای مذاکره تحریک کنیم. چنین کاری روشی خطرناک برای ایجاد حس همکاری در آنهاست. به عنوان مثال، ایالات متحده و کانادا در زمینه انرژی همکاری نزدیکی دارند تا هزینه‌های انرژی برای مصرف کنندکان و وابستگی به واردات انرژی با توجه به ناپایداری‌های سیاسی در خاورمیانه و ونزوئلا، کاهش پیدا کند. برای دستیابی به این منظور شرکت‌های ایالات متحده و کانادا به ساخت فولاد و آلومینیوم برای استفاده در زیرساخت‌ها بسیار وابسته هستند. مواد فولادی لازم برای ساخت خطوط لوله در خارج از قاره آمریکا تولید می شود. سال‌ها طول خواهد کشید که کارخانه‌های داخلی بتوانند خود را برای ساختن چنین موادی تطبیق دهد و بخش انرژی ایالات متحده نمی تواند در چنین رقابت فشرده ای، از دست دادن این زمان را تحمل کند.

تحقیقات نشان می دهد که برقراری تعرفه می تواند ۱۴۰هزار شغل را در آمریکا نجات دهد اما ۵میلیون شغل مربوط به کارخانجاتی که به وارادات آلومینیوم و فولاد وابسته هستند را در خطر قرار خواهد داد. ضمن اینکه خسارت ناشی از برقراری تعرفه‌های متقابل از سوی کانادا، مکزیک و اتحادیه اروپا را نیز باید به این عدد اضافه کرد.

پیش از این نیز روسای جمهور جمهوریخواهی از جمله رونالد ریگان و جورج دبیلیو بوش، بازی با تعرفه‌های فولاد را آزمایش کردند اما هردو این طرح را رها کرده و از تصمیم خود پشیمان شدند. ترامپ همچنین در داخل توانست قانون کاهش مالیات‌ها را تصویب کند درحالی که تمامی رهبران جی ۷ مالیات‌های خود را در کشورهایشان افزایش داده اند.با این وجود ترامپ نباید با انتخاب مسیری اشتباه در دنیای تجارت فعلی اقتصاد ایالات متحده را تضعیف کند. اجلاس جی۷ یکی از دستاوردهای ارزش‌های دموکراتیک غربی است که به بازار آزاد و آزادی اقتصادی پایبند است و این اجلاس می تواند به آمریکا در جنگ‌های اقتصادی پیش رو کمک کند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ