نگاه
چاشنی انصاف را بیشتر کنیم
بی‌رودر بایسی، شرایط امروز اقتصادی به گونه‌ای است که فشار بر اقشار عادی جامعه را دو چندان کرده است. افزایش قیمت ارز و سکه، مرجعی برای افزایش قیمت کالاها و خدمات مختلف شده است. بخشی از این افزایش قیمت طبیعی است. مثلا واردکنندگانی که می‌خواهد کالایی را به کشور وارد کند حتما مجبور است ارز را به قیمت بیشتری از گذشته خریداری کرده و با افزوده شدن سایر هزینه‌ها بر آن، قیمت نهایی فروشش بالاتر خواهد بود. این یک معادله ریاضی طبیعی است و علی‌رغم ابراز تأسف نمی‌توان در آن شکی داشت.

اما واقعیت آن است که بخش بزرگی از افزایش قیمت‌های اخیر، طبیعی نیست. درست است که قیمت ارز افزایش یافته اما مدتی که گاه حتی تا ۳ماه طول می‌کشد، زمان می‌برد تا قیمت جدید ارز رشد واقعی‌اش را به بهای تولید و بازرگانی کالاهای مختلف نشان دهد. به عبارت دقیق‌تر تا واردکننده ارز را به هر قیمت جدید بخرد، گشایش اعتبار کند، کالا را در خارج کشور خریداری و حمل و در داخل کشور توزیع کند، زمانی بین یک تا سه ماه (بسته به کشوری که کالا از آن خریداری شده) لازم است. تازه این فرآیند عادی واردات کالای آماده مصرف است. اما اگر کالا از نوع مواد اولیه باشد، باید فرآیند رسیدن آن به دست تولیدکننده، فرآیند تولید و توزیع کالا در بازار را هم به زمان نهایی اضافه کرد که گاه تا چهارماه و بیشتر طول می‌کشد.

لذا می‌‌‌توان به گمان قاطع نتیجه گرفت که هنوز افزایش قیمت ارز اثر واقعی خود را بر قیمت کالاها برجای نگذاشته است.

حال سؤال اساسی این است که چرا قیمت کالاها این قدر زود هنگام افزایش یافته است؟ پاسخ این است که بسیاری از تجار، اصناف و حتی شرکت‌های دولتی، قیمت جنس‌های قبلی خود را در نرخ جدید ضرب کرده و قیمت‌ها را یکشبه‌ یا چندشبه افزایش داده‌اند. این کار غیراخلاقی، غیرشرعی و غیرقانونی در طیف متنوعی از کالاها از مواد اولیه‌ای که برخی شرکت‌های دولتی یا متعلق به بخش عمومی غیردولتی تولیدکننده آن هستند تا طیف متنوع و گسترده‌ای از کالاهای مورد استفاده مردم و حتی خدماتی چون اجاره بهای منازل مسکونی، قابل مشاهده است.

بنا نداریم از صنف یا صنعت یا کالای خاصی نام ببریم، چرا که خود مردم این روزها با مقایسه قیمت قبلی و فعلی کالاها و خدمات مختلف به خوبی با تغییرات زود هنگام قیمتی آشنا هستند، اما هدف، بیشتر ابراز تأسف از کاری است که خودمان با خودمان می‌کنیم.

با ابراز تأسف باید بگوییم بخش بزرگی از بدنه اقتصاد کشور که شامل تجار، تولیدکنندگان و اصناف مختلف می‌شوند، رشد دلار بر بهای اجناس خود را خیلی زود هنگام اعمال کرده‌اند؛ در واقع به پیشواز اثر قیمت دلار بر اجناس در انبار یا مغازه مانده یا در راه خودشان رفته‌اند. بسیاری از این اجناس خرید گذشته هستند و افزایش قیمت آن به نرخ دلار امروز دست کم غیرشرعی و غیراخلاقی است.

برخی تولیدکنندگان از عرضه کالاهای ساخته شده به بازار خودداری می‌کنند و باعث ایجاد جو و افزایش بیشتر قیمت‌ها از طریق ایجاد کمبود مصنوعی می‌شوند. این داستان تقریباً شامل تمام حلقه‌ها از واردکننده و تولیدکننده مواد اولیه تا تولیدکننده نهایی و بنکدار و مغازه‌دار می‌شود. بخش دیگر ماجرا به رشد قیمت خدماتی باز می‌گردد که اصولاً ربطی به قیمت دلار ندارد. مثلاً رشد قابل توجه اجاره بهای مسکونی یا برخی دستمزدهای خدماتی چه ربطی به افزایش قیمت ارز دارد؟

در نهایت می‌توان بدنه اقتصاد کشور و عموم مردم ـ منظور کسانی است که نقدینگی مؤثر یا کالا در اختیار و تملک دارند ـ را مورد خطاب قرار داد و با ذکر ضرب‌المثل: از هر دست بدهی از همان دست می‌گیری، یادآوری کرد که همه در یک کشتی نشسته‌ایم. وقتی یک نفر کالای خرید قبلش را گران کند، شاید سود کند، اما این سود را در چرخه گرانی سایر کالاها و خدماتی که خود و خانواده‌اش مشتری طبیعی آن هستند، از دست خواهد داد. وقتی بهای دلار افزایش می‌یابد، دارایی همه کاهش می‌یابد و کسی از آن مستثنی نیست.

گران شدن کالای من به معنای سودکردن من نیست، بلکه به معنای گران خریدن سایر کالاهایی است که باید مصرف کنم و افزایش هزینه‌های من است. لذا قاطبه مردم، واردکنندگان، تولیدکنندگان و اصناف باید به این قاعده برسند که راه اصلاح شرایط اقتصادی موجود و گرانی‌ها اول از خودمان می‌گذرد. درست است که دولت و سایر قوا مسئولیت کاملی در این خصوص دارند و قابل انکار و چشم‌پوشی و کوچک‌نمایی هم نیست، اما وقتی ما مردم و بدنه اقتصاد کشور با هم مهربان باشیم، اخلاق را در حد منطقی‌اش در روابط اقتصادی دخالت دهیم، هوای هم را بیشتر داشته باشیم، تلاش کنیم به هم فشار نیاوریم و هزینه‌های اطرافیانمان را بالا نبریم، امکان تأثیر جوسازیها بر قیمتها کمتر خواهد شد.

بیایید به این نگاه کنیم که همه ما از جو گرانی‌ها و رشد قیمت دلار ضرر می‌کنیم. تأثیر این همه را بیشتر درک کنیم و به خاطر اخلاق و حاکم شدن مهربانی، در جایی که تعیین قیمت دستمان است، چاشنی انصاف را بیشتر مدنظر قرار دهیم. چاشنی که این روزها استفاده‌اش کاهش زیادی یافته است.

سیدعلی دوستی موسوی

Email this page

نسخه مناسب چاپ