مکتوب هفته
حبابات علمی‎!
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
‎به عنوان یک ایرانی چرا به خود نبالم، وقتی مرتب از اخبار رسانه‌های رسمی کشورم می‌شنوم که چه رتبه‌هایی را در تولید علمی جهانی به خود اختصاص داده‌ایم؟ این رتبه‌ها گاه آنچنان اعجاب‌برانگیز است، که اگر مستند به منابع معتبر(و یا معتبرانگاشته‌شده) نمی‌بود، باورش دشوار می‌نمود. در عین حال حل و رفع یک تعارض ذهنی نیز در زمره دغدغه‌های حقیر است، و آن این‌که، اصولا احراز رتبه‌های علمی و ادعای تولید علم در دنیای امروز، باید در کجا راستی‌آزمایی شود؟ این‌که مقالات به هر قیمتی و با هر شگردی از ژورنال‌های علمی سر درآورند و به خصوص، چهارسوقی به نام آی‌اس‌آی، فصل‌الخطاب راستی‌آزمایی و اعتبار مقالات به حساب آید، آیا کافی‌ست که ذوق‌زده مقامات و رتبه‌های علمی خود شویم؟ این صحت‌سنجی را می‌توان در سالیان اخیر از اهل دانش با‌صداقت پرس‌و‌جو کرد، که مقاله‌ای را به دست آی‌اس‌آی رساندن و یا نقبی به بسیاری از ژورنال‌های علمی زدن، آیا کاری کارستان و دشوار است؟ و اگر چنین شد، آیا مفاد آن‌مقاله، آخر علم و دانش است؟ و نیز آیا ممالکی که چنین آمارهایی را احراز نکرده‌اند، در عالم علم و پدیدآوری دانش کلاهشان پس معرکه ‌است و حسرتشان به دانشگاه‌های ما و غبطه و آرزوهاشان به سمت و سوی لابراتوارهای ماست!؟

نه منکر آمارهایم و نه از صدرنشینی‌های کشورم ـ در علم که جای خود دارد، حتی در دستپخت ـ ناراحت می‌شوم؛ مگر آن‌که پاک دیوانه شده‌باشم! سخنم این است که با این میزان تولید علم، چرا در یک قلم مسائل اقتصادی و اجتماعی این‌قدر دست و‌پا می‌زنیم؟ دیگر تکراری و خسته‌کننده شده‌است، اما‏‎:‎

‎ـ ‎تولید علمی در این حد انبوه، باید در تولید خودروهای داخلی نمایان شود‎.‎

‎ـ ‎آمار بالاتر از متوسط جهانی در تولید علم و رتبه نخست در منطقه، باید در حل معضل ترافیک و‌مهندسی و مبلمان شهری خودنمایی کند‎.‎

‎ـ ‎علوم انسانی فوق اشباع شده در مقالات کشور ما، باید مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، اخلاقی و‌ هویتی نسل بالنده را درمان کرده‌باشد‎.‎

‎ ـ … ‎و اینهمه مقالات اقتصادی و وجود صاحب‌نظران مالی و پولی، نباید اینگونه برهه برهه آچمز چند دلال سفته‌باز(به قول آقایان) شوند.‎

یا آمارهای علم نیز تحت تأثیر دلار و طلا دارای حباب شده‌اند، و یا دست‌ها و سرهایی نمی‌گذارند نتیجه اینهمه تولید علمی در زندگی واقعی دیده‌شوند؛ و یا فرض‌‌های دیگری، که دیگر به عقل صاحب این قلم نمی‌رسد‏‎.‎

شوخی و تعارف را کنار بگذاریم. بسیاری از کسانی که در این چهل سال در مناصب مدیریتی و اجرایی بوده‌اند، در رزومه‌های خود انبوهی از آمار مقالات و این حبابات(!) علمی را دارند؛ درحالی که فعالیت‌های اجرایی و مدیریتی‌شان(!) مجال کار علمی به آنها نمی‌داده‌است. مبادا پایان‌نامه‌های سفارشی و لابی‌گری‌های آی‌اس‌آیی بخش عظیمی از همان حبابی باشد، که این‌گونه آمار تولید علم را در کشور ما بالا‌برده‌است و اما فاصله‌ای معنی‌دار نسبت به واقعیت کف زندگی مردم را نیز نشان می‌دهد؟‏

پی‌نوشت: مکتوب را درحالی تمام‌کردم که اخبار شیرین قبولی‌های کنکور امسال- که همگان را در برگرفته!- پخش‌می‌شد. ضمن تبریک به همه کنکوریان، دو نکته بگویمشان‎:‎

اول: اگر از هم‌الآن به دنبال تنظیم و تألیف رزومه‌ای چاق و پربار برای آینده دور و نزدیک خود هستید و فربهی آن را در تعداد مقالات خود می‌جویید، راهی میان‌برتر و بی دردسر‌تر از خود دانشگاه نیز هست، و آن خیابان انقلاب است؛ راسته کتاب‌فروش‌ها. آن‌جا دستفروش‌هایی هستند که سفارش پایان‌نامه و مقاله با تضمین درج در آی‌اس‌آی می‌گیرند؛ فقط نرخ‌ها کمی متفاوت است‎.‎

دوم: اگر برای علم واقعا ارزش قائلید و این‌همه سختی را به جان خریدید تا مجاز به انتخاب رشته شوید، بدانید که تولید علم چیزی‌ست و تألیف مقاله چیز دیگری؛ و به قول سعدی‌جانم: هرگز این بِدان کی مانَد!؟ ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ