یادداشت سردبیر
تیم اقتصادی دولت تغییر یا تثبیت؟
علیرضا خانی
تغییر تیم اقتصادی دولت در شرایط فعلی، شاید کمترین انتظاری است که هم مردم و هم کارشناسان دارند. این تغییر، با دو نگاه قابل ارزیابی است.

دیدگاه اول ـ تحریم یک واقعیت عینی و بیرونی است بنابراین نمی‌توان تأثیر زیادی بر آن گذاشت. فشار فزاینده آمریکا، شرکت‌های غربی و شرقی را از همکاری با ایران باز می‌دارد. تهدید آمریکا به تحریم و وضع جریمه برای هر شرکتی که با ایران همکاری یا هر بانکی که وجوه ایران را جابه‌جا کند، باعث شده شرکت‌ها و بانک‌های بزرگ و متوسط از همکاری با ما هراس داشته باشند. حتی مخالفت اتحادیه اروپا، چین و روسیه با تحریم‌ها نهایتاً ره به جایی نخواهد برد چرا که نهایتاً شرکت‌های بزرگ، بر اساس عقل اقتصادی مبتنی بر «هزینه ـ منافع» عمل می‌کنند و هرگز منافع اقتصادی‌شان را فدای آرمان‌ها یا کنش‌های سیاسی دولت‌ها نمی‌کنند. نظام سرمایه، بر اساس جمله بی‌رحمانه‌ی «پدرت را اگر نیک می‌خر‌ند بفروش!» بنا شده است. آمریکا بزرگترین خرید از محصولات و خدمات همه شرکت‌‌های بزرگ دنیاست، بنابراین کمپانی‌ها وقتی در برزخ انتخاب «آمریکا یا ایران» قرار گیرند، بر اساس اصالت منافع نه اصالت حق، آمریکا را انتخاب خواهند کرد. نظام بانکی بین‌المللی نیز دقیقاً بر اساس اصالت منافع عمل خواهد کرد. ماهیت کمپانی‌های بزرگ، بانک‌ها، شرکت‌های حمل و نقل بین‌المللی و بیمه‌ها، به صورت کارتل‌ها و تراست‌های مبتنی بر سرمایه‌داری خصوصی است، بنابراین دولت‌ها حتی اگر بخواهند هم نمی‌توانند به آنها دستور دهند که خلاف منافعشان عمل کنند. بهترین گواه این سخن، جمله معروف امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه است. او پس از همه حرف‌های توفنده و پرحرارتی که در محکومیت خروج یک جانبه آمریکا از برجام زد و اعلام کرد که فرانسه کما فی سابق به همکاری صنعتی و تجاری با ایران ادامه می‌دهد، وقتی خبرنگاری از او پرسید پس چرا توتال اعلام کرد از ایران خارج می‌شود؟ پاسخ داد «من رئیس جمهور فرانسه‌ام، مدیرعامل توتال که نیستم!»

بنابراین در این شرایط نقش افراد در تیم اقتصادی دولت، چندان نقش مهم و اثرگذاری نیست. این تیم سیاسی و دیپلماتیک است که باید با مذاکره با ۱+۴ و بقیه دنیا، تحریم‌های ظالمانه را بردارد. وگرنه، در شرایط فعلی، فروش نفت کشور هر روز کم می‌شود، مسیر ورود ارز حاصل از صادرات نفت، به خاطر تحریم نظام بانکی، هر روز صعب‌تر و پرسنگلاخ‌تر می‌شود. هر روز شرکت‌های بیشتری اعلام می‌کنند که به ما کالا و خدمات نمی‌فروشند و تکنولوژی عرضه نمی‌کنند. هر روز درآمد ارزی کشور کم می‌شود و همین «انتظار تورمی» به تورم واقعی می‌انجامد. قدرت خرید مردم و بویژه طبقات متوسط و فقیر پایین می‌آید و جامعه آسیب‌‌پذیر می‌شود. در این شرایط تیم اقتصادی دولت، نقش چندانی ندارد. فقط این مردمند که باید با صرفه‌جویی، تحمل و همکاری به یاری دولت برخیزند.

دیدگاه دوم ـ اما صاحبان دیدگاه دوم، نگاه نخست را ساده‌اندیشانه، ولنگارانه و منفعل می‌دانند. آنها معتقدند که تیم اقتصادی دولت، اصلاً توان و جنم کار در شرایط دشوار را ندارد. این میدان، میدان جنگ است و مرد میدان می‌خواهد. پهنه اقتصاد فعلی، پهنه رام و آرام مبتنی بر مکانیسم عرضه و تقاضا نیست. تیم اقتصادی دولت، برای کار در بازار آرام مبتنی بر فروش بسیار نفت و کسب درآمد و بازبودن درهای مبادله انتخاب شده است، نه آوردگاه تحریم و توفان.

شرایط فعلی به هیچ روی طبیعی نیست. ۳۰ میلیارد دلار ظرف ۳ ماه در بازار تجارت تزریق شد اما بهای ارز دو برابر شد. در شرایط ارز دونرخی و «گپ» بزرگ ‌بین دو نرخ، بسیاری از سوءاستفاده‌گرها، توانستند از رانت بالایی بهره‌مند شوند و تازه الان وزارت صنایع به فکر افتاده است که سابقه افراد متقاضی ارز رسمی باید بررسی می‌شد!

سازمان برنامه آمار می‌دهد که در ۴ ماه نخست امسال قریب ۲۰ درصد بیشتر از مدت مشابه پارسال ارز به واردات تخصیص داده شده اما بازار کماکان شرایط بازار بحران‌زده را دارد. تیم اقتصادی دولت نه تنها کار چندانی نمی‌کند و روزنه‌ها و حتی شکاف‌های بزرگ فساد را نمی‌گیرد، بلکه حتی برای مردم توضیح دقیقی از مختصات شرایط اقتصادی نمی‌دهد. برای اینکه مردم را به همکاری بگیریم، اول باید با مردم به درستی صحبت کنیم و اطلاعات درستی به مردم بدهیم. برای کار در شرایط خاص آماده باشیم و روز به روز و حتی لحظه به لحظه به عقب نگاه کنیم و اشتباهاتمان را تصحیح کنیم.تک‌تک اعضای تیم اقتصادی دولت بارها و بارها در صفحه تلویزیون و صفحه اول روزنامه اعلام کرده بودند که دولت برای همه شرایط احتمالی برنامه دقیق دارد. حتی برای بدترین شرایط ممکن! اما چه شد؟ در طرفه‌‌العینی همه برنامه‌ها ناپدید شدند و دولت اعلام می‌کند در حال برنامه‌ریزی و ارائه بسته جدید است!

دولت چنانچه بواقع برای همه شرایط برنامه داشت، کار اینگونه نمی‌شد. دولت اگر می‌خواست مردم را به همکاری بگیرد باید برای آن هم برنامه‌ریزی می‌کرد و از پیش شرایط را مهیا. اینک ضعف تیم اقتصادی دولت، یک «پیشداوری» نیست بلکه دقیقاً یک داوری است از روی عملکرد انجام شده.

تیم اقتصادی دولت آشکارا نشان داد که اولاً برنامه قابل دفاعی برای همه شرایط محتمل نداشته است، ثانیاً برای کار در شرایط متلاطم و پرتنگنا ساخته نشده و ثالثاً توان مدیریت روزنه‌ها و رخنه‌های فسادآفرین در شرایط خاص را نداشته است. بنابر این، کمترین انتظار منطقی تغییر این تیم است تغییری که از بانک مرکزی آغاز شده و لامحاله باید تداوم یابد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ