رویکرد آمریکا به امنیت و ثبات دریای خزر
نویسنده :لاک کافی ـ مترجمین: محمدرضا سورتچی کارشناس اورآسیا ـ دکتر علی بمان اقبالی زارچ کارشناس ارشد اورآسیا - بخش اول
 

دریای خزر گرچه در برهه‌ای از زمان نادیده گرفته شد، اما منطقه با وجود چالش‌‌ها متعددی که ایالات متحده آمریکا در اطراف جهان از قبیل خیزش دوباره روسیه، یک ایران قدرتمند ، متحدان متزلزل، چین در حال رشد و ظهور افراط‌گرایی اسلامی با آن روبرو است، باز هم مهم است. دریای خزر در قلب منطقه اوراسیا قرار دارد و بر اساس تعریف موضوعی که در مرکز منطقه بسیار مهم قرار دارد.این منطقه از نظر جغرافیایی بسیارارزشمند بوده و تقاطع فرهنگی و حلقه ارتباط آسیا و اروپا است و اهمیت استراتژیک آن برای اهداف نظامی و اقتصادی در قرون گذشته ثابت شده است.

آمریکا نیاز دارد تا استراتژی همکاری در منطقه را در جهت رونق اقتصادی، امنیت حمل و نقل برای منابع انرژی را گسترش دهد و از تاثیرات افزایش نفوذ روسیه، ایران و چین در منطقه، که علیه منافع غرب کار می‌کنند، آگاه باشد.ایالات متحده باید با متحدان خود مذاکرات صریح، باز و سازنده‌ای را در منطقه در رابطه با مسائل حقوق بشروبا هدف ترویج دموکراسی‌در درازمدت داشته باشد. اگرچه حقوق بشر باید یک جنبه از روابط چند جانبه آمریکا، با هدف گسترده‌تر کردن منافع استراتژیک خود و ثبات در منطقه، را شامل شود.اگر آمریکا سیاست درستی در‌پیش گیرد، می‌تواند به اطمینان استقلال عمل و ثبات کشورهای منطقه، کمک کند.

دریای خزر: یک نگاه کلی

دریای خزر بزرگترین دریاچه محصورجهان است و اینکه خزر از لحاظ حقوقی دریا است یا دریاچه، اختلاف نظر وجود دارد. اگر به‌عنوان دریاچه در نظر گرفته شود، دریای خزر به تنهایی حدود ۴۴ درصد از آب‌های دریاچه‌ای جهان را در بر دارد . پنج کشور ساحلی دریای خزر عبارتند از: ایران، روسیه،جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان.

دریای خزز از طریق رودخانه ولگا و دو کانالی که از روسیه عبور می‌کنند: کانال ولگا -دان، که دریای خزر را به دریای آزوف وصل می‌‌کند، و آبراه ولگا-بالتیک، که دریای خزر را به دریای بالتیک وصل می‌کند، با دنیای خارج در ارتباط است. هر چند پیشنهاد ایجاد کانان موسوم به اوراسیا، که کوما- مانوچ را به یک کانال حمل و نقل، که باید دریای خزر را به دریای سیاه وصل کند، ارائه شده است که اگر کامل شود این کوتاه‌ترین راه خزر به دنیای خارج خواهد بود.

دریای خزر بین اروپا و آسیا قرار دارد، دو قاره‌ای که امروزه بیشترین بازار مصرف انرژی دنیا هستند. میلیاردها دلار جهت اتصال منطقه به دیگر نقاط دنیا صرف می‌شود. راه‌ها و ریل‌های جدید و مدرن مانند گیره‌های یک چرخ، برای اتصال خزر به اروپا، شرق آسیا و هند در حال راه‌اندازی هستند.منابع انرژی دریای خزر، منطقه را دارای اهمیت خاص یکسان داخلی و خارجی کرده است. طبق پیش‌بینی‌هاحدود ۴۸ میلیارد بشکه نفت و ۲۹۲ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی منابع ثابت شده و احتمالی در منطقه وجود دارد. این منطقه علاوه بر نفت و گاز، محل زندگی بیش از صد نوع ماهی است، مهمترین آن استروژن اروپایی است که از سوی اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت در فهرست گونه‌های در معرض خطر انقراض قرار دارد. حدود ۹۰ درصد از ماهیان خاویاری سیاه و قرمزی که در دنیا به فروش می‌رسد از خزر است. گرچه، طی دهه‌ها به دلیل ماهیگیری بیش از حد و آلودگی زیاد، موجودیت ماهیان منطقه در خطر قرار گرفته است.قدرت‌های منطقه برای قرن‌ها متهم به کنترل خزر هستند. منطقه در دام دو قدرت ایران و روسیه افتاده است. ترکیه، یک قدرت منطقه‌ای، بنا به دلایل تاریخی و فرهنگی نفوذ قابل توجهی را دارد، هرچند که این کشور یک کشور ساحلی خزر نیست. خزر در یک منطقه دشوار قرار دارد. مناطق خاصی از جمهوری آذربایجان و شمال قفقاز که در جنوب روسیه هستند، سابقا محل عضو‌گیری و مکان عبور نیرو‌های تروریستی موسوم داعش بودند. بعد از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، که توافق وین نامیده می شود، ایران در عمل بیش از دهه‌‌های گذشته منابع و اعتماد به‌نفس در خزر خواهد داشت. ارمنستان اشغال ۲۰ درصد از خاک جمهوری آذربایجان را ادامه خواهد داد. بدلیل عدم فعالیت آمریکا، باکو به مسکو وابسته است و پکن بیش از گذشته تمایل به مذاکره با قزاقستان و ترکمنستان دارد. روسیه و ایران بزرگترین بازیگران منطقه هستند. با این حال به طرق مختلف ترکمنستان،جمهوری آذربایجان و قزاقستان به عنوان قدررتهای منطقه‌ای در حال ظهور هستند. همانگونه که روسیه و ایران به دلیل حوادث خارج از منطقه (اوکراین و خاورمیانه) بسیار نگرانند، نقش این سه کشور در منطقه و فراتر از آن، احتمالا بیشتر خواهد شد.

امروزه، بازیگران خارجی بیشتری نسبت به گذشته در منطقه فعال هستند. آمریکا بعد از سقوط دیوار برلین نشان داد که منافع فوری در منطقه دارد، اما بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، از سوی آمریکا، الویت منطقه کنار گذاشته شد. چین همیشه در جستجوی فرصت‌های جدید اقتصادی و انرژی است و امروزه این مهم‌ترین انگیزه چین در منطقه محسوب می شود. اروپا نیز در منطقه فعال است اما نفوذ کمی دارد. این یک نگاه کوتاه -یا حتی متضاد- است که با در نظر گرفتن پتانسیل سیاسی و اقتصادی منطقه، به اروپا پیشنهاد شود.

منافع آمریکا در منطقه

با توجه به تاریخ طولانی منطقه، آمریکا بازیگر جدید در منطقه خزر به حساب می‌آید. امروزه منافع آمریکا در منطقه خزر ابتدا بخاطر تعهدش به تامین امنیت اعضای اروپایی ناتو، جنگ علیه تروریسم بین‌المللی و در مرحله بعد تمایل به رصد نفوذ ایران و روسیه در منطقه است. از آنجایی که هیچ یک از کشورهای خزر عضو ناتو نیستند، بنابراین از هیچ تضمین امنیتی برخوردار نیستند. و از سویی هم جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان اعضای ناتو برای مشارکت در برنامه صلح هستند،که به درجات مختلف در همه سطوح به عملیات ناتو در افغانستان کمک کرده‌اند که در این بین ترکمنستان کمترین سطح و جمهوری آذربایجان بیشترین سطح مشارکت را به خود اختصاص دادند.پتانسیل نفت و گاز خزر برای جبران وابستگی اروپا برای نیازهای انرژی خود به روسیه ، مهمترین موضوع برای ایالات متحده است. این، به نوبه خود، به طور مستقیم بر امنیت اروپا و بصورت بالقوه بر تعهدات ایالات متحده در زمینه ناتو تأثیر می‌گذارد.ایالات متحده آمریکا چهار هدف اصلی در منطقه خزر دنبال می کند :

۱-کمک به خزر برای تبدیل شدن به منطقه حمل و نقل، تولید پایدار و امن برای منابع انرژی

۲-بررسی تحرکات ایران و روسیه در منطقه در صورتی که کشورهای منطقه دارای ثبات، حاکمیت و استقلال هستند

۳-تلاش برای آنکه دور نگه داشتن منطقه از افراط گرایی خوانده شده است

با وجود این منافع، همچنان مشارکت آمریکا در منطقه کم است.بزرگترین چالش واشنگتن که با جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان روبرو است، درک ماهیت ارتباط بین آمریکا و کشورهای منطقه می‌باشد.در اواخر دهه ۱۹۹۰ با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، علاقه مندی ایالات متحده آمریکا برای فعالیت در منطقه خزر کاسته شد. بلافاصله پس از حملات ۱۱ سپتامبر، ایالات متحده تلاش دوباره برای مشارکت در منطقه جهت امنیت حمل و نقل و پایه‌های قانونی برای حمله به افغانستان از قفقاز و آسیای مرکزی را از سر گرفت. بعضی از کشورهای منطقه حتی نیروی نظامی برای جنگ در عراق و افغانستان فرستادند، راه‌های انتقال را باز کردند، و پشتیبانی از ایالات متحده و ناتو را پیشنهاد دادند. زمانی که کشورهای منطقه در جستجوی روابط طولانی مدت بودند، افغانستان در حال تخلیه نیروهای آمریکایی و آمریکا نیز در حالت بازگشت از منطقه بود، و لذا روشن است که امریکا به دنبال ایجاد روابط پایدار بلند مدت در منطقه نبود.وزیر امورخارجه آمریکا جان کری از هر ۵ کشور آسیای مرکزی و همچنین از کشورهای حاشیه دریای خزر قزاقستان و ترکمنستان، در نوامبر ۲۰۱۵،دیدار کرد. هرچند به نظر نمی‌رسد نشانه تغییر سیاست آمریکا در قبال منطقه خزر از این دیدار ایجاد شده باشد. بسیاری از رهبران آسیای مرکزی و منطقه خزر از عدم فعالیت واشنگتن در سال‌های اخیر ناامید شده‌اند، بازدید کری – تقریبا یک سال پس از پایان عملیات جنگی تحت رهبری ناتو در افغانستان- احتمالا در تغییر درک بنیادی آمریکا نسبت به منطقه خیلی کم و با تاخیر زیاد است.ماهیت تعامل و ارتباط آمریکا با کشورهای منطقه به دو دلیل با خوش بینی همراه بوده است:

اول: ایجاد این ادعا در بین کشورهای منطقه که ایالات متحده آمریکا آنچه را که خواهان دست یافتن باشد را دست خواهد یافت

دوم: هرگونه خواسته‌ها و توجه ایالات متحده در منطقه نسبت به قبل کاهش یافته و احیای اعتماد به امریکا در منطقه، دشوارتر خواهد بود

با در نظر گرفتن چگونگی اهمیت منطقه با استراتژی اوراسیایی روسیه که از سوی روسیه و ایران مورد رسیدگی قرار می‌گیرد، این موضوع می‌تواند تاثیرات منفی بر سیاست‌های آمریکا داشته باشد. مگر اینکه رویداد تغییر بازی غیر قابل پیش‌بینی دیگری – مانند ۱۱ سپتامبر- اتفاق بیافتد، تا رویکردی پیش بینی نشده از سوی ایالات متحده آمریکا شروع و این کشور دوباره در همان سطحی که خودش باید فعال باشد، در منطقه فعالیتش را از سر گیرد.

بازیگران خارجی در دریای خزر

در آینده، دریای خزر همچنان در شطرنج استراتژیک قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. منطقه‌ برای اروپا از اهمیت زیادی برخوردار است که به دنبال دستیابی تنوع بخشی منابع انرژی برای رهایی از روسیه است و احتمالا این از طریق دریای خزر صورت می‌گیرد. بنابراین، دریای خزر تهدیدی برای نقش روسیه به عنوان صادر کننده اصلی انرژیبا رویکرد سیاست نفوذ مسکو بر اروپا خواهد بود. آرزوی تامین منابع انرژی جایگزین مرکز فعالیت‌های اروپا در خزر را شامل می‌شود. با این حال، به طور متناقض، اتحادیه اروپا نفوذ کمی در منطقه دارد و به‌نظر نمی‌رسد تمایلی در تغییر آن صورت گیرد. در دوره ریاست لیتوانی بر اتحادیه اروپا (دوره شش ماهه اول ۲۰۱۵)، این کشور آسیای مرکزی را به عنوان یکی از الویت‌های اصلی، مورد توجه قرار داد. اما یک دوره ریاست شش ماهه بر اتحادیه اروپا نمی‌تواند زمان کافی برای ایجاد تاثیرات بلند مدت باشد. ولیبا ریاست لوگزامبورگ بر اتحادیه اروپا در جولای ۲۰۱۵،فرض اهمیت تامین منافع در رابطه با آسیای مرکزی، مهم دانسته نشد.

اتحادیه اروبا با ایران و روسیه بر سر موضوعات مهم جهانی از قبیل تهاجم روسیه به اوکراین و موضوع هسته‌ای ایران در تعامل است. به ندرت اتحادیه اروپا نشان داد که به موضوعات خاص خزر تمرکز یا تمایل دارد. به نظر می‌رسد اتحادیه اروپا در ارتباط خود با جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان بیشتر به دنبال پیش برد ارزش‌های هنجاری خود در منطقه است تا جایگزینی منابع تامین انرژی. اتحادیه اروپا به عنوان یک نهاد، هنوز مانند اعضای دولتی خود که در منطقه فعال هستند، دارای فعالیت نیست. روابط چند جانبه اروپا با کشورهای منطقه بر مشارکت عملی مبتنی بر موضوعات اقتصادی و انرژی تمرکز دارد. با توجه به توافق وین با ایران، می‌توان فعالیت‌های اقتصادی زیاد اروپا در منطقه را متصور بود.نفوذ اصلی ترکیه در منطقه خزر به طور عمده ناشی از ارتباط فرهنگی، زبانی و اقتصادی با سه کشوری که دارای قومیت ترکی هستند(آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان)،است. به خصوص، آنکارا روابط بسیار نزدیک با باکو دارد. ترکیه باوجود خط مرزی ۹ مایلی، برای جمهوری خود مختار نخجوان آذربایجان که از نظر جغرافیایی در خارج از خاک این کشور است ، شاهراه مهمی را به وجود آورده است. شرکت‌های ترکیه‌ای میلیارد‌ها دلار در منطقه سرمایه گذاری کرده‌اند. چین در بخشی از پروژه‌های زیرساختی در آسیای مرکزی سرمایه گذاری‌های سنگینی انجام داده است . بخش اصلی فعالیت‌هایچیندربخش شرقی سواحل دریای خزر می‌باشد. برای آینده قابل پیش‌بینی،فعالیت‌های چین در خزر بر اساس سیاست پکن، که بر مبنای پیگیری منافع اقتصادی در هر نقطه از جهان که آنها بتوانند فعالیت خود را گسترش دهند ، می‌باشد. مسکو اخیرابا این نگاه که نفوذ پکن در منطقه به عنوان رقیب بالقوه تهدید آمیز است ، توجه دقیقی به فعالیت‌های پکن در منطقه دارد.البته شک و تردیدی وجود ندارد که روسیه و ایران، دو قدرت برتر در منطقه هستند.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ