یادداشت
خروج از تعادل
سید مسعود رضوی
وقایع و اعتراض‌های اخیر در مناطق متعدد و متنوعی از کشورمان رخ داده و نگارنده در روزهای اخیر شخصاً شاهد صحنه‌های ناخوشایندی از رنجیدگی و اعتراض‌هایی بودم که نشان از مشکلات جدی و ساختاری دارد.

در حقیقت مشکلاتی که درطول سالها (سابقاً) پدید آمده و به تدریج (لاحقاً) گسترش یافته تا بدین نقطه که می‌بینیم و همگان بر آن اجماع دارند رسیده است. خوشمان بیاید یا نه، درحال حاضر این معضلات قطعاً غیر قابل انکار تلقی می‌شود. به همین دلیل اینک باید با طریقه‌ها و شیوه‌های سخت و جراحی‌های بزرگ و شاید دردناک مشکلات را مهار کرد.

در اینجا از حل مسائل و ریشه‌کن کردن معضلات جامعه سخن نمی‌گویم، زیرا ساده لوحانه است و در کوتاه مدت و حتی میان مدت چنین کار بزرگی ممکن نیست. کار سخت می‌خواهد و اراده تغییر و پیش از آن تصمیمات بزرگ و شجاعانه! بدون چنین اراده و شجاعتی، صرفاً می‌توان تسکین موقت و بیراهه‌هایی برای انکار مشکلات را مطرح ساخت، درست مثل فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی یا حضور پرتعداد نیروها در مراکز شلوغ شهری یا دخالت در وضع طبیعی عرضه و تقاضای بازارها و امثال ذلک که خود دلالت بیشتر بر بحران خواهد داشت.

من و هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند یک نسخه دقیق و کامل برای مشکلات جاری و سابق ارائه دهد زیرا این معضلات در زمانی طولانی انبار، و درد بر زخم نشسته، و بیماری بر سستی تلنبار شده و حالا دیگر به سادگی نمی‌توان از زیر این بار خارج شد. به قول سعدی و با تصحیف شعر آن بزرگ:

سعدی به روزگاران، دردی نشسته بر دل

درمان نمی‌توان کرد، الّا به روزگاران!

امروز نه به درستی، بلکه به صورت طبیعی، انگشت توجه به سوی نهادها و ساختارهای معیوب اقتصادی نشانه رفته است و فساد و ناکارآمدی در این نهادها (و به طور مشخص وزارتخانه‌های چندگانه)، فراوان مورد نقد و حملات منتقدان و مردم رنجیده و خشمگین قرار می‌گیرد.

اما بیایید صادق باشیم؛ واقعاً چقدر تغییر نفرات در رأس بانک مرکزی، یا وزارت اقتصاد و دارایی و بازرگانی و صنعت و رفاه و امثال آن ممکن است تغییر سریع و اساسی ایجاد کند؟ اقتصاددانان می‌پرسند که چند درصد از این اقتصاد گسسته در اختیار یا در کنترل دولت روحانی است که با تغییر یک یا چند نفر مشکلاتش معدوم شود؟

فقط به یاد آوریم و بپرسیم که از زمانی که موسسات بی‌اعتبار مالی رسوا شدند، چند تن از مسئولان واقعی در آن چپاول مجازات شده‌اند؟ چرا بخش عظیمی از آن اختلاسها از جیب مردم و خزانه پرداخت شد و آن اموال و ثروت کجا ذخیره و به دست چه کسانی خرج و کنز شده است؟

علاوه بر این، باید واقع بین باشیم و بدانیم که جامعه و دیوانسالاری و بوروکراسی بیکارپرور و بسیاری از مناسبات دست و پاگیر و قوانین فربه و ناکار و بیهوده هم هست که کشور را فلج کرده و اجازه تغییر و تحول به سوی توسعه را از اقتصاد و دولت و جامعه به کلی سلب کرده است.

به این گرفتاریها، دخالت نابجا و اظهار نظرهای فراوان و غیر ضروری و غیرتخصصی، و خارج از مسئولیت‌ها را هم در نظر آورید… آیا در شرایطی اینچنین می‌توان امید صلاح و اصلاح، و آرزوی توسعه را محقّق دید؟

این پرسش‌ها و مسئله‌ها را در نظر داشته باشید تا در یادداشت‌های دیگر و در ادامه به دهها مشکل و معضل دیگر اشاره کنم که هریک مانند زنجیری بر گردِ دست و پای اقتصاد و سیاست و جامعه و حتی اخلاقیات و عقاید ما پیچیده شده است و مانع از هر تحرک و پیشرفتی خواهد شد.

برای برداشتن گامهای بلند، باید این زنجیرها بشکنند و باز شوند و برنامه‌ای واقع بینانه و رهنمایی و شجاعتی تاریخی، ایران و ملت را به سوی آرامش و سعادت به پیش رانَد و به راه اندازد. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ