رویکردآمریکا به امنیت و ثبات دریای خزر
نویسنده :لاک کافی ـ مترجمین: محمدرضا سورتچی کارشناس اوراسیا ـ دکتر علی بمان اقبالی زارچ کارشناس ارشد اوراسیا
 

روسیه ابتدا در قرن ۱۸ در منطقه خزر شروع به فعالیت کرد. در طول سال‌ها تسلط روسیه بر منطقه، مسکو هر از چندگاهی نفوذ خود در خزر را با امپراتوری ایران تقسیم می‌کرد. اما ایران بعد از یک سری شکست‌های نظامی از روسیه، آخرین نشانه‌های نفوذ خود در خزر را رها کرد. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال سه کشور دیگر ساحلی دریای خزر (جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان) در سال ۱۹۹۱، روسیه همچنان خود را رهبر منطقه می‌داند.

امروزه روسیه حداکثر نفوذ خود در منطقه را از طریق اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی انجام داده است. روسیه بزرگترین ناوگان نیروی دریایی در دریای خزر را دارا است. تجارت و سرمایه‌گذاری روسیه در هر یک از کشورهای ساحلی دریای خزر توسعه یافته است. سازمان‌هایی از قبیل سازمان پیمان امنیت دسته جمعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا که با حمایت روسیه هستند در تلاش برای مقید کردن پایتخت کشورها به مسکو، از طریق یک‌سری موافقتنامه‌ها و معاهدات می‌باشند که تا حدودی همراه با موفقیت بوده است.

اهداف فعلی و قابل پیش‌بینی روسیه در دریای خزر بر مبنای:

۱- به حاشیه بردن نفوذ غرب در منطقه. این موضوع خصوصا در رابطه با ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ناتو صحیح است. در مجموع روسیه در رابطه با این هدف موفق بوده است. نفوذ آمریکا به طور کلی کم است و اتحادیه اروپا خط لوله سراسری ترانس-خزر که اولویت نخست آن می باشد را به طور کامل در دست ندارد و ناتو به عنوان یک نهاد روابط بسیار محدودی با کشورهای منطقه دارد.

۲- همگرایی کشورهای منطقه زیر نظر سازمان‌هایی با حمایت روسیه در منطقه. روسیه موفقیت‌های کمی اما نه به اندازه ایران، در منطقه کشورهای حوزه شوروی سابق دارد. قزاقستان عضو CSTOاست. جمهوری آذربایجان این سازمان را در سال ۱۹۹۹ ترک کرد و ترکمنستان و ایران هرگز به آن نپیوستند. تنها قزاقستان عضوEEU است. و آذربایجان و قزاقستان عضو کشورهای مستقل مشترک المنافع هستند. ایده‌های الهام گرفته از روسیه، مانند ایجاد نیروی دریایی مشترک خزر، با تردید دیگر کشورهای خزر همراه است.

۳- دلسرد کردن سرمایه گذاری خارجی درترکمنستان، جمهوری آذربایجان و قزاقستان که می‌تواند جریان عبور نفت و گاز را به بازار اروپا تسهیل کند، تا انرژی تنها از روسیه عبور کند و این احتمالا مهمترین هدف روسیه است. ذهنیت کرملین این است که اگر اروپا نفت و گاز از روسیه نخرد، پس نباید از هیچ کشور ساحلی دیگری این کار را انجام دهد. مسکو در خزر سیاست محدودیت و اگر ممکن باشد مسدود کردن جریان نفت و گاز از منطقه به اروپا را پیگیری می‌کند.

۴- افزایش فعالیت اقتصادی با دیگر کشورهای ساحلی دریای خزر. تجارت روسیه با جمهوری آذربایجان، ایران، قزاقستان و ترکمنستان در سال ۲۰۱۳ به ۳۳ میلیارد دلاررسید.عامل اصلی بسیاری از پروژه‌های زیربنایی حمل و نقل دریایی در دریای خزر -به خصوص در شرایط تحریم‌های غرب در قبال اوکراین- تمایل مسکو به افزایش تجارت در منطقه است.

۵- حفظ هژمونی منطقه در برابر ایران. وقتی تحریم‌های اقتصادی علیه ایران برداشته شد یا کاهش یافت، ایران در منطقه فعالیت خود را افزایش داد و این در آینده می‌تواند عامل اختلاف با روسیه شود. اما اکنون، به دلیل رقابت‌های تاریخی در قفقاز و آسیای مرکزی، روسیه نفوذ ایران را زیر نظر دارد، اما در نگاه کلی روسیه تمایل دارد اتحادیه اروپا را از نفوذ در منطقه دور نگه دارد.

روسیه همچنین با بسیاری از چالش‌های داخلی در منطقه روبرو است. سواحل روسیه در خزر از نظر قومی و مذهبی جدا از هم هستند. شهر آستراخان در استان آستراخان نقش مهمی را در تاریخ منطقه بازی کرده است و هنوز مرکز فعالیت‌های اقتصادی روسیه در دریای خزر است. زمانی که تولیدات نفتی روسیه در سال‌های اخیر در منطقه خزر کاهش یافت، معمولا تولید در بخش آستراخان افزایش داشته است.در غرب استان آستراخان جمهوری نیمه مستقل کال موکیا وجود دارد. کال موکیا بزرگترین مکان برای معبد بودایی‌های اوراسیا است و تنها مکانی در اروپا است که بودایی‌ها با اکثریت جمعیت شهروندان خود در آنجا فعالیت دارند و این یکی از فقیرترین مناطق در روسیه است. در سواحل کال موکیا دو منطقه عمده نفتی وجود دارد، اما این منطقه کمترین میزان تولید نفت و گاز روسیه در منطقه خزر را به خود اختصاص داده است.در جنوب غربی جمهوری کال موکیا جمهوری نیمه مستقل داغستان قرار دارد. برآورد شده است که یک سوم نفت خزر و تقریبا کمتر از نصف گاز طبیعی آن در ۱۰۰ مایل ساحلی است. داغستان دو سوم سواحل روسیه در خزر را دارا است. بنابراین برای نفت و گاز، داغستان یکی از مهمترین مناطق روسیه در خزر است. داغستان دارای ۲۰ میدان نفتی و گاز و یک پالایشگاه مهم نفت در ماخاچ قلعه، پایتخت جمهوری و بندر مهم در خزر است که یک منطقه حمل و نقل کلیدی برای تولیدات نفتی روسیه در دریای خزر است.

ایران و دریای خزر

ایران یکی از قدرت‌های با ثبات اوراسیا است و از این رو برای خود در منطقه خزر یک موقعیت ویژه در نظر دارد. هر چند ایران با روسیه برای نفوذ در منطقه رقابت دارد، ولی تهران بسیاری از اهداف را با مسکو، در جهت دور نگه داشتن نفوذ قدرت خارجی- بخصوص ایالات متحده آمریکا- در منطقه خزر تقسیم کرده است.جنوبی‌ترین بخش دریای خزر در ایران واقع است، بسیار عمیق است و دو سوم حجم کل آب دریا را شامل می‌شود.اکتشاف و استخراج نفت و گاز در این بخش بسیار چالش برانگیز است. با وجود پیشرفت تکنولوژی، این چالش همچنان وجود دارد.

ایران بعد از روسیه به دلیل داشتن۱۰ درصد از ذخایر نفت خام دنیا و ۱۷ درصد از ذخایر گاز طبیعی، دومین کشور بزرگ دارنده منابع گاز طبیعی در دنیا است. بیش از ۷۰ درصد از ذخایر نفت خام ایران در سواحل آن واقع شده است و باقی‌مانده آن در سواحل خلیج فارس است. ذخایر نفت ایران مانند ذخایر گازی دور از سواحل دریای خزر قرار دارد. منابع کم انرژی ایران در دریای خزر استخراج آن را با مشکل روبرو کرده و تولید به دلیل تحریم‌های بین‌المللی با توقف روبروشده بود. از آنجایی که تولیدات انرژی ایران بسیار دور از خزر است، منافع تاریخی و فرهنگی تهران در منطقه بیشتر از نفت و گاز است.

سواحل شرقی: قزاقستان و ترکمنستان

در سواحل شرقی دریای خزر ترکمنستان و قزاقستان قرار دارند. ترکمنستان و قزاقستان از روابط گرم دوجانبه در آسیای مرکزی برخوردار هستند و بسیاری از چالش‌های منطقه مانند کاهش درآمدهای انرژی، مشکلات صادرات منابع انرژی به بازارهای جهان و مداخله روسیه و چین را با یکدیگر تقسیم کردند.

قزاقستان: در سال ۲۰۱۵ قزاقستان پانصد و پنجاهمین سال ایجاد خانات قزاق را که بر اساس آن پایه قزاقستان امروزی شکل گرفته جشن گرفت. هرچند روسیه برای ۲۰۰ سال بر آن تسلط یافت، اما در سال ۱۹۹۱ دوباره استقلال خود را بدست آورد. قزاقستان سیاست‌های منطقه‌ای خود را که تلاش می‌کند از سیاست روسیه متمایز باشد، گسترش می‌دهد.حدود ۲۵‌ درصد از جمعیت ۱۷ میلیون نفری قزاقستان روس‌تبار هستند. بیشتر جمعیت روس‌تبار در حدود ۴٫۲۵۰ مایل از مرز قزاقستان با روسیه زندگی می‌کنند. بعد از آنکه روسیه در سال ۲۰۱۴ کریمه را به خود ملحق کرد، بعضی در قزاقستان نگران شدند که بخشی از خاک کشورشان گزینه بعدی باشد. قزاقستان به عنوان بزرگترین اقتصاد آسیای مرکزی بیشترین توجه تجارت و سرمایه‌گذاری منطقه را به خود جلب کرد. هر چند اقتصاد قزاق‌ها نیز در رکود نیست اما رشد اقتصادی در سال‌های اخیر کمتر از حد انتظار بود. بدلیل ارتباط نزدیک اقتصاد روسیه و قزاقستان، تحریم‌های اقتصادی غرب علیه روسیه تاثیرات بدی در قزاقستان داشته است. کاهش قیمت نفت نیز تاثیرات منفی را در پی داشته است.

قزاقستان از سال ۱۹۱۱ تولید کننده نفت بوده است و بعد از فدراسیون روسیه بزرگترین تولید کننده نفت در حوزه شوروی سابق است. در طول سال‌ها قزاقستان به دلیل بهره‌برداری از ثروت معدنی فراوان، در درجه اول هیدروکربن‌ها، و همچنین فلزات آهنی و غیرآهنی، از جمله اورانیوم، از رشد و ثبات اقتصادی ملایمی بهره‌مند است.(قزاقستان بزرگترین تولید کننده اورانیوم در جهان است.)

میدان نفتی کاشاقان قزاقستان در دریای خزر-یکی از بزرگترین منابع نفتی کشف شده در دنیا- بعد از ۱۸ روز ابتدایی شروع به تولید در سپتامبر ۲۰۱۳، متوقف شد و هنوز به مرحله بهره‌برداری نرسیده است. آغاز تولید در سپتامبر ۲۰۱۳، خود هشت سال بعد از تاریخ تولید اولیه برنامه‌ریزی شده ای بود که به تعویق افتاد.

ترکمنستان: در جنوب قزاقستان، ترکمنستان قرار دارد، کشوری که بعد از کره شمالی بسته‌ترین کشور دنیا است. در سال ۲۰۱۲ رئیس جمهور قربانعلی بردی محمداف برای دور دوم به مدت ۵ سال با ۹۷ درصد آرا انتخاب شد. رئیس جمهور هر سه بخش دولتی اقتصاد، خدمات اجتماعی و رسانه‌های عمومی را به شدت کنترل می‌کند.

ترکمنستان در روابط خارجی به انزواطلبی و بیطرفی دائمی که تفسیر خودی از آن دارند، گرایش دارد. هرچند عشق‌آباد از پیوستن به EEOو CSTOامتناع ورزید، اما از روابط صمیمی با همسایگانش برخوردار است. از سویی هم در اواسط دهه ۱۹۹۰ ترکمنستان شریک ناتو برای برنامه صلح بود. گرچه ترکمنستان پشتیبانی منطقه‌ای محدودی برای عملیات جنگی در افغانستان تحت رهبری ایالات متحده فراهم کرده است، امابه صورت رسمی آن را نخواهد پذیرفت.

بردی محمدف برخی از سرمایه‌گذاران خارجی در بخش انرژی بخصوص از روسیه، چین و ایران را تشویق می‌کند. ترکمنستان نیز مانند قزاقستان تاثیرات منفی عملکرد ضعیف اقتصادی روسیه را احساس می‌کند. ترکمنستان بعضی از بزرگترین منابع گازی دنیا را متوقف کرده است و تنها چند گزینه از این منابع را برای صادرات به دیگر نقاط جهان در نظر دارد که از آنها بهره‌برداری نماید. صادرات گازی ترکمنستان به شدت وابسته به چین و روسیه است.ترکمنستان نیز اخیرا تاثیرات این وابستگی را احساس کرده است. روسیه در سال ۲۰۱۵ واردات گاز خود از ترکمنستان را کاهش داد. عشق‌آباد نگران است که پیگیری بخش‌های دیگر انرژی از سوی پکن،تقاضای چین را نیز کاهش دهد. بعید است که وضعیت رو به بهبودی پیش برود.

جمهوری آذربایجان: یک قطعه پازل مهم

باکو پایتخت آذربایجان مسلما یکی از مهمترین شهرهای دریای خزر است. محل بزرگترین بندر دریای خزر و مرکز حمل و نقل کالاها بین اروپا و آسیای مرکزی است. زمانی که پتر کبیر در سال ۱۷۲۳ طی جنگ با ایران باکو را اشغال کرد، او شهر تسخیر شده را “کلید همه تجارت‌ها ” در منطقه توصیف کرد.از زمان حفاری چاه نفت در نزدیک باکو در سال ۱۸۴۶، این شهر برای صنعت گاز و نفت منطقه بسیار حیاتی شد. برای اروپا، آذربایجان جایگزین قابل توجه نفت وگازروسیه است.

درگیری بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان در سال ۱۹۸۸ وقتی که ارمنستان ادعای سرزمینی در استان خودمختار قره‌باغ آذربایجان را مطرح کرد، شروع شد. تا سال ۱۹۹۲، نیروها و شبه‌نظامیان ارمنی حدود ۲۰ درصد از قلمرو آذربایجان، شامل منطقه ناگورنو-قره‌باغ و همه بخش‌های لاچین، کلباجار، آگدام، فیزولی، جبرائلی، قوباتلی و زنگلان را به اشغال خود در آورده بود.در سال‌های ۱۹۹۲-۱۹۹۳، شورای امنیت سازمان ملل متحد چهار قطعنامه در رابطه با جنگ ناگورنو-قره‌باغ را به تصویب رساند.هر یک از قطعنامه‌ها یکپارچگی سرزمینی جمهوری آذربایجان شامل ناگورنو-قره‌باغ و همه هفت منطقه تحت محاصره را تائید کرد و خواستار عقب رفتن نیروهای اشغال‌گر ارمنی از قلمرو آذربایجان شدند. آتش‌بس در سال ۱۹۹۴ به تصویب رسید و تاکنون به عنوان منطقه درگیری خفته در نظر گرفته می‌شود. از آگوست ۲۰۱۴ درگیری بین نیروهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان در طول خطوط درگیری به صورت قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت. ناگورنو-قره‌باغ منطقه‌ای درونی است که حدود صد مایل در حوزه خزر است و درگیری در آن می‌تواند منطقه را متاثر سازد. خط لوله باکو-تفلیس-جیهان وخط لوله جنوبی قفقازدرچند مایل ازخطوط اصلی کشیده شده‌اندوهرگونه وقوع جنگ یا درگیری عمده، بلافاصله آنهاراتهدید می‌کند.

سناریوی احتمالی برای مناقشه ناگورنو-قره‌باغ حفظ شرایط کنونی است. گروه مینسک که وظیفه ایجاد صلح پایدار در جنگ را بر عهده داشت، بدلیل تیره شدن روابط اروپا و روسیه بر سر موضوع اوکراین از بین رفت. روسیه بدلیل بستن قراردادهای دفاعی سودآوری که با باکو و ایروان بست، نفوذ زیادی درهر یک از دو کشور برای خود بوجود آورد و در صدد است تا در آینده نزدیک این مناقشه را حل و فصل کند.

نفت و گاز و مالکیت بر خزر

۴۸ میلیارد بشکه نفت و ۲۹۲ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی در منطقه خزر ذخایر تایید شده و احتمالی تخمین زده شد. این در رابطه با حالت کلی منابع تایید شده و فرضی جهانی مقدار کمی است. هرچند هر بشکه نفت و هر متر مکعب گازی که اتحادیه اروپا بتواند از جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان خریداری کند، به همان مقدار از وابستگی به روسیه کاهش می‌یابد.کشورهای دریای خزر برای افزایش صادرت انرژی خود وابسته به پنج عامل هستند:

۱- احتمال افزایش مصرف داخلی انرژی. واضح است که اگر تقاضای داخلی از تولید پیشی گیرد، کشورهای منطقه خزر کمتر قادر به صادرات نفت و گاز خواهند بود.

۲- قیمت نفت. کاهش هزینه تولید خام متاثر از صنعت جهانی است. در دوازده ماه گذشته، در بخش نفت و گاز حدود ۷۰٫۰۰۰ شغل از بین رفت و ۲۰۰ میلیارد دلار برای اجرای پروژه‌ها لغو گردید. در منطقه خزر که به‌دلایل جغرافیایی و سیاسی هزینه تولید سابقا در آن بالا بود، به‌دلیل کاهش قیمت تضمینی وجود ندارد.

۳- افزایش میزان زیر ساخت‌های صادراتی که می‌توانند ساخته شوند یا اینکه عملیاتی شوند. موقعیت جغرافیایی دریای خزر انتقال نفت و گاز به بازارهای جهانی خارج از منطقه را با چالش روبرو ساخته است. ساختن خطوط لوله، راه‌آهن و دیگر پروژه‌های مهم انتقال، نیازمند سرمایه‌گذاری اساسی است. این احتمالا عامل اصلی ممانعت در تحقق بخشیدن نیاز انرژی اروپا در منطقه است.

۴- وابسته به میزان همکاری‌های منطقه‌ای. تاریخ منطقه پر از اختلافات مذهبی و فرهنگی است که بی‌اعتمادی را بین کشورهای دریای خزر و کشورهایی خارج از منطقه که خواهان تجارت با کشورهای حاشیه خزر هستند، گسترش داد.

۵- ثبات و امنیت منطقه. ثبات نیاز به تشویق سرمایه گذاری در منطقه دارد. سرمایه‌گذاری خارجی نیازمند ایجاد زیرساخت‌های لازم برای صادرات نفت و گاز است. و همین امر در رابطه با اکتشاف و استخراج نفت و گاز نیز ضروری است. نفوذ همه جانبه بر چالش‌های اقتصادی، امنیتی و انرژی منطقه، موضوعات مالکیت بر دریای خزر هستند. در دوره حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی سابق ، مالکیت دریای خزر بین روسیه و پرشیا (بعدها ایران) تقسیم بود. اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان بدون یک توافقنامه‌‎ای که دریای خزر چگونه بین کشورهای ساحلی بخش یا تقسیم شود، به عنوان کشورهای دارای حاکمیت و استقلال به وجود آمدند.گفتگوها در رابطه با چگونگی تعیین حدود مرزی دریای خزر برای بیست و پنج سال است که ادامه دارد. سوال حل نشده این است که آیا خزر دریا است یا دریاچه و کدام یک از دو مجموعه حقوق بین‌المللی عمومی برای دریای خزر به کار می‌رود: اگر دریا باشد حقوق دریاها واگر دریاچه لحاظ شود، قانون عرف بین‌المللی کشورهای مرزی دریاچه در نظر گرفته می‌شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ