یادداشت
لزوم سخن‌گفتن دولتمردان با مردم
سید مسعود رضوی
درباره معضلات و ناآرامیهای اخیر که در گوشه و کنار کشورمان رخ داده است می‌توان سکوت یا انکار کرد یا بر اساس استشهادات غیر واقعی سخن گفت. اما با این‌روش‌ها، حقیقت تغییر نخواهد کرد. ‏این که رسانه‌ها و صاحب‌نظران آنها و یا متخصصان صدایشان بلند نیست و کمتر شنیده می‌شود ولی صدای افراد و تریبونهایی که فاقد تخصص و صلاحیت اند، بلند و بلندتر می‌شود، نتیجه چندان خوشایندی نخواهد داشت. کمترین زیانش، آشفتگی افکار و شناخته نشدن منشاء و اساس مشکلات مردم و سرانجام به تعویق افتادن راه حل‌های مشکلات و درمان بیماری‌هاست.‏

کسی انتظار ندارد همگان سکوت کنند که البته فضیلت سکوت، در جایی که فرد در امری تبحر ندارد، بزرگترین فضایل است. سخن به‌جا گفتن و درست گفتن و از مقدمات درست و منطقی، استفاده‌کردن و سرانجام نتایج درست و عقلانی گرفتن، بی نهایت اهمیت دارد. ‏

ولی یک بار دقت کنید و یک بررسی ابتدایی درباره هر موضوعی از مسایل کشور را از منابع مختلف جستجو یا به اصطلاح رصد کنید، آنگاه متوجه خواهید شد که تا چه اندازه صداها و اظهارات بی مبنا و بی محتوا در فضای ایران می‌پیچد و جماعتی با لحن مدعی و طلبکار، یا ناصح و اندرزگو، و یا دانای کل و همه‌چیز‌دان، در تمام امور سر می‌کشند و ذهن مردم را از تشویش‌های بیهوده یا ادعاهای گزاف یا تحریکات نابه‌جا و حتی خرافه و اوهام پر می‌کنند! ‏

نتیجه برای هر خردمند و دلسوزی آشکار است. این حرف و حدیث‌های نامربوط، بی‌تردید دیباچه هرج و مرج ذهنی است و آشوب‌ها هم از همین نقطه کلید می‌خورد. به این همه اظهارات بیهوده و مداخلات نابه‌جا و تهدیدهای مبتنی بر منافع شخصی و باندی، اهداف رسانه‌های بیگانه و بنگاههای خبری را هم بیفزایید تا دریابید که خدای ناکرده چه شرایط وخیمی به دست خواهد آمد. ‏

باری، جامعه برای رفتن به سوی هرج و مرج ابتدا باید در ذهن و روان خود دچار تردید و تزلزل و آشوب شود. کما این که برای کسب موفقیت و عظمت هم، انسان و جامعه باید ابتدا در عقل و تدبیر و ذهن و روان خویش پالایش یافته و سپس به علوّ و عظمت دست یابد. ‏

‏«سون تزو»، حکیم باستانی چین که بزرگترین متخصص و استراتژیست جنگ بود، می‌گفت برای پیروزی بر دشمن باید ذهن را پاک کرد و دل را آرام و شرط ظفر و چیرگی این است که ابتدا در ذهن بر دشمن پیروز شد. سپس به سویش حمله‌ای تدارک دید یا برای دفع حمله‌اش تدبیری اندیشید.

ما خود نیز در فرهنگ خود و در حکمت و تدبیر و نظام باورهایمان از این نوع دقایق کم نداریم. اما چرا بعضی‌ها توجه نمی‌کنند و کسانی در مقام دانای امور، بدون توجه به شرایط و بدون مشورت با متخصصان، از تریبون‌های عمومی سخن می‌گویند تا جامعه تضعیف و اتحاد ملی سست شود؟

تردید نکنید که بعضی‌ها در این اوضاع اقتصادی در حال سوء‌استفاده و چپاول‌اند و به آشفته‌شدن ذهن جامعه و جوانان و مردم نیاز دارند. در این وانفسای مشکلات و فقر عمومی و کمبود منابع مالی، این‌گونه تحریک‌کردن‌ها و به خیابان‌کشاندن مردم، روا نیست.

دلیلی ندارد کسی از تریبون یا مرکزی خاص علیه دولت سخن بگوید و در شرایطی که کشور در تحریم‌های ظالمانه می‌سوزد و دارایی مردم و قدرت خرید‌شان یک شبه نصف شده است، اینها مردم را علیه دولت تحریک کنند و به آشوب و درگیری بیفزایند.

نه، این طریق جوانمردی نیست؛ همچنان که این شیوه، طریقت عقل و تدبیر و آینده نگری هم نیست. تنها نشان می‌دهد که بعضی مراکز ثروت و قدرت منزلت و جایگاهی یافته‌اند که نه تنها جوابگوی مداخلات مالی و ایلغار پولی و هزاران سوء‌استفاده‌ای که کرده‌اند نیستند، بلکه طلبکاراند و مستقیم و مستمر، از بخشی از رسانه‌ها و خبرگزاری‌های عمومی هم بهره می‌گیرند تا آب را گل آلود و راه را گم کنند!‏

ترکمانا نعل را وارونه زن

تا نشان سمّ اسبت گم کنند!

برعکس، کسانی که باید سخن بگویند و بلد هم هستند و بلند هم باید بگویند و از این منافع حداقلی، که برای ملت برجای مانده، و آینده میهن و فرزندان وطن دفاع کنند، یا تمجمج می‌کنند یا سکوت، و یا با لحن و شیوه‌ای چنان آرام به ابراز نظر می‌پردازند که انگار گنه کاری دارد طلب عفو می‌کند!

سال قبل که بودجه و جزئیاتی از آن منتشر شد و سپس اخباری از پیوستگی نهادهای مالی و برخی نهادهای فرهنگی و شبه‌فرهنگی به اطلاع مردم رسید، سر نخ‌هایی از این هیاهوگران به چنگ مردم و رسانه‌ها افتاد اما چنان به قوت دنبال نشد که لااقل ریشه بخشی ازین مفسده‌ها کنده شود. ‏

باید مسئولین و دولتمردان ما، به مانند وزیر نفت ـ بیژن زنگنه ـ که گاهی صریح و صحیح از حقایق و موانع و توطئه و کارشکنیها سخن می‌گفت و افشاگریهای تاریخی کرد، سخن بگویند و مردم را آماده تغییرات و مطمئن از بهبود و اصلاح کنند. به ویژه رئیس‌جمهور ایران که در فصاحتش تردید ندارم اما در زمانبندی گفتارهایش، سخن شیخ مصلح الدین سعدی را برایش بازگو می‌کنم و ادامه سخن را به فردا وامی نهم:‏

‏«دو چیز طیره عقل است:‏

دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقتِ خاموشی…»

Email this page

نسخه مناسب چاپ