یادداشت
نه در حد انتظار
فتح الله آملی
پس از مدت‌ها تنش اقتصادی و تا حدی اجتماعی در کشور، سرانجام رئیس جمهور در صفحه تلویزیون ظاهر شد و با مردم حرف زد و به انتظاری که از هفته‌ها پیش در نزد افکار عمومی به وجود آمده بود پاسخ داد.

بسیاری تشنه شنیدن حرف‌های تازه‌ای از منتخب خود بودند اما آنچه که در عمل اتفاق افتاد نتوانست به تمامی این توقعات و انتظارات پاسخ بدهد. حرف‌ها چندان تازه و جدید نبودند. قابل فهم است که رئیس جمهور در میانه فضای ملتهبی که نوسانات و تکانه‌های اقتصادی موجد آن بوده‌اند و نیز در میانه مشکلاتی که مردم با آن روبرو شده‌اند نمی‌توانست احتیاط را کنار بگذارد و مصلحت را نادیده بگیرد و از موانع و دلایل رسیدن به این مرحله صریحتر سخن بگوید اما گفتگو می‌ توانست همراه با همدردی بیشتری با مردم باشد. بدون تعارف مردم در این چندماه شاهد فشارهای اقتصادی و نوسانات و التهابات قابل توجهی بوده‌اند و دولت باید صادقانه با آنان ابراز همدردی کند. جدای از بخش نخست گفتگو که به مباحث سیاسی و پیشنهاد مذاکره بدون قید و شرط ترامپ و دلایل عدم قبول آن به خاطر نامتعادل و بدعهد بودن سردمداران فعلی کاخ سفید مرتبط می‌شد و نیز دفاع از برجام و مذاکرات هسته‌ای و اشاره به شکاف ایجاد شده بین اروپا و آمریکا که بخش مهمی از مصاحبه را تشکیل می‌داد، در رابطه با مسائل اقتصادی و نوسانات ارزی و مشکلات پیش آمده برای مردم حتما باید توضیح بیشتری داده می‌شد از جمله اعتراف به اشتباه محاسباتی دولت در تعیین نرخ غیرواقعی برای ارز٫ گاهی وقت‌ها مقامات ما هم باید در صحبت کردن با مردم زبان عذرخواه داشته باشند و نیز باید از زبان آنها بشنوند که مسئولیت پذیری لازم را دارند.

اینکه گفته شود تمام آنچه که در بازار ارز و طلا پیش آمد تنها مربوط به حوادث دی ماه گذشته و یا خروج آمریکا از برجام و به علت فضای روانی ایجاد شده بود قدر مسلم آسیب‌شناسی درست مسأله به حساب نمی‌آید. به هر حال پیش‌بینی اینکه فنر جمع‌شده تثبیت نرخ ارز با توجه به افزایش شدید نقدینگی و رسیدن آن به مرز ۱۶۰۰هزار میلیارد تومان با یک تکان از مهار خارج می‌شود چندان کار دشواری نبود که تیم اقتصادی دولت نتوانند از عهده آن برآیند. اینکه حراج میلیاردها دلار ارز خزانه یک رانت عظیم بسیار فسادزا برای عده‌ای از شرکت‌ها و افراد حقیقی و حقوقی به وجود آورد و نیز سرازیر کردن چندتن ذخیره طلای بانک مرکزی و پیش‌فروش سکه اشتباهی بود که صورت گرفت می‌بایست در سخنان رئیس جمهور بازتاب می‌یافت و بابت آن اظهار تأسف می‌شد. یک دولت مقتدر با آزمون و خطا مقدرات اقتصاد را تعیین نمی‌کند و اگر چنین کرد مسئولیت کامل آن‌را می‌پذیرد.

گذشته از آن کاش‌رئیس محترم دولت که روزهای سخت و دشواری را هم می‌گذراند همذات‌پنداری بیشتری با مردمی که تحت تأثیر این شرایط اقتصادی سفره کوچکتری و دغدغه‌ بیشتری پیدا کرده‌اند، صورت می‌داد تا لااقل تسکین بهتری برایشان باشد و صبر و تحمل بیشتری نشان دهند. اگر مردم احساس و باور کنند که مسئولان و منتخبان آنان دردهای آنان را می‌فهمند و حس می‌کنند و همان دغدغه‌ها و اولویت‌هایی را که آنان در مراتب نخست خواسته‌های خود قرار داده‌اند، در دستور کار برای حل مشکل دارند و در عمل هم تلاش و جهد و کوششان را ببینند، آرامتر می‌شوند.

نکته دیگر این‌که در این میانه صدا و سیما هم می‌توانست شکل مصاحبه با مقامات رسمی و از جمله رئیس جمهور را متنوعتر کند و از خشکی و یکنواختی آن بکاهد تا این احساس که در نظام اسلامی هر که مسئولیتی دارد باید پاسخگوی متواضع و نقدپذیر مردم باشد بیشتر جا بیفتد.

کوته سخن آن‌که گفتگوی رئیس‌جمهور پس از مدتها انتظار این بار در حد انتظار مردم نبود. امید است این انتظار در گفتگوهای بعدی بهتر برآورده شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ