یادداشت
در مرز تحلیل و تجلیل
سید مسعود رضوی
سخنان رئیس‌جمهوری در صدا و سیما که خطاب به ملت ایران بود، تنوع بیشتر و چشمگیری نسبت به گفتارهای اخیرشان داشت. از این حیث یک گام رو به جلو برداشته شد.

اما تنها این نیست و اگر از آرایه و تجلیل که لازمه سخنرانی‌های فراگیر در شرایط خاص است بگذریم، چندین نکته، و نقد و نظر به ذهن مخاطبان خطور می‌کند که در اینجا برخی را با خوانندگان عزیز در میان می‌گذارم.

موضوع محوری در سخنان حسن روحانی، کمّ و کیف مذاکره و پیشنهاد گفتگو با آمریکا و مسئله تحریم و حواشی آن بود. این امر هم با توجه به اثر گذاری تحریم بر اقتصاد و بازار و ایجاد اختلال در شبکه‌های مالی و حتی انتظارهای روانی که بازار را ملتهب می‌کند، قابل پیش‌بینی بود.

فشرده سخن رئیس‌جمهور این بود که ما مذاکره نمی‌کنیم و شرایط مذاکره فراهم نیست. اما می‌توان شرایط را فراهم کرد. به این ترتیب، همان طور که رئیس‌جمهور امریکا توپ را به زمین ایرانیان انداخت اکنون نوبت رئیس‌جمهور ایران بود که از آمریکایی‌ها بخواهد به مطلوب‌های ایران بیندیشند و بکوشند زیرساخت‌های لازم را برای این مذاکرات فراهم کنند.

اما بهتر است در این پاسکاری سیاسی کمی درنگ و تأمل کرد! الآن توپ در کدام زمین است؟

دکتر روحانی درخواست غرامت کرد و گفت آمریکا به خاطر صدمه‌هایی که به ایران به دلیل تحریم‌ها و مداخلاتش در زندگی مردم ایران وارد کرده باید غرامت بپردازد. بدهکار است و باید عذرخواهی هم بکند. یعنی شاید مثل خانم آلبرایت از کودتا و دیگر دخالت‌ها پوزش بخواهد و مانند اوباما مطالبات ایران را مستقیم و نقد ادا کند و تحویل دهد.

خوب، باید تعارف و نظرهای شخصی را کنار بگذاریم و پرسش‌های صریح‌تری به میان آوریم؛ مثلا اگر این شرایط قرار بود مشکلات را میان دو کشور حل کند که با توجه به رخدادهایی که متذکر شدم، تاکنون حل و فصل می‌شد. شک نیست که تحریم و شرایط منتج از آن، هم موجب لطمه و خسارات شده و هم می‌شود و اگر چنین نبود که جبران و غرامت معنا نداشت.

آیا ما در یک دور و تسلسل گرفتار آمده‌ایم؟ آیا سخن مقام عالیرتبه نظامی که از اجماع نظرات کل ملت ایران استنباط کرده‌اند که اجازه مذاکره با ترامپ و اخلاف او را به هیچ وجه نخواهند داد، صریح‌تر و واقع گرایانه‌تر نیست؟ البته باید مردم بتوانند در سازوکار و نظام اخذ آرا نظر خود را در هر مسئله‌ای بیان کنند تا شبهه‌ها نیز برطرف شود!

این مسایل را در کنار سخنان دیگر رئیس‌جمهور که قرار می‌دهیم، باید بتوانیم مصداق‌های مشخص را نیز به بحث بگذاریم. از جمله این که گفته‌اند «مردم باید اعتماد داشته باشند که نوسانات ارزی تأثیری بر فهرست کالاهای ضروری وارداتی با ارز دولتی نخواهد داشت.»

آیا وقایع یک ماهه گذشته صدق این نظریه را تأیید می‌کند و آیا مصایب و مفسده‌های سنوات اخیر و رقم‌های خورد و برد شده در موسسات اعتباری و صندوق‌ها و بانک‌ها و عدم رسیدگی قاطع و خبردهی رسانه‌ای شفاف و… نشانه‌ای از مشکلات رو به تزاید درونی ندارد؟

چگونه می‌توان و باید با احاله تمام مسایل به دوسه موضوع، به مدیریت موفق کشور اهتمام ورزید؟

یک نمونه از مسایل پیش رو را هم بگویم؛ امروز که ثبات به بازار ارز و مسکوکات تا حدودی دارد باز می‌گردد، دولت کنار نهادن محدودیت‌ها را آغاز کرده است، اما درست در لحظه‌ای که دور تازه و سخت‌تری از تحریم ابلاغ شده است. لذا انتقال و معاملات بزرگ در این حیطه، مشمول مجازاتهایی از سوی طرف تحریم کننده خواهد بود و طبعا بخش خصوصی ایران باید هزینه‌ها و جرایم و رشوه‌های کلان و ریسک‌هایش را بپذیرد تا بتواند از بازار جهانی منتفع شود.

اینها همه با جیب مردم کوچه و بازار در سراسر کشور عزیزمان محاسبه و سرشکن خواهد شد. جناب رئیس‌جمهور، دیگر نمی‌توان با کارت کالا یا کالاکارت یا کوپن ارزاق مشکل را حل کرد. دوران سخت و پیچیده‌ای در مدیریت سیاسی و اقتصادی پیش روی شما و ماست.

«اگر مردم و دولت و سایر قوا در کنار هم قرار گیرند هیچ کس نمی‌تواند ما را شکست دهد.» این سخن رئیس‌جمهور در همین سخنرانی مستقیم خطاب به ملت است. اما باید گفت: دولت و سایر قوا باید در خدمت مردم قرار گیرند و کسی نباید به نام مردم حرف و نظری را مؤکد نماید و محدوده‌ای تعیین کند.

این بحث را ادامه می‌دهم و امیدوارم در سخنرانی مجلس که به زودی توسط آقای روحانی برگزار می‌شود، مسائل و معضلات واقعی و راه حل‌های مشخص، به صراحت و قدرت مطرح شود.

رئیس‌جمهور می‌تواند از زبان مردم سخن بگوید. زیرا منتخب مردم است و باید پاسدار قانون اساسی و حافظ منافع ملی باشد. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ