یادداشت
عصاره کدام فضایل؟
سید مسعود رضوی
هفته قبل، مجلس شورای اسلامی، ایام پر کار و پر هیجان و پر سر و صدایی را پشت سر گذاشت. رخدادها را نمی‌خواهم تکرار کنم زیرا همگان از آن مطلعند، اما دو صحنه بیشتر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب داشت و شاید پر رنگ‌تر به ثبت رسید.

یکی استیضاح و برکناری علی ربیعی، وزیر کار و رفاه اجتماعی، و دیگر پرسش دکتر محمود صادقی درباره حساب‌های سپرده قوه قضائیه بود و حواشی و ابهامات و اتهامات مطرح شده در اذهان و عدم اطلاع رسانی شفاف در این زمینه. در آن جلسه رفتار و گفتارهای مختلفی دیدیم و شنیدیم که از آن جمله تعبیر «عصارة کدام فضایل؟» بود که عنوان این یادداشت شده است. اگر آن نماینده محترم هم این تعبیر را به کار نبرده بودند، مدتهاست مردم تردیدها و پرسش‌هایی دارند و از تعدادی از نمایندگان گلایه و انتقاد دارند.

نگارنده یکی از اقلّ شهروندان است که انتقاد دارد و معتقد است با توجه به شرایط دشوار و بسیار پیچیده و خطرناک کنونی، باید نقد و نظرات کوچک و بزرگ را به صراحت گفت و کوشید مجلس و پشتوانه عظیمی که دارد، دستخوش بی اعتباری نشود.

امام خمینی(ره) این نهاد را در رأس امور قرار داده و تعبیر آرمانی «عصاره فضایل ملت» هم تلمیحی به همان توصیف امام راحل است. پس جفا به مردم و امام و انقلاب و تاریخ و میهن است که نماینده‌ای که با توجه به فرصت حضور در مجلس شورای اسلامی را یافته، اینک گویی پرده‌ها را کنار می‌زند و واقعیتی را نشان می‌دهد که‌ای کاش جز این بود.

این رخدادها و مسائل یک نکته مهم و اساسی را به وضوح نشان می‌دهد که سختگیری سیاسی و ایجاد صافی‌های فراوان، بدون توجه به وزانت و تجارب و دانش و ورزیدگی سیاسی، مرکز قانونگذاری کشور را به عرصه رقابت و رانت بدل می‌کند.

واضح است که نمی‌توانم حرف‌ها و رفتارها را عیناً نقل کنم زیرا نه صلاح است و نه ممکن. منظور در اینجا ارجاع به بعضی نمایندگان است و نه همه، زیرا نگارنده می‌داند همه مردم ایران نمایندگان شجاع و دانا و کاردان خود را می‌شناسند و ستایش می‌کنند.

قانونگذاری عرصه‌ای بی نهایت دشوار است؛ قانوندان و حقوق دان و اقتصاددان و ده‌ها تخصص دیگر می‌طلبد. در عین حال شخصیت و شجاعتی که بتواند فسادها را افشا کند و بدون ملاحظه و وسوسه به اصطلاح پته مفسدان و کاسبان رانت خوار را روی آب بریزد، اما متأسفانه در فرایندهای سیاسی ایران طی چهار دهه، نوعی سلیقه و ملاحظه پدید آمد و به تدریج روش‌های انتخاب نامزدها شرایط جاری را به وجود آورد. در مواردی که اندک نبود، افرادی فاقد دانش و صلاحیت، فرصت یافتند عصاره فضایل ملت را سفره‌ای ببینند که امروز هست و شاید فردا جمع شود و قس علیهذا…

زمانی سید حسن مدرّس، آن زبان گویا و فصیح و آن مرد صدیق و شجاع، نماد و سرمشق مجلسیان بود. مشروطیت، اگر یک دستاورد ماندگار داشت، الگوی مجالس اولیة آن بود که روسیه خائن و استبدادساز به واسطه لیاخوف آن را به توپ بست و تاوان و کیفر مخالفت با قرارداد ۱۹۰۷ و اشغال ایران، و نیز مبارزه با خودسری و بی کفایتی محمدعلی شاه را با گلوله و شکنجه و کشتار و ارعاب دادند.

با این همه، جز در مقاطعی که دیکتاتوری به اوج می‌رسید و انتساب و انتصاب جایگزین انتخاب می‌شد، مجالس، شمعی پرنور یا ضعیف، اما کمابیش روشن و نقطه اتکای مردم بوده‌اند. بدترین رخداد در یک مجلس آن است که به جای فراکسیون‌های سیاسی و حزبی، رانت و رابطه و خرج و برج تعیین کننده باشد و در لحظه‌های حساس هم نمایش و شعار و طومار کار قوانین و مصوبات را بسازد.

تحقیق و تفحص از شهرداری و جریان پرسش محمود صادقی و حتی برکناری وزیر کار و ده‌ها مورد دیگر، در زیر ذره بینی که شائبه‌ها را نشان می‌دهد، نقدهای فراوانی را به ذهن می‌آورد. نه تأیید می‌کنم و نه تکذیب، زیرا فرایندهای ناروشن و سرشار از ابهام و تعلیق، ممکن است هزار مسئله ایجاد کند، اما خداوند بزرگ گواه ما و مردم بزرگ ایران موکل نمایندگان مجلس هستند. شایسته نیست هر صدای منتقدی با داد و بیداد در گلوها ساکت شود.

بی‌آن که شعار و هیاهویی در کار آوریم بیندیشیم که از چه رو هرگاه پس از دوره‌ای طولانی، یکی از پرسش‌های حسّاس در افکار عمومی یا یک لحظه مهم مانند استیضاح یا پیوستن به معاهده پولشویی پیش می‌آید، یا بدتر از همه، تحقیق و تفحص و شفاف سازی در عرصه رانت‌خواری، یا همان چپاول و ایلغار مال و منال ملت در دستور کار است، چند نفر صحنه گردان می‌شوند و یکباره زیر میز می‌زنند و بعد با سکوتی مرموز، موضوع را مشمول مرور زمان و نسیان قرار می‌دهند و مسائل بی‌اهمیت و شخصی را دستاویز می‌کنند تا اصل و فرع قضیه به تاریخ بپیوندد!

انگار صدای مردم را در خیابان‌های شهرها و شهرستان‌ها نمی‌شنوید.

درخواست کوچکی دارم؛ از کرسی نمایندگی برخیزید، قدمی بزنید و در سالن مجلس به سوگندنامه و عهدی که بسته‌اید و به سرنوشت میهن و ملت بیندیشید و سرانجام به اتاقتان برگردید و از پشت شیشه‌ها دوباره به خیابان نظر کنید. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ