محک
نگاهی دوباره به صورت مسأله!
ابوالقاسم قاسم زاده
اجرای تحریم‌های آمریکا علیه ایران همچنان در صدر اخبار بین‌المللی قرار دارد. انتخاب سیاست تحریم از سوی ترامپ به صورت برنامه راهبردی او علیه اغلب کشورها و دولت‌هایی که با کاخ سفید همراهی نمی‌کنند و یا با سایت‌های بین‌المللی و به خصوص «تجاری ـ سیاسی» او مخالفند، اعمال می‌شود. ترامپ تاکنون نام یازده کشور را در لیست کشورهای تحریمی قرار داده است. اکنون اتحادیه اروپا، بخصوص دو کشور مهم آن فرانسه و آلمان در ابلاغ سیاست تحریمی ترامپ قرار گرفته‌اند. همچنین، کانادا، چین، روسیه، مکزیک، ترکیه نیز با امضاء دستورالعمل‌های تحریمی مشمول این سیاست ترامپ شده‌اند.

بعد از خارج شدن ترامپ از معاهده برجام سیاست تحریم ایران در دستور کار کاخ سفید قرار گرفت. این سیاست با طرح‌های تحریمی علیه کشورهایی مانند کانادا، آلمان، فرانسه، چین و روسیه همزمان شده است. اگرچه در تعریف کلی تحریم، به لحاظ سیاسی ـ تجاری همگونی‌هایی دیده می‌شود، اما تفاوت‌هایی نیز دارد. اولین تفاوت این است که آمریکا با دیگر کشورهای مورد تحریم‌ قرار داده شده به غیر از ایران، روابط رسمی سیاسی دارد، دوم، تعدادی از این کشورها (کانادا، آلمان، فرانسه و انگلیس) هم پیمان آمریکا در ناتو و دیگر پیمان‌های غربی‌اند و همسو با آن در تعریف منافع استراتژیکی «بلوکه غرب» قرار دارند. سوم، در قاعده پیمان بین‌المللی تجارت آزاد جهانی و تعریف شمول قوانین تجارت بین‌المللی و اقتصاد سرمایه‌داری غرب مشترکند. چهارم، در چرخه مالی و نسبت ارزش پول‌های رایج، ‌اعم از پوند و مارک و فرانک و یورو و دلار کانادا، با مرکزیت سرمایه کلان مالی نیویورک و سلطه آن است که سنجش قدرت همه پول‌های ملی خود با دلار آمریکا را همسو و در اشتراک تجاری و تبادل‌های مالی (پولی) می‌بینند. پنجم، در مسیر تجربه تجاری ـ مالی، آمریکا پایتخت محاسبه‌های ارزش پولی و سرمایه‌‌ای برای جهان به خصوص در تعریف غربی آن در برابر شرق شناخته شده است.

اکنون ترامپ زلزله‌ای براین سنت اقتصادی ـ تجاری وارد ساخته است که تمامی کشورها، چه آنها که دارای اقتصاد قوی مانند، چین، ژاپن، اتحادیه اروپا و کانادا هستند و چه کشورهای در حال رشد اقتصادی از جمله اغلب کشورها در غرب آسیا و در آفریقا و بخصوص در خاورمیانه و علی‌الخصوص کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و البته روسیه، گرفتار آن شده‌اند. ترامپ دو شعار را سرلوحه سیاست‌های تحریمی خود قرار داده است. شعار اول «آمریکا اول» است. برای تحقق این شعار ترامپ همه کشورها و تمامی روابط تجاری آنها و البته سیاست‌های دولت‌ها را در خدمت آمریکا برای تحقق «آمریکا اول» می‌خواهد. دومین شعار ترامپ «یا با ما یا برما» است. برای اجرای این شعار، رئیس جمهور آمریکا به صورت علنی می‌گوید: هر دولتی در هر کجای جهان اگر مخالف با سیاست‌ها‌ و برنامه‌های من است، لاجرم در مقابل آمریکا است. آمریکا هیچ هزینه مالی و سرمایه‌ای برای آنها نخواهد پرداخت و اگر «تمکین» نکنند، از طریق اعمال سیاست تحریم در بایکوت تجاری، سیاسی و حتی امنیتی قرار خواهند گرفت. یادتان است که ترامپ چندین و چندبار پرداخت سهم هزینه آمریکا برای سازمان ملل را مورد نقد و پرسش قرار داد،‌تا آنجا که گفت «این سازمان هیچ سودی برای آمریکا ندارد!» برهمین سیاق درباره «ناتو» هشدار داد که اروپا باید پرداخت هزینه و سهم مالی اختصاصی خود در ناتو را تغییر دهد. «آمریکا از این پس، مخارج عمده ناتو را تقبل نخواهد کرد.!»

سیاست تحریم ترامپ برای همه دولت‌ها به نسبت‌های متفاوت اعمال می‌شود. سعودی‌ها نیز اگر در یک روز ۱۲۰ میلیارد دلار در سفر دو روزه ترامپ به عربستان نپرداخته بودند و قراردادهای چندین و چند میلیاردی خرید سلاح‌‌های گوناگون را با ترامپ بر قرار نمی‌کردند و در برابر انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس شرقی و نامیدن کل بیت‌المقدس به پایتخت اسرائیل خفه نمی‌شدند، اکنون و حداقل در برابر این همه جنایت جنگی و بشری که در یمن انجام می‌دهند، در بایکوت سیاسی ـ مالی ترامپ قرار می‌گرفتند.

روال اعمال سیاست‌های تحریم ترامپ مرحله به مرحله نشان می‌دهد که ترامپ استقلال هر دولتی در جهان را به نسبت تمکین آن دولت‌ها به سیاست‌های خود (آمریکا) می‌سنجد و ارزیابی می‌کند در شعاع ترسیم این سیاست است که اکنون سیاست تحریمی ترامپ علیه ایران دچار مشکل بین‌المللی شده است. به این نقل‌قول‌ها توجه کنید. «وزیر خارجه آلمان: برای حفظ برجام می‌جنگیم!، چین: همکاری با ایران براساس قطعنامه شورای امنیت ادامه می‌یابد. روسیه و ترکیه در بیانیه‌های رسمی جداگانه: مقابل تحریم می‌ایستیم.» در تمامی خبرها آمده است که «چین،‌ روسیه، هند، آفریقای جنوبی، ترکیه و اتحادیه اروپا تحریم نفتی ایران را رد کرده‌اند و همچنان به خرید نفت و گاز از جمهوری اسلامی ایران ادامه خواهند داد.»

انعکاس این اخبار از دولت‌های کشورهای متعدد، در داخل آمریکا چنین شده است که بسیاری از سیاستمداران آمریکایی، به خصوص در کنگره آمریکا از هر دو حزب حاکم، همچنین در اغلب رسانه‌های این کشور نوشته و گفته‌اند که «سیاست تحریم ترامپ، به جای تمکین دولت‌ها به او یا انزوای ایران، موجب منزوی شدن آمریکا می‌شود.»

در نوشته قبلی محک درباره سیاست تحریم ترامپ علیه ایران آمد که این سیاست، سه بخش دارد. ۱ـ جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد آشوب‌های اجتماعی ۲ـ تحریم مالی ـ بانکی و ۳ـ تحریم نفتی ایران.

در آن نوشته شرحی از هر یک از این بخش‌ها نوشته شد. در جنگ روانی، دلارهای سعودی با سیاست و فرماندهی صهیونیست‌ها در نیویورک و تل‌آویو، اجرا می‌شود و شبکه‌های فارسی زبان و بسیاری از مطبوعات در اروپا و آمریکا همچنین مطبوعات عربی در کشورهای منطقه به خدمت گرفته شده‌اند. متأسفانه در داخل کشور، به لحاظ سوء مدیریت‌ها و به خصوص از تربیون‌های رسمی و غیررسمی و از جانب شخصیت‌های صاحب مسئولیت و نام، خوراک مناسب برای استمرار این جنگ روانی تهیه می‌شود!

در بخش دوم «تحریم مالی و بانکی» اعمال این سیاست اگرچه در حیطه ایذایی می‌تواند موفقیت‌هایی کسب کند، اما در مسیر حرکت و به لحاظ امتداد زمانی بسیاری از کارشناسان بر این باورند که موفقیت همه جانبه به دست نخواهد آورد. در بخش صدور نفت و گاز، طرح تحریم ترامپ از هم‌اکنون هم با نگرانی‌های شدید بین‌المللی و هم پس زدن آن از سوی اغلب دولت‌ها مواجه شده است. برخی نیز اعمال سیاست تحریم نفتی را خطرناک خوانده‌اند و گفته که جهان را به جنگی ویرانگر و تخریبی سوق خواهد داد! پیشنهاد ترامپ برای مذاکره مستقیم با ایران، ناشی از خطرهای امتداد سیاست تحریمی او علیه ایران است. خطرهایی که تا مرز جنگی فراگیر را پیش‌بینی می‌کنند. در پایان یادآوری این نکته نیز ضروری است که ترامپ بیش از هر چیز به تثبیت موقعیت خود در داخل آمریکا می‌اندیشد،‌ به خصوص که انتخابات میان دوره‌ای کنگره را نیز در پیش دارد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ