یادداشت
چشم و گوش جامعه
سید مسعود رضوی
امسال با توجه به مشکلات عظیمی که پیشاروی مطبوعات کشورمان قرار گرفته است و در تیراژ و تعداد مخاطبان، تأثیری چشمگیر نهاده، روز خبرنگار از راه رسید و سخنرانی‌ها و مراسمی در نهادهای صنفی و مجامع فرهنگی برگزار شد. خوشبختانه از بزرگان و چهره‌های شجاع و شریفی که نماد اعتبار و حیثیت مطبوعات هستند، تجلیل شد و سخنرانی‌ها و تحلیل‌های خوبی از اوضاع امروز و آیندة رسانه‌ها عرضه گردید. ‏

با این همه، دوران دشوار مطبوعات را نمی‌توان انکار کرد و خوشمان بیاید یا خیر، این جریان همچنان ادامه دارد. این امر برای ما که زندگی و اندیشه و حضورمان وابسته به جراید و دلبسته آن است و زندگی در پرتو انتشار مطبوعات برایمان اهمیت زایدالوصف دارد، بیشتر جای نگرانی است. زندگی و سلیقه و آینده ما به استقلال و ماندگاری و رونق مطبوعات وابسته است. اما این خودِ ما هستیم که نهایتاً تعیین خواهیم کرد که چه جایگاهی داشته باشیم و تا کجا ادامه دهیم.‏

تردید نیست که جهان تغییر کرده و مطبوعات نیز در سایة حضور رسانه‌های رقیب و شبکه‌های اجتماعی، درگیر رقابتی سخت و دوران‌ساز خواهند بود. در شرایط کنونی، لازم است تمام امکانات و بهینه‌ترین روش‌ها در کار‌آید و بر اساس مجموعه‌ای از تجارب و پیشنهادات و امکانات، وضع کنونی مطبوعات تثبیت شود و کادرهای حرفه‌ای و خلاق بیشترین بهره را در تولید آثار و مطالب داشته باشند. ‏

زیرا به «سه علت»، هرز رفتن امکانات و نیروها، و آزمون و خطا برای روزنامه‌ها و مجلات، مانند زهر کشنده و خطای مهلک است:‏

نخست به دلیل آن که در شرایط حاد و خطیر کشورمان، ما و تمام آحاد جامعه و حتی مدیران و دستگاه دولت و ادارات و نهادهای گوناگون، به وجود مطبوعات کنونی، و نظارت قدرتمند و نقد صریح و دلسوزانه برای اصلاح نواقص و افشای مفاسد نیاز داریم. این نیاز واقعی است و کسی نیست که نداند نقش رسانه‌ها در این عرصه جایگزین ندارد و در غیاب آن چه فضای تاریک و فجایع هولناکی ممکن است رخ دهد. مطبوعات و رسانه‌ها تنها مجرای مناسب برای رصد امور و افشای مفاسد و ارائه راهکارهای مناسب هستند.

دوم این که برای زنده نگه داشتن مطبوعات و پرفروغ‌تر کردن چراغ روزنامه‌نگاری و گردش آزاد اخبار لازم است بهترین تحلیل‌ها و دقیق‌ترین خبرها در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. این امر با توجه به تجربه سه دهه اخیر روزنامه‌های پرتیراژ بین‌المللی در غرب و آسیا، حامل تجاربی است که باید به مطبوعات ما نیز انتقال یافته و بخشی از مشکلات کنونی را به حاشیه براند.‏

سومین نکته این است که در حال حاضر مطبوعات و روزنامه‌های ایران، در رقابتی نفسگیر با شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌هایی با مآخذ و منابع نامشخص و مبهم و شایعه ساز روبه رو شده‌اند. در این مصاف دشوار، تنها به مدد تخصص و منابع روشن مطبوعات می‌توان از آسیب‌های این رسانه‌ها و شبکه‌های «مرموز» و «نهانگرا» کاست و تحلیل و نقدهای روشنگر و روشمند می‌تواند تا حد زیادی به ذهن جوانان یاری دهد. ‏

علاوه بر این‌ها، در یک تشریک مساعی ملی، تنها مطبوعات مستقل و حرفه‌ای و دلسوز هستند که می‌توانند به شکل مناسب و معتدلی با جامعه ارتباط برقرار کنند و به تربیت نسل جدید در شناخت صحیح و دقیق اخبار و گرایشات و نظرها بپردازند.‏

باری، در اوضاعی چنین دشوار و سخت، نمی‌توان منتظر ماند تا همین تعداد از مخاطبان هم از دست برود و هرج و مرج شبکه‌های خودرو و ناآزموده بر اذهان و اخبار چیره شود! زیرا این سلطه، آغاز فقر فکری در عصر جدید و نابودی مرجعیت واقعیت و مهارت و استدلال است و رواج پوپولیسم و تباهی و بی هنجاری. خبرهای بی مبنا و نوشته‌ها و شایعه‌های افسار گسیخته در اخبار و افکار و فرهنگ ملت، چیزی جز یک خارزار و بیراهه نیست.‏

متأسفانه عوامل متعددی در به وجود آمدن این وضع دخیل بوده و به جای تربیت و اعتلای اذهان، نقش تخریبگر داشته‌اند و ما و بسیاری از مردم ایران، به ویژه جوانان، قربانی این دستگاه مسموم عوام پسند و ضد فرهنگ بوده‌ایم و شده ایم. رسانه‌های سمعی و بصری سراسری، همراه با برخی جراید ماجراجو و بی مهار،ذهن مردم را نشانه گرفته و تعالی جامعه را بسیار به تأخیر می‌اندازند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ