یادداشت/به مناسبت سالگرد کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
برندگان و بازندگان کودتا
امیر طیرانی
درباره کودتای ۲۸ مرداد از منظرهای گوناگون می‌توان به بحث و گفت و گو نشست. نخستین منظر این که باعث و بانی آن که بوده است؟ در این خصوص چند نظر مطرح است.

گروه نخست عامل آن را دولت‌های خارجی و دررأس آن آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها می‌دانند. این نظر حداقل در دورانی که ما هستیم با توجه به انتشار اسناد «‏C.I.A‏» وزارت خارجه آمریکا و یا برخی از اسناد وزارت خارجه بریتانیا و خاطرات عوامل کودتا همچون کیم روزولت، کریستیان وودهاوس و… و به ویژه اقرار مقاماتی همچون مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا بر دخالت دولت آیزنهاور در سرنگونی دولت مصدق و معذرت خواهی از ایرانیان بابت دخالت کشورش در امورداخلی ایران و یا مقامات بریتانیایی کمتر کسی با آن مخالفت می‌کند.

گروه دوم که در رأس آنها شاه و رژیم پهلوی قرار داشتند، سرنگونی دکتر مصدق را حاصل قیام ملی ایرانیان علیه حکومت مصدق عنوان می‌کنند. میهن دوستان به دلیل ناکارآمدی دولت مصدق و خطر حزب توده خونشان به جوش آمده و به خیابان‌ها ریخته و مصدق را سرنگون کردند و شاه را به کشور بازگرداندند و زاهدی را به نخست وزیری رساندند. از این دیدگاه آنهایی که در رأسشان پری آژدان قزی و ملکه اعتضادی و حسین رمضان یخی و امیر موبور و اوباشی که از مناطق خاص تهران به سوی خیابان کاخ ( فلسطین ) و خانه مصدق به راه افتادند در زمره این میهن پرستان بودند که با کمک و همراهی افسران میهن دوستی همچون پرویز خسروانی یا تیمور بختیار و… راه بر خطر حزب توده بستند تا خدای نکرده کفر و فساد در این مرزو بوم حاکم نشود.

گروه سومی هم در این میان هستند که از اساس معتقدند که کودتا افسانه‌ای بیش نبوده است. همه آن وقایع زیر سر خود مصدق بود تا ناتوانی خود در ادامه حرکت و اداره کشور را به نحوی پنهان کند.اینها که تنها شرم و حیا مانع ازآن شده تا همچون شاه و طرفداران رژیم پهلوی وقایع آن روز را قیام ملی ۲۸ مرداد بخوانند و آشکارا در سالروز آن واقعه سر در خانه‌هایشان را چراغان کنند بدون آن که اشاره کنند که بعد از کودتا چه کسانی از نعمات کودتا منتفع شدند و به پست و مقام و پول و زیست بی دغدغه پرداختند و در مقابل چه کسانی به زندان افتادند و تبعید ویا اعدام شدند، برطبل ادعاهای خود می‌کوبند. آنها حتی اسناد منتشره دولت‌های آمریکا و بریتانیا و یا خاطرات عوامل کودتا که در آنها به سیر برنامه‌ریزی و اجرای کودتا تصریح شده است را یکسره توطئه می‌خوانند.

در این نوشتار بنا براین نداریم که یک بار دیگر این موضوع را باز کنیم. به جای آن به این نکته خواهیم پرداخت که با سرنگونی مصدق و روی کار آمدن سپهبد فضل‌الله زاهدی چه کسانی از آن جابه‌جایی سود بردند و چه کسانی دچار خسران و آسیب شدند. شاید این به ما کمک کند که با توجه به این فرض که انسان عاقل به ضررخود عملی انجام نمی‌دهد، برندگان و بازندگان آن واقعه را بازشناسی کنیم.

پیروزی کودتاگران بر سرنوشت گروه‌های زیر تاثیر گذاشت:

مهم‌ترین پیروز کودتا دولت‌های آمریکا و انگلیس بودند. آنها با سرنگونی مصدق هم شکست سیاسی خود از ملت ایران را جبران کردند و هم از منافع و درآمد سرشار نفت ایران ونیز تسلط بر بازار مصرف ایران تا سال‌ها بهره‌مند شدند. ضمن آن که با تسلط دوباره بر حیات سیاسی ایران کمربند امنیتی در برابر شوروی و نفوذ کمونیسم را برای ۲۵ سال حفظ کردند.

دومین پیروز کودتا شخص محمدرضا پهلوی بود. او که بعد از شکست کودتای ۲۵ مرداد ذلیلانه از ایران گریخته بود بار دیگر توانست به کشور بازگردد و به کیم روزولت عامل ‏‎«C.I.A‎‏» بگوید تاج و تختم را مدیون شما هستم.

سومین گروه از منتفعان کودتا عاملان اجرایی آن بودند. عاملان اجرایی کودتا دو دسته بودند. بخشی از آنها را نیروهایی نظامی اعم از افسران بازنشسته ویا شاغل تشکیل می‌دادند.کسانی همچون نصیری، تیموربختیار،باتمانقلیچ،دفتری، فرزانگان، گیلانشاه و خسروانی و… که بابت انجام دستور روزولت برای سرنگونی مصدق از ترفیع درجه و انتصاب به مقامات بالا برخوردار شدند. گروه دوم عملجات اجرایی کودتا بودند. همان‌هایی که از نیمه روز۲۸ مرداد سوار بر کامیون از مناطق جنوبی تهران عکس شاه در یک دست و چماق در دستی دیگر به خیابان‌ها ریختند و جاوید شاه و مرگ بر مصدق گفتند. عده‌ای از این اوباش همچون شعبان جعفری نشان‌های دولتی را بر سینه آویختند و از امکانات و کمک‌های مالی دولتی برخوردارشدند و بدبخت بیچاره‌های آنها هم چندرقازی از آن چه کیم روزولت برای خرج با خود به تهران آورده بود نصیب بردند.

اماگروه چهارمی که از سرنگونی مصدق و پیروزی کودتاگران انگلیسی- آمریکایی بهره بردند و به انحای مختلف از سوی حکومت مورد لطف و تقدیر قرار گرفتند کسانی بودند که تا چندی پیش از آن درصف مردم و نهضت ملی قرار داشتند و برخی زودتر و برخی دیرتر به سمت دربار و شاه و استبداد راه کج کرده بودند.از میان این عده نیز به برخی اشاره می‌کنیم: ابوالحسن عمیدی نوری مدیر روزنامه داد( از جمله اعضای موسس جبهه ملی در سال ۱۳۲۸) و از مخالفان سر سخت بعدی مصدق به معاونت نخست وزیر منصوب شد. حسین مکی کمتر از یک ماه بعد از کودتا در ۲۵ شهریور به عضویت شورای عالی نفت انتخاب شد. ابوالحسن حایری زاده که از جمله یاران نهضت ملی محسوب می‌شد و بعد از سی تیر ۱۳۳۱راه خود را جدا کرد و از جمله مخالفان دکتر مصدق شد روز ۳۰ مهر ۱۳۳۲به عنوان سفیر سیار شاه در اروپا تعیین شد.علی زهری، شمس قنات آبادی، نادعلی کریمی و مصطفی کاشانی در فهرست وکلای دوره هیجدهم مجلس جای گرفتند و راهی بهارستان شدند. دکتر مظفر بقایی هم که مغز متفکر مخالفان مصدق به شمار می‌رفت و یا حداقل خودش اینچنین تصور می‌کرد و بر همین اساس برای خود جایگاهی برتر در نظر داشت و چند سال بعد در جریان جلسه دادگاهی نمایشی خود را نجات دهنده سلطنت توصیف کرد مقامی برتر و بالاتر از وزارت و وکالت برای خود در نظر گرفته بود. در روزها و ماه‌های اول بعد از کودتا بقایی یکی از مشاوران اصلی حکومت زاهدی به شمار می‌رفت. به هنگام تصمیم دولت برای برقراری روابط سیاسی با دولت بریتانیا، زاهدی او را برای «شور در امر مهمی» به وزارت امور خارجه فراخواند. حتی هنگامی که بر اثر زیاده روی‌های بقایی در تماس با مقامات خارجی و به ویژه سفیر آمریکا در تهران و نیز دخالت در امور سیاسی کشور بازداشت شد، بلافاصله با دستور مستقیم زاهدی آزاد شد. زاهدی در نامه‌ای به بقایی نوشت: «نظر به سوابق و زحمات جنابعالی از تصمیمی که مأمورین روی انجام وظیفه گرفته بودند متاسف شدم و به همان دلیل دستور دادم تجدید نظر کنند و موافقت فرمودند و جنابعالی آزاد هستید تا به هر نقطه مایل باشید بروید».

اما کودتا برای دیگرانی که در پای منافع ملی ایران ایستادند و تن به ظلم و ذلت ندادند نیز پیامدهایی داشت.

بعد از کودتای ۲۸ مرداد به جز دکتر مصدق تقریبا اکثر وزرا، مشاوران و نزدیکان به وی بازداشت و محاکمه شدند. در این میان سهم دکتر حسین فاطمی اعدام با تنی بیمار و رنجور بود، سهم خود دکتر مصدق، سه سال زندان و سپس تبعید تا پایان عمر در احمدآباد بود و بعد از آن هم حتی اجازه ندادند طبق وصیت خود در ابن بابویه و درکنار شهدای سی تیر دفن شود. شاه حتی از برگزاری مراسم ترحیم او هم ممانعت کرد.

دکتر شایگان، دکتر صدیقی، مهندس رضوی، عبدالعلی لطفی، دکترآذر، مهندس سیف الله معظمی، سرتیپ تقی ریاحی، ابوالقاسم امینی، سرهنگ ممتاز، سرهنگ نادری،سرلشگر مهنا، محمد علی کشاورز صدر و… از جملة دیگر بازداشت شدگان بودند. جرم اینها تنها حضور در دولت دکتر مصدق ویا همچون سرهنگ ممتاز وسرهنگ داورپناه عمل به وظیفه قانونی خود یعنی دفاع از منزل و جان نخست وزیر کشور بود. اینها جدای از خیل عظیم فعالان سیاسی وهواداران مصدق و مخالفان کودتا بودند که در روزهای بعد از کودتا بازداشت و روانه قلعه فلک الافلاک یا زندان قزل قلعه شدند و یا به جزیره خارک تبعید شدند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ