یادداشت/ملاحظاتی درباره دولت و جریانهای سیاسی ـ ۲
تفکیک قوا و رسانه‌ها
* سیدمسعود رضوی
در اصل مهّم تفکیک قوا که حدود دو قرن است منافع و اهمیت آن برای ابنای بشر معلوم شده است، وظایف مهم و بزرگ برای مدیریت جامعه و هدایت اساس زندگی اجتماعی، حیات مدنی و جمعی بشر، به گونه‌ای تراز و توزیع شده که کمترین سوء برداشت و سوء‌استفاده رخ دهد، با این همه باید به سخن و تحلیل سیاسی تامس هابز توجه کرد که در هر صورت بشر خالی از خلل و خطا نخواهد بود و از کمترین روزن و امکان برای نفع شخصی و سود خود بهره می‌گیرد. منشاء بیشتر رانت‌خواری‌ها و سوء‌استفاده‌ها در همین نهاد بشر یعنی منفعت‌طلبی حریصانه نهفته است.

اما بزرگانی که مبانی استدلال‌های سیاسی و پایه‌ های نظم مدنی عصر ما را طراحی کرده و پیشنهادی مقبول داده‌‌اند، به این امر مهّم هم بی‌توجه نبوده‌اند.

بنابراین براساس تجربه و اندیشه‌های عمیق در ساختار نهادهایی که قدرت و ثروت دارند، پیشنهاد کرده‌اند که رسانه‌ های آزاد و تخصصی و قدرتمند، در کنار دستگاه‌های نظارتی، چشم و گوش و وجدان جامعه باشند و بدون در نظر گرفتن مقام و مرتبه و قدرت مدیران و دولتمردان، بر آنان نظارت کنند و در صورت تخلف، ماوقع را به ملت گزارش دهند.

این البته بیشتر به آرزو می‌مانَد. در عالم واقع، بعضی رسانه‌‌ها هم ممکن است خود به ابزار قدرت و اجزای غارت بدل شوند، اما رجوع به تجربه‌های تاریخی، ما را به سویه های برتر و سالم‌تر هم راهنمایی می‌کند و نمونه‌‌های متعالی و سالم را به ما نشان می‌دهد.

تجربه، به وضوح نشان می‌‌دهد که در غیاب رسانه‌‌های مستقل و شجاع و ملی، فساد به سرعت و در نهان گسترش می‌ یابد و مانند سرطانی علاج‌ناپذیر، بسیاری از نهادهای حیاتی جامعه را درگیر بیماری خواهد کرد. چاره در شفاف‌سازی، خبررسانی، افزایش آگاهی، حمایت از رسانه‌های آزاد و مستقل و شجاعت در افشا و برخورد با فساد است.

در کشور ما، در سال‌های اخیراز فساد و سوء استفاده خبرهایی می‌خوانیم که افسانه‌ها را پشت‌سر می‌گذارد و گاهی واقعاً باورنکردنی است. آن قدر این مسایل و فسادها تکرار شده و در ابعاد گوناگون بیان شده تکرار فساد باعث کم‌شدن تأثیر رسانه‌‌ها و حسّاسیت‌های اجتماعی می‌شود و این وجه از بیماری یک مرحله از چیزی که قبلاً گفتیم، بالاتر و مهلک‌تر است. چرا؟

مفسدین اقتصادی با شناخت، روحیات و مناسبات ذهنی جامعه، آنقدر به کار و شیوة ناموزون و ناهنجار خود استمرار می‌بخشند تا جامعه خسته و ناتوان از پیگیری مطالبات بشود و حتی از شنفتن خبرهای مرتبط با فسق و فساد ملول گردد و طبعاً چنین جامعه‌ای نمی‌تواند پرچم مبارزه با فساد را برافراشته نگاه دارد.

رسانه‌‌ها البته هیچ نقش اجرایی ندارند و ذاتاً بری از قدرت و مناسبات درونی آن هستند. آنان واسطه خبر و گزارشگر وقایعی هستند که در جای دیگر باید مورد بررسی و پیگرد قرار گیرد. اما معماران دولت‌‌های جدید و جوامع آزاد و توسعه‌یافته، در نهادهای چندگانة اساسی برای مدیریت جامعه، وظایفی پیش‌بینی کرده‌اند که براساس آن، افشاگری و شفاف‌سازی رسانه‌ها و نهادهای مدنی و ناظران مستقل و با وجدان، بر زمین نماند و به سرانجامی مطلوب برسد. قانون اساسی ما نیز بر همین اساس نوشته شده است. مجلس و دستگاه‌ قضا بانی و مجری رفع فساد و تحلیل دقیق آن و بستن روزن‌های احتمالی برای تجدید و گسترش سوء‌‌استفاده‌‌های احتمالی‌اند.

اما به‌‌رغم این وظایف شریف و تکالیف مقدس، واقعاً چه تصمیماتی اتخاذ شده و چه بیلانی به ملت ایران می‌توانند بدهند یا خواهند داد؟! به عنوان مثال آیا مجلس شورای اسلامی قادر نیست یک نهاد قدرتمند مثل شهرداری را مورد ارزیابی و پرسش قرار دهد؟

مجلس شورای اسلامی، امروز دچار فترت است و جز چند صدای منفرد، صدای رسایی ندارد. فراکسیون‌های سابق مرده‌اند و ظاهراً رابطه‌های جدید و ناشناخته جای اصلاح‌‌طلبی و اصول‌گرایی را اشغال کرده است.

صفت مقدس و متعالی «اسلامی» پوشش همگانی شده و صفت «ملی» سالهاست از رونق افتاده است. اما به جز اینها، صفت انسانی و ندای وجدان چرا چنین کم فروغ است؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ