یادداشت سردبیر
شما بودید چه می‌‌کردید؟
علیرضا خانی
یکی از فلاسفه بزرگ قرن نوزدهم جمله‌ای دارد به این مضمون که انتقاد‌گران حرفه‌ای، کسانی‌اند که خود توان خلاقیت و آفرینندگی ندارند و صرفاً می‌توانند نقاط ضعف و تاریک کارنامه دیگران را ببینند و بازتابانند…
در وانفسای خاورمیانه بلاخیز، که از هر طرف مصیبت و فاجعه می‌بارد و نامرادی دشمنان خارجی و رقبای داخلی دولت، چنان بی‌رحمانه است که از کم آب شدن یک برکه نمی‌گذرند و آن‌ را نشانه تام و تمام بی‌کفایتی مجموعه نظام اجرایی می‌قبولانند و سعی در تخطئه و تخریب دولت و حتی بدنه کارشناسی آن ـ که فرزندان دانش‌آموخته همین سرزمین‌اند ـ دارند و بی‌رحمانه و بی‌محابا رگبار اتهام و انتقاد شلیک می‌کنند و خارجی‌ها، اگرچه تعمداً «امید» مردم را نشانه می‌روند، داخلی‌ها نیز، گمان دارند که همان کار‌ را نمی‌کنند اما می‌کنند…
در این وادی، که بستر و باروت تخریب از همه سو فراهم است و حتی آمار تصادفات را ـ که از زمان اختراع اتومبیل تاکنون ادامه دارد ـ نیز می‌توان به پای دولت گذاشت و مردم را یکسره مأیوس و وحشت‌زده کرد، اتفاقاً انفجار بهای ارز و افول ارزش پول ملی هم رخ می‌دهد ـ که البته برخی معتقد به «اتفاقاً» نیستند ـ اما به هر روی، رخ می‌دهد. این اتفاق، اما و البته رخداد مهمی است و قدرت خرید و توان معیشت اقشار بزرگی از جامعه ایران را، به اضحملال می‌کشد. اما، این اتفاق، آیا لامحاله حاصل عملکرد دولت است؟
دولت البته، بسیار عیب و اشکال دارد، که از جمله آنها بی‌برنامگی برای تخصیص ارز و خروج میلیون‌ها دلار از کشور و نیز فساد در واردات خودرو و… است. این‌ها را نمی‌توان انکار یا تطهیر کرد. اما نظام بوروکراتیک بیمار کشور، که زمینه فساد در آن نهادینه شده است، عمری به درازای تاریخچه زیست بوروکراسی در ایران دارد. این نظام را هر دولتی که مدیریت می‌کرد، همین فساد را به وجود می‌آورد.
با بهانه رخ دادن فساد در بخشی از نظام بوروکراتیک دولتی نمی‌توان همه اعتبار کارشناسی دولت را ـ که کم‌وبیش حاصل نخبگان علمی یک ملت است ـ یکجا تاراند و تخریب کرد.
همه کسانی که در قالب منتقد، کارشناس، عضو فلان حزب، دولتمرد پیشین، تحلیلگر روزنامه مخالف، مدیر اسبق، اصولگرا، بازرگان، بازاری، واعظ، مداح و… دولت را مورد شدیدترین حملات لفظی قرار می‌دهند، بیایند و خیلی روشن و دقیق و قابل دفاع بگویند، خودشان اگر جای دولت بودند چه می‌کردند؟
پیداست که انتقاد و حمله و لعن و نفرین و ناسزا، یک کار است و ساده‌ترین کار عالم است و ارائه راهکار عینی، علمی، منطقی، اجراپذیر و گشایشگر، کار دیگری است که دشوارترین کار عالم است و البته از گروه اول برنمی‌آید…
در این چهار ماه اخیر، یک اتفاق مشخص و روشن افتاده است. تحریم‌های فراگیر، عرصه را به اقتصاد تنگ کرده است. آمریکا اعلام تحریم کرده و بیشتر کشورهای مؤثر دنیا هم ـ بخواهیم یا نخواهیم ـ به خاطر منافع خودشان از آمریکا تبعیت می‌کنند. فروش نفت، به عنوان اصلی‌ترین منبع درآمد کشور، بیش از ۳۰ درصد کاهش یافته است. اخبار و اطلاعات آن هم، به فراخور عصر دیجیتال، تا دورافتاده‌ترین نقطه کشور رفته است. انتظار این است که در آینده درآمد کشور به طور فزاینده‌ای افول کند. انتظار کمبود ارز در آینده، به کمبود روانی در حال انجامیده و بهای ارز گران شده است. از سویی، بخشی از مردم ما، خوب یا بد، در طی سالیان، آموخته‌اند که منفعت اندیش‌ باشند و فرصت‌شناس! بنابر این به بازار ارز و برخی کالاها ـ که بیم کمبود آنها در آینده وجود دارد ـ هجوم برده‌اند و این امر، التهاب در بازار را تشدید و تشدید کرده و همین اتفاقاتی که همگان می‌دانند رخ داده است.
اکنون پرسش دقیق این است: اگر به جای این دولت، هر دولت دیگری بود آیا ترامپ برجام را پاره نمی‌‌کرد؟ مگر ممکن است او با سایر جریان‌های سیاسی مجاز در ایران روابط خوبی داشته باشد و فقط با دولت روحانی مساله داشته باشد؟!! فراموش نکنیم، برجام به خاطر روی کار آمدن ترامپ پاره شد نه به خاطر انتخاب شدن روحانی! دولت آمریکا از برجام خارج شده نه دولت ایران! برخی چنان سخن می‌گویند که انگار به خاطر خارج شدن آقای روحانی از برجام وضع اقتصادی اینگونه شده است!
پس جناح‌های رقیب اگر به جای دولت بودند مشخصاً چه می‌کردند؟ آیا با آمریکا مذاکره می‌کردند؟ مگر می‌شود وقتی رهبری اجازه مذاکره را نمی‌دهند، فقط به این دولت ندهند؟! طبیعی است به هر دولتی که مستقر بود، چنین اجازه‌ای نمی‌دادند. باز می‌رسیم به پرسش اول: آقایان منتقد و مخالف! شما اگر به جای دولت بودید دقیقاً و عملاً چه می‌کردید؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ