واکاوی اثرات حضور مربیان خارجی در رشته‌های ورزشی
 

هجدهمین دوره بازیهای آسیایی جاکارتای اندونزی به پایان رسید و نتایج کار ورزشکاران و تیمها قابل ارزیابی است. در این میان می‌توان یک ارزیابی منطقی در مورد مربیان رشته‌های مختلف ورزشی داشت. چه از نوع داخلی و چه از نوع خارجی.

مقایسه مربیان خارجی با همتایان خارجی خود و همچنین مقایسه مربیان ایرانی با خارجی‌های شاغل در ایران می‌تواند کلیدی باشد که قفل مشکلات برخی از ورزشها را باز کند چرا که از حضور مربیان خارجی در برخی رشته‌های مختلف ورزشی بیش از یک دهه می‌گذرد و بازیهای آسیایی جاکارتای اندونزی می‌تواند ملاک قابل اعتمادی باشد برای اینکه مشخص شود خارجی‌ها در سالهای طولانی، در چه رشته‌هایی موفق بوده‌اند و در چه ورزشهایی ناموفق.

به عبارت دیگر امروز با قوت بیشتری می‌توان گفت که در کدام ورزشها نیاز به مربی خارجی داریم و در کدام ورزشها نه تنها به مربیان خارجی نیاز نداریم بلکه می‌توانیم مربیانی را نیز به سایر کشورها، اصطلاحاً صادر کنیم.

نتایج کاروان کشورمان در بازیهای آسیایی جاکارتا مؤید این ماجراست که کشتی مثل همیشه موفق‌ترین ورزش‌کاروان ایران بود. رشته‌ای که همیشه به عنوان ورزش ملی معرفی شده و بهترین مربیان برایش، مربیان داخلی بوده‌اند.

خودکفایی کاراته و تکواندو

بعد از کشتی، کاراته جزو ورزشهای موفق بود. ورزشی که سالهاست با مربیان داخلی به بهترین نتایج در معتبرترین تورنمنتها دست می‌یابد و نه تنها نیازی به خارجی‌ها ندارد بلکه تعدادی از مربیان ایرانی، در سایر کشورها شاغل هستند. تکواندو هم عمدتاً از شانسهای مدال در مسابقات آسیایی و المپیک برای کشورمان بوده و علی‌رغم اینکه در معدودی موارد ناکام هم شده اما امروز از ورزشهای باثبات در کسب مدال برای ورزش ایران به حساب می‌‌آید. تکواندو امروز با پشتوانه مربیان ایرانی به افتخارات متعدد می‌رسد در حالی که در روزگاری نه چندان دور پایه موفقیتها بر مربیان خارجی استوار شد، اما هوشیاری مسئولین تکواندو و در کنار آن تلاش مربیان ایرانی برای بهره‌وری از دانش روز مربیان خارجی، دانش‌افزایی آنان را باعث شد تا امروز در تکواندو هم صادرکننده مربیانی باشیم.

عدم توفیق در جودو

در جودو هم متناوباً از مربیان خارجی و داخلی بهره‌مند شده‌ایم اما ثمرات چندانی برای این ورزش نداشته است به طوری که نمی‌توان تمایز چندانی بین مربیان خارجی و داخلی تیمهای ملی طی ادوار مختلف در کسب نتایج و مدال، قائل شد و عموماً جودو در استمرار موفقیت‌ها، ناموفق بوده است.

در جودو برخلاف کاراته و تکواندو نه تنها به خودکفایی از نظر مربی نرسیده‌ایم بلکه امروز نیازمند مربیان خارجی درجه یک هستیم مربیانی که در گذشته هم هیچوقت همسطح آنان به جودو نیامده است.

بوکس هم مثل جودو همیشه در گیر و دار مربی داخلی و خارجی، بوده است. بوکس و جودو هم مثل کاراته و تکواندو، پتانسیل به ثبات رسیدن در کسب نتایج خوب و حتی ایده‌آل را دارند، اما دلیل اصلی نرسیدن به این جایگاه نبودن مربیان طراز اول بوده است.

بوکس چند بار مربی خارجی استخدام کرده و از مربیان داخلی هم بهره برده است. در مقاطعی مدال هم کسب کرده‌ایم اما استمرار چندانی نداشته چون هیچگاه مربیان تیمهای ملی جزو درجه یک‌های جهان نبوده‌اند. بوکس اکنون هم که به رکورد حذف شدن تمام بوکسورها در جاکارتا دست یافت! هنوز در انتخاب و استخدام مربیان خارجی طراز اول، اندر خم یک کوچه است و هر از گاهی کارشناسان این ورزش اظهارنظرهای ضد و نقیضی در مورد لزوم استفاده از مربیان داخلی یا خارجی دارند که می‌تواند یکی از اصلی‌ترین دلایلی باشد تا امروز عزم راسخی برای استخدام مربیان خارجی طراز اول دنیا وجود نداشته باشد.

رسیدن به هدف در وزنه‌برداری

اما در وزنه‌برداری امروز با مربیان ایرانی در میادین مختلف، خوش می‌درخشیم در حالی که بیراهه نیست اگر گفته شود پایه‌گذار وزنه‌برداری موفق امروز، مربی خارجی بود. یک مربی خارجی کارکشته که راه درست را نشان داد و الحق و الانصاف که متولیان وزنه‌برداری هم پس از او، همین راه را ادامه داده و امروز قهرمانان گذشته، مربیان موفق تیم ملی شده‌اند هرچند که جای برخی از قهرمانان گذشته در کادر فنی خالی است. وزنه‌برداری هم مثل تکواندو و کاراته در بحث مربی به ثبات و خودکفایی رسیده است و دیگر لازم نیست از وجود مربیان خارجی استفاده کند اما از نظر صدور مربی به خارج هنوز یک گام از آنها عقب است. با این وجود در بحث مربیان داخلی به هدف رسیده است.

اوج کار در والیبال

بحث مربیان خارجی در ورزشهای انفرادی خلاصه نمی‌شود و سالهاست که در ورزشهای گروهی هم به سراغ مربیان خارجی رفته‌ایم. مربیانی که هر چقدر سطح آنان به مرور بالا رفته، در نتیجه‌گیری‌ها هم موفق بوده‌ایم.

روزگاری در والیبال یکی دو مربی خارجی آسیایی و اروپایی با استعدادیابی شروع به کار کردند و کارخانه تولیدی والیبال را راه انداختند و پس از آن مربی شاخصی چون ولاسکو آنرا به اوج رساند و در دنیا مطرح کرد و پس از او کواچ و امروز هم کولاکوویچ.

مربیان طراز اول دنیا در والیبال هنوز هم تعیین‌کننده‌تر از مربیان ایرانی هستند، هرچند که والیبال هم با قرار دادن برخی از مربیان بادانش و باانگیزه برای یادگیری بیشتر، کنار مربیان خوب خارجی، گامهای اساسی را در به خودکفایی رسیدن از نظر مربی ایرانی برداشته است. اما نباید فراموش کرد رسیدن به مربیان طراز اول دنیا در ورزشهای گروهی با توجه به ماهیت این ورزشها، دیربازده‌تر خواهد بود.

بهره‌مندی غیرمستقیم بسکتبال

در بسکتبال هم از سالها قبل و حتی نزدیک به دو دهه است که مربیان خارجی به بوته آزمایش سپرده شده‌اند. هرچند که مربیان خارجی ابتدایی از سطح بالای چندانی برخوردار نبودند اما در همان شرایط بسکتبال موجود باز هم، کمی کمک حال شدند. ورود بهترین مربیان خارجی، با آمدن نناد ترایکوویچ رقم خورد که اما او هم به دلیل شرایط موجود آن روزهای بسکتبال چندان ماندگار نشد.

فرداونیکای آمریکایی نیجریه‌ای الاصل اولین مربی بود که توانست به اولین نتیجه دور از انتظار و حتی آرزوی آن روزهای بسکتبال دست یابد. او تیم ملی را در بازیهای آسیایی دوحه قطر به سکوی سوم رساند و پس از او هم ترومن چند قهرمانی پشت سر هم در آسیا آورد و تیم را راهی المپیک کرد. واسلین ماتیچ هم از مربیانی بود که در بسکتبال ایران به نتایج خوبی رسید. مهمت بشیرویچ مربی اسلوونیایی که با تیم اسلوونی در جام جهانی هشتم شده بود چند سال پشت سر هم تیم ملی را در اختیار داشت و با او به جام جهانی هم رفتیم اما در بازیهای آسیایی به قهرمانی نرسیدیم. بعد از او هم درک باوئرمن آلمانی با عقبه‌ای به مراتب سنگین‌تر و قوی‌تر از بشیرویچ آمد و بسکتبال روال دیگری در جوانگرایی توأم با نتیجه‌گیری را دنبال کرد هرچند که او هم در حد قهرمانی‌های مورد انتظار، موفق ظاهر نشد اما در اینکه جزو بهترین مربیان خارجی بود شکی نیست.

پس از «باورمن» آلمانی، تیم ملی در یک مقطع در اختیار مهران حاتمی و در مقطع دیگر در اختیار مهران شاهین‌طبع قرار گرفت که نتیجه‌گیری این مربیان هم بدتر از خارجی‌ها نبود هرچند که انتقادات از آنان بیشتر می‌شود.

با این وجود نمی‌توان کتمان کرد که مربیان خارجی در هر سطحی، سبب ترقی مربیان داخلی شدند هرچند به طور غیرمستقیم! تا امروز حداقل بدانیم بهترین مربیان بسکتبال در سطح آسیا را داریم.

مربیان هندی و طلای کبدی

کبدی ورزش گروهی دیگری که سرشار از پتانسیل قهرمانی بود اما به قهرمانی نمی‌رسید چون بهترین مربیان خارجی که هندی‌ها بودند را در اختیار نداشت و همیشه در مسابقات مهم مختلف تقریباً همه را می‌برد اما پشت دیوار هند گیر می‌کرد. متولیان کبدی بارها تلاش کردند که از وجود مربیان هندی بهره‌مند شوند اما به خاطر اینکه هندی‌ها، اصلی‌ترین رقیب خود را ایران می‌دانستند اجازه فعالیت مربیان خود را در ایران نمی‌دادند تا اینکه در دنیای دیپلماسی ورزشی، بالاخره کوتاه آمده و قبول کردند که یک مربی هندی را به کبدی ایران بدهند و کسب نتیجه را به میدان مسابقه موکول کنند و توانایی‌ها و استعدادهای بازیکنان با رهبری یک مربی کارآزموده. اینجا بود که فهمیدند توانایی‌ها و استعدادهای بازیکنان ایرانی، کمتر از هندی‌ها نبوده و مربی هندی با به فعلیت رساندن قابلیت‌های بالای بالقوه بازیکنان ایرانی، مدال طلا را از چنگ هندی‌ها خارج کرد تا مشخص شود تعیین‌کنندگی مربی طراز اول دنیا تا چه حد است.

فوتبال، فوتسال و فوتبال ساحلی، مشابه و متفاوت

در فوتسال هم امروز متکی به مربیان داخلی باقابلیتی هستیم که به تنهایی از عهده انجام وظایف برمی‌آیند در حالی که حضور مربیان خارجی در این ورزش، انگیزه‌ای برای پیشرفت مربیان داخلی شد. شمس و ناظم‌الشریعه نمونه مربیان داخلی موفق در فوتبال ملی هستند.

در فوتبال ساحلی هم ماجرا این گونه است. فوتبال ساحلی ایران امروز یکی از بهترین‌ها، شناخته شده‌ترین‌ها و موفق‌ترین‌ تیمهای دنیاست. تیمی که در هر تورنمنت یکی از سکوهای سه‌گانه را به واسطه حضور مربیان خارجی طراز اول دنیا کسب می‌کند و باید زمینه‌ای باشد برای رشد مربیان داخلی تا از این نظر مشابه فوتسال شود.

فوتبال ملی کمی متفاوت با فوتسال و فوتبال ساحلی است. قصه فوتبال ملی آنقدر فراگیر است که شاید نیازی به توضیح نداشته باشد. آمدن «کارلوس کی‌روش» به ایران و تحت نظر گرفتن بازیکنان جوان و ساختن آنان برای بوجود آمدن یک تیم ملی جدید با یک برنامه تقریباً میان مدت نزدیک به درازمدت و ماحصل آن فوتبال قدرتمند و راضی‌کننده برای علاقمندان به فوتبال بود فارغ از تمام حواشی ایجاد شده به واسطه حضور این مربی و تقابل مربیان داخلی با او و بالعکس!

فوتبال هم در رده‌های ملی و هم باشگاهی مربیان خارجی، کم به خود ندید اما «کارلوس» چیز دیگری است. مربی باقابلیتی که اما برای مربیان داخلی، بهره چندانی نداشت چون او نمی‌خواست و یا اینکه چون مربیان داخلی در شأن خود نمی‌دیدند کنار او قرار بگیرند. اما باز هم یکی دو مربی کنارش قرار گرفتند که ضرر هم نکرده‌اند. بالاخره باید از جایی شروع شود هرچند که پذیرفته شدن مربیان توسط کی‌روش هم بسیار مهم است و به نظر نمی‌رسد او هرکسی را پذیرا باشد. شاید هم دنیای حرفه‌ای‌گری کی‌روش خیلی حرفه‌ای‌تر از سایر مربیان خارجی استخدامی در فوتبال و سایر رشته‌هاست که نمی‌خواهد علم خود را به سایرین منتقل کند و فوتبال را به خودکفایی برساند چون در این صورت یکی از مشتریان اصلی خود را از دست می‌دهد.

هندبال عقب‌تر از سایرین

در هندبال اما اوضاع کمی پیچیده‌تر است. هندبال مثل سایر ورزشها، هم مربی ایرانی دیده و هم مربی خارجی. مربیان ایرانی عموماً در سطح ایران بوده‌اند و مربیان خارجی هم چندان دندانگیر نبوده‌اند تا چه رسد به اینکه طراز اول باشند. همین هم شده که طی چند سال گذشته بعضاً موفقیتهایی کسب شده اما باثبات نبوده است. موفقیتهایی که نقش بازیکنان تقریباً همیشه بیش از مربیان تعیین‌کننده بوده است. هندبال امروز بیش از هر رشته ورزشی دیگر لژیونر دارد. لژیونرهایی که اگر در جاکارتا بودند حتماً مقامی بهتر از پنجمی نصیب کشورمان می‌شد و به قول رئیس فدراسیون، حتی به نیمه نهایی هم می‌رسیدیم. به این ترتیب قابل کتمان نیست که هندبال هم نیاز به مربی خارجی سطح بالا دارد. طبق اولویت، یک مربی خارجی طراز اول ابتدا باید ثبات نتایج را به هندبال بیاورد و در وهله بعدی باید منتظر بود تا از دل این کار، مربیان ایرانی پرقابلیت متولد شوند، بنابراین هندبال در این زمینه از سایر ورزشهایی که اشاره شد، عقب‌تر است.

نیاز به وجود ظرفیتهای لازم

با این تفاصیل به این نتیجه می‌رسیم که حضور مربیان خارجی متناسب با اندازه‌های هر ورزش در ظرف زمان خود، موجب پیشرفت آن ورزش و متولد شدن مربیان کارآمدی شده است. مربیان خارجی با قابلیتی که در یک مقطع و با توجه به ظرفیت و بستر موجود آن ورزش در زمان مورد نظر، وارد شده و بازدهی لازم را داشته‌اند. به عبارت دیگر وقتی ورزش بستر مناسب و ظرفیت لازم برای پذیرفتن مربیان طراز اول را ندارد باید ابتدا از مربیان خارجی پایین‌تر استفاده کرد و به مرور که سطح ورزش بالا می‌رود و بستر مهیا می‌شود تراز اول‌ها را آورد. کاری که در تکواندو و کاراته و ورزشهای انفرادی اتفاق افتاد و امروز نه تنها از مربی خارجی بی‌نیاز هستیم بلکه مربی ایرانی هم صادر می‌کنیم و همینطور در ووشو که مهد آن چین است امروز مربیان ایرانی مثل حسین اوجاقی بهترین دستاورد را برای کاروان ایران به ارمغان می‌آورد.

و البته اتفاق خوبی که در والیبال، بسکتبال و بویژه فوتبال و فوتسال و فوتبال ساحلی و کبدی رخ داده و موجبات ترقی این ورزشها را فراهم کرده اما عموماً در برخی از این ورزشها به دلیل مقاومت مربیان داخلی و در پاره‌ای موارد عدم همکاری مربیان خارجی، مربیان ما به مربیان سطح اول دنیا نزدیک نشده‌اند اما در قاره کهن بدون شک جزو بهترین‌ها هستند.

شاید در تکواندو و کاراته که امروز مربی صادر می‌کنیم هم، با برنامه‌ریزی قبلی این اتفاق رخ نداده باشد اما هرچه که باشد امروز محقق شده و وقت آن رسیده تا کارشناسان مربوطه در وزارت ورزش و جوانان با تشکیل اتاقهای فکر و در همفکری با فدراسیونها، برنامه جامعی تدوین کنند تا استفاده از مربیان خارجی تراز اول ـ که هزینه‌های سرسام‌آوری هم برای ورزش داشته اما ارزش آنرا دارد ـ فقط به کسب نتایج مطلوب ختم نشود و در کنار آن به مرور باعث رشد مربیان نیز بشود.

قاسم کیانی

Email this page

نسخه مناسب چاپ