یادداشت/به مناسبت سی و نهمین سالگرد درگذشت آیت الله طالقانی
عصا و نور
امیر طیرانی
من عصا و نور بگرفته به دست

شاخ گستاخیِ تو خواهم شکست

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون

( احقاف-۱۳)

امروز سی ونهمین سالگرد درگذشت آیت الله سیدمحمود طالقانی است. مردی که سراسر عمرش را در مبارزه برای عدالت و آزادی گذراند . مفسر قرآنی که تفسیر و برداشت هایش از کتاب خدا را نه تنها در عرصه نظر و اندیشه بلکه در عرصه عمل اجتماعی و در راه مبارزه با استبداد به کار گرفت .

در اینجا قصد و امکان آن نیست تا مروری هرچند خلاصه بر آن زندگی سراسر اندیشه و مبارزه انداخته شود . فقط به گوشه ای از برخورد طالقانی با محاکمه کنندگان وی در دادگاه نظامی در سال ۱۳۴۲ اشارتی می کنیم .

طالقانی که پیش از آن بارها سابقه بازداشت داشت ، در سوم بهمن۱۳۴۱به همراه عده زیادی از سران ملی بازداشت و بعد ازچهار ماه ، روز ۴ خرداد ۱۳۴۲ مطابق با اول محرم از زندان آزاد شد . یک روز پس از آزادی ، در مراسمی که به مناسبت آزادی وی در مسجد هدایت برگزار شد طی سخنانی گفت :”‌… کربلا اینجا است که مردم را بدون جهت زندانی می کنند و سالها است که مردم نمی توانند پهلوی هم بنشینند و افکار وعقاید خود را برای یکدیگر بگویند . بله کربلا همین مملکت ما است . … موقعی که من می خواستم آزاد شوم چشمم به یکی از آیه های قرآن افتاد که معنی آن این بود که باید با بی عدالتی مبارزه نمود تا در آن دنیا با عدالت واقعی روبرو شد .”

پس از کشتار ۱۵ خرداد ، طالقانی در روز ۶تیر بار دیگر بازداشت شد:” ساعت سه و نیم بعداز نیمه شب در بند با صدای ناهنجاری باز می شود وهمه زندانیان انفرادی گوشهایشان را کنجکاوانه به سوراخ کلید فشار می دهند تا صدای هم بندجدید رابشنوند … ناگهان صدای پدر طنین می اندازد که با گفتن یاالله ما آمدیم …آنها را از ورود خود با خبر می کند…”

محاکمه:

جلسه رسیدگی به اتهامات طالقانی و سایر رهبران و فعالان نهضت آزادی ایران از ۳۰مهر آغاز شد.

پیش از شروع از سوی مقامات دادرسی ارتش اعلام شد که جلسات دادگاه علنی و حضور تماشاچیان در آن بلامانع است. به همین دلیل آقای صدر حاج سیدجوادی با همکاری چند تن از اعضا وهواداران نهضت همچون لطف الله میثمی برای تعدادی از استادان دانشگاه، قضات معروف ،تیمسارهای ارتش و مبارزان دعوتنامه تهیه وارسال کرد واز آنان خواست تا در جلسه دادگاه شرکت کنند : “به این ترتیب روز اول دادگاه ، جمعیت نسبتا زیادی آمدند که خودش یک تظاهرات وبه عبارتی دمونستراسیون بود.” اولین جلسه در یک تالار در ساختمان جنوبی پادگان در نزدیکی میدان عشرت آباد که گنجایش ۱۶۰تماشاچی را داشت تشکیل شد .در پایان جلسه دادرسی هم آقای طالقانی نماز جماعت برگزار کرد . مقامات دادگاه با دیدن استقبال مردم ، از جلسه دوم محل دادگاه را به سالنی در داخل پادگان که تنها گنجایش ۳۰نفر را داشت منتقل کردند. ورود تماشاچی هم با محدودیت روبرو شد . با این حال خبر کوتاهی که حکایت از برگزاری دادگاه داشت در روزنامه ها منتشر می شد. ولی از جلسه سیزدهم به بعد همان اطلاع رسانی حداقل هم قطع شد . در جلسه اول کیفر خواست تهیه شده توسط دادستان قرائت شد . در کیفر خواست آقای طالقانی علاوه بر شرکت در تاسیس نهضت آزادی ایران ، به مخالفت ایشان با رفراندم در باره مواد شش گانه پیشنهادی از سوی شاه و صدور تعدادی اعلامیه استناد شده بود .

در جلسه دوم دادگاه ،متهمین به دلیل تغییر محل ناگهانی وتضییقات به عمل آمده برای تماشاچیان دادگاه اعلام سکوت و از سخن گفتن در جلسات دادگاه امتناع کردند. آنان همچنین وکلای مدافع خودرا عزل کردند و خواستار بازگشت محل برگزاری جلسات دادگاه به محل سابق و رفع فشار به تماشاچیان و نیز انعکاس کامل جلسات دادگاه در روزنامه ها شدند . ولی رئیس دادگاه از پذیرفتن خواسته های آنان تنها به انتقال محل برگزاری دادگاه به یک سالن دیگر که ظرفیت ۷۵ صندلی را داشت اکتفا کرد .

در جلسات دادگاه وکلای مدافع آقای طالقانی وسایرین نسبت به صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به این پرونده اعتراض کردند. به گفته وکلای مدافع به استناد اصل دوم متمم قانون اساسی با توجه به اینکه آیت الله طالقانی در زمره مجتهدین است، دادگاه صلاحیت رسیدگی به اتهامات ایشان را نداشت . آنان همچنین به۱۰مورد نقایص موجود در پرونده اعتراض کردند. همچنان که انتظار می رفت اعتراض های وکلای مدافع از سوی دادگاه رد شد و دادگاه به کار خود ادامه داد . حاصل ۲۸ جلسه دادگاه ،صدور رای ۱۰ سال زندان برای آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان بود .دیگران نیز به شش ماه تا شش سال حبس محکوم شدند .

با اعتراض متهمین به رای دادگاه ودرخواست تجدید نظر از سوی آنان ، دادگاه تجدید نظر در ۱۴ اسفند همان سال تشکیل شد . در جلسه نخست دادگاه ،آیت الله طالقانی در اعتراض به صلاحیت دادگاه حتی از معرفی خود نیز خودداری کرد ومعرفی ایشان توسط وکیل مدافع انجام گرفت ، اما سایر متهمین به همراه وکلای مدافع به دفاع پرداختند . متن دفاعیه مهندس بازرگان که بعدها به صورت یک کتاب منتشر شد سهم بسزایی در افشای ماهیت رژیم پهلوی داشت.مهندس عزت الله سحابی هم بخشی از آخرین دفاع خود را به دفاع از موارد اتهامی آیت الله طالقانی اختصاص داد و از جمله خطاب به دادرسان گفت :” آخر مگر انتساب چاپ و انتشار به آقای طالقانی مدرک نمی خواهد ؟…وانگهی دادگاه می گوید “بی ارزش بودن دفاع ایشان ” آخر ایشان کی از خود دفاع کردند؟ از اولین جلسه دادگاه که آن را غیر قانونی دانسته بودند . البته بنا براین است که محکوم می شوند ومحکومیتشان قطعی است آن وقت دنبال دلیل می گردند که محکومیت را توجیه کنند!دنبال حقیقت که نباید رفت! به هر صورت این رفتاری که نسبت به آقای طالقانی می‌شود‌، نامردانگی و ناجوانمردی است که با ایشان کردند.”

در طول برگزاری جلسات دادگاه تجدید نظر که بالغ بر۲۵ جلسه بود ، طالقانی نه سخنی بر لب راند و نه دفاعی از خود کرد . تنها در پایان جلسه آخر بعد از اعلام ختم دادرسی ، درخواست وقت برای صحبت کرد :” آقای طالقانی ناگهان گفتند که تیمسار! من یک حرفی داشتم ….رییس دادگاه گفت بفرمایید .آقای طالقانی نیز شروع کرد به تلاوت سوره والفجر . از ابتدای سوره ، آیات را خواندند تارسید به آِیه ” ان ربک لبالمرصاد ” و با دست به عکس شاه و افسران مزبور اشاره کرد و چند دفعه آن را تکرار کردند. “

سپس خطاب به افسران کرد و گفت:” بروید به اربابانتان بگویید شما محکوم هستید نه ما “

سرهنگ امیر رحیمی وکیل مدافع آقای طالقانی در باره نحوه برخورد آقا درجریان برگزاری جلسات دادگاه می گوید:”آقاعادت داشت همیشه نمازهایش را دراول وقت اقامه نماید …یک بار تذکردادکه جلسات قبل از مغرب ختم شود ، رئیس دادگاه توجهی ننمود. بعد ایشان از جا برخاست و خطاب به حاضران گفت :نماز وبی اعتنا به رسمیت دادگاه وادامه محاکمات از سالن دادگاه خارج شد ودر محوطه پادگان به نماز ایستاد .بلافاصله همبندان و وکلای مدافعشان و شرکت کنندگان در پشت ایشان به صف جماعت ایستادند و صدای تکبیر سکوت پادگان را شکست….این عکس العمل متهورانه آقا موجب شد که رئیس دادگاه اعلام تنفس نمود و روزهای بعد قبل از نماز مغرب به عنوان اعلام تنفس جلسات دادگاه را تعطیل نماید.”

بعد از اعلام رای دادگاه تجدید نظر ، محکومین تقاضای فرجام کردند ،اما رژیم شاه به جای پاسخگویی و رسیدگی وکلای مدافع آنان را به دادگاه کشانید وآنان را به جرم دفاع از موکلین خود مجازات کرد.

بازداشت و محاکمه آیت الله طالقانی و سایر متهمان موجی از اعتراضات را در داخل وخارج کشور به وجود آورد . چند تن از مراجع تقلید ازجمله آیات عظام هادی میلانی ، شریعتمداری ، نجفی مرعشی‌، سیدرضا صدر، سید احمد زنجانی ،‌مرتضی حائری و فضلا وعلمایی همچون سید ابوالفضل و سید رضا زنجانی، مهدی حائری، مرتضی مطهری ، حسین غفاری ، نصرالله بنی صدر و… با ارسال نامه یا تلگراف پشتیبانی خود را از آقای طالقانی و یارانش اعلام داشتند.از جمله در تلگراف آیات عظام محمد هادی میلانی و سید کاظم شریعتمداری آمده بود:”سلام علیکم بما صبرتم ، سختی ها ومرارت های آن جناب ودیگر رجال مذهبی ومجاهدین که در راه مصالح امت اسلامی تحمل می کنید سرمایه امید برای آینده مجتمع اسلامی می باشد ” رهبر انقلاب نیز پس از اتمام دادگاه طی بیانیه ای در باره رای دادگاه چنین نوشتند:” وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون – من خوف آن داشتم که اگر در موضوع بیدادگری نسبت به حجت الاسلام طالقانی و آقای مهندس بازرگان و سایر دوستان کلمه ای بنویسم موجب تشدید امر آنها وده سال زندان به پانزده سال تبدیل گردد… “

بعد از اتمام دادگاه تجدید نظر ،آیت الله طالقانی و یارانشان روانه زندان قصر شدند تا مدت محکومیت خودرا بگذرانند . آیت الله طالقانی تا پاییزسال۱۳۴۶ را به همراه مهندس بازرگان در زندان قصر گذراند و در ۲۳آبان آزاد شد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ