کنار کشیدن باشگاهها ، ریشه نابسامانی‌های بسکتبال
 

پس از چند سال، ظاهراً لیگ برتر بسکتبال قرار است به دوران اوج گذشته نزدیک شود.

در جلسه هماهنگی لیگ‌برتر، ۱۲ تیم، نماینده داشتند. ۱۲ تیمی که از ۶ استان آمده بودند. شاید در نگاه اول درگیر بودن فقط شش استان در این مسابقات معتبر، ناامیدکننده به نظر برسد اما وقتی شرایط لیگ را در سال‌های اخیر بررسی کنیم می‌بینیم باز جای شکرش باقی است که همین استان‌ها فعال هستند و نحوه پذیرش و برخورد با این تیم‌ها، می‌تواند متقاضیان شرکت از سایر استان‌ها را بیشتر کند.

اگرچه طی دو سه ساله اخیر، تعداد تیم‌های لیگ‌برتر به زحمت به ۸ یا ۹ تیم می‌رسید و نهایتاً برخی از همین تیم‌ها هم تا پایان ادامه نمی‌دادند اما در گذشته نه چندان دور، بسکتبال ۱۶ تیم با گستردگی بیشتر از استان‌های مختلف، در لیگ‌برتر داشت.

تیم‌هایی از تهران، مازندران(گلستان)، کردستان، خوزستان، خراسان، فارس، قزوین، اصفهان و … که همگی با امکانات نزدیک و مشابه به میدان می‌آمدند و اگرچه استطاعت مالی دو سه تیم، کفه ترازو را از همان ابتدا به نفع آنان سنگین می‌کرد اما رقابت در میانه‌های جدول و ته جدول واقعاً حساس و نفسگیر بود.

در این بین مسابقاتی رقم می‌خورد که تا آخرین لحظات، برنده مشخص نبود و تماشاچیان و مخاطبان بسیاری پیدا کرده بود.

پیشرفت بازیکنان و مربیان

اما این فقط یک طرف ماجرا بود. طرف دیگر که مهم‌تر هم بود، درگیر شدن تعداد بیشتری از بازیکنان و مربیان در مسابقات بود که می‌توانستند بیشتر دیده شوند و از سوی دیگر رقابت برای به خدمت گرفتن بازیکنان خارجی و حضور آنان در تیم‌ها اگرچه یک طرفش بیشتر شدن تماشاچی بود، اما طرف دیگرش بالا رفتن سطح فنی بازیکنان ایرانی بود.

فراموش شدنی نیست که مهدی کامرانی بهترین گارد رأس ایران معروف به پلنگ آسیا، همیشه از «آندره پیتس» آمریکایی به عنوان بازیکنی یاد می‌کند که در کنار او و با رقابت با او در تیمش به پیشرفتی شگرف رسید. حضور بازیکنان خارجی آن هم بیشتر از نوع آمریکایی تقریباً در تمام تیم‌های لیگ برتر رواج پیدا کرد و هر باشگاهی در حد استطاعت خود، یکی دو بازیکن را به استخدام درمی‌آورد و به این ترتیب، فقیر و غنی، دست در دست به ارتقاء فنی بازیکنان داخلی و در کنار آن به بالا رفتن سطح مربیان، کمک می‌کردند.

بدون تردید تیم‌ها و باشگاه‌ها به هدف گرفتن بهترین نتیجه متناسب با امکانات و نیروها، برنامه‌ریزی می‌کردند، اما در دل این هدف، یک هدف پنهان یا ناخواسته شکل گرفته و محقق می‌شد و آن هم پویاتر و قویتر شدن بنیة بسکتبال بود.

ارتقاء بسکتبال

بسکتبالی که روزگاری فقط به یک مقام چهارمی آسیا افتخار می‌کرد ـ که البته یک برد میلیمتری و تا حدی اتفاقی سبب این مقام شده بود ـ به جایی رسید که دیگر آسیا برایش کوچک بود.

بسکتبالی که در غرب آسیا جایگاهی نداشت و روزگاری باخت با اختلاف کمتر از ۲۰، ۳۰ اختلاف مقابل چین، کره، ژاپن، فیلیپین و بعدها لبنان و اردن و … برایش موفقیت به حساب می‌آمد به جایی رسید که همه این تیم‌ها به استثناء چین، برایش بسیار کوچک بودند و البته چین هم چند بار طعم شکست را مقابل ایران چشید.

بسکتبال ایران در کمتر از یک دهه به غول آسیا تبدیل شد که این بار سایر کشورها، گذشتن از سد ایران برایشان آرزو شده بود. شکی نیست که در به وجود آمدن این جایگاه، لیگ‌های قدرتمند بیش از هر موردی حتی بیشتر از برنامه‌ریزی‌های کلان تأثیرگذار بود.

گستردگی تیم‌های لیگ‌برتری در استان‌های مختلف آنچنان جاذبه داشت که هر روز بر تعداد بازیکنان شاخص افزوده می‌شد و این رقابت، سطح فنی بازیکنان را بالا می‌برد. این رقابت اما در باشگاه‌ها هم وجود داشت و همچنین سبب می شد تا استان‌های دیگر هم تیمی را به هر شکلی راهی لیگ کنند. تیم‌هایی که به لیگ می‌آمدند و علی‌رغم کمبود بودجه، هر طور که بود چند سال خود را در پروسه لیگ حفظ می‌کردند.

تداوم یک دهه‌ای

این روند بیش از یک دهه ادامه داشت و آنقدر جا افتاده بود که هیچکس از فدراسیون‌نشینان گرفته تا باشگاه‌ها، مربیان و بازیکنان، فکر نمی‌کردند روزی متوقف شود چون برای زندگی کردن باشگاه‌ها در لیگ همه کمک می‌کردند. در درجه اول اسپانسرها و پس از آن متولیان اصلی استان‌ها و شهرستان‌ها مثل استانداران و فرمانداران و مدیران کل تربیت‌بدنی و … .

اما علی‌رغم این انتظارات، به تدریج این روند رو به خاموشی رفت و دوران توقف شروع شد.

خروج باشگاه‌ها، نزول بسکتبال

شرایط اقتصادی بد حاکم بر باشگاه‌ها و در کنار آن، تغییر مدیریت‌ها، باعث شد برخی از مطرح‌ترین تیم‌ها، یکی پس از دیگری عرصه را ترک کنند و چون هیچ تدبیری چه از جانب مدیریت باشگاه‌ها، چه از سوی مسئولان استان‌ها و شهرستانها و چه از سوی متولیان فدراسیون برای حفظ این تیم‌ها، اندیشیده نشد به تبع آن بسکتبال رو به پژمردگی رفت.

بسکتبالی که روزگاری ۱۶ تیم پرانگیزه از ۸‌ ـ ۹ استان را داشت رسید به ۸ ـ ۹ تیم از دو، سه استان و اینجا بود که نزول مقام تیم‌های ملی هم آغاز شد. در کنار آن، تنش‌ها هم به مرور وارد گود و به جنجال‌هایی غیرقابل کنترل تبدیل شد.

بالاخره کم شدن تعداد تیم‌ها، یعنی بیرون ماندن تعداد زیادی بازیکن و مربی و سرپرست و … که از طریق بسکتبال امرارمعاش می‌کردند. در این بین انتقادات منتقدان منصف و غیرمنصف به بسکتبال بیشتر شد و حاشیه‌هایی که پیش از این اصلاً در بسکتبال دانشگاهی وجود نداشت، بر فرق سر بسکتبال فرود آمد تا اوضاع و نابسامانی‌ها هر روز بیشتر شود.

در این شرایط تلاش‌های متولیان بسکتبال باعث شد تا بسکتبال افول نکند اما از آنجا که شرایط اقتصادی تعیین کننده‌ترین ماجرا بود شکست‌هایی غیرمنتظره دامان بسکتبال را گرفت تا دستاویزی برای به وجود آمدن انتقادات و اعتراضات و حتی دعواهایی شود که هر روز بنیة بسکتبال را ضعیف‌تر می‌کرد.

تنش‌هایی که با توجه به شرایط و به تبع نتایجی که پس از اوج بسکتبال، برای مخاطبان راضی‌کننده نبود ـ حتی مدال نقره‌اش ـ اعضای خانواده بسکتبال به آن دامن زده و آگاهانه یا ناآگاهانه، آتش بیار معرکه می‌شدند و بنیان موفقیت‌های بسکتبال، روزبه‌روز سست‌تر می‌شد اگرچه هنوز پتانسیل‌های روزهای اوج موجود بود.

به وجود آمدن نارضایتی‌ها

دعواهای ریز و درشت و نارضایتی‌های کوچک و بزرگ از سوی خودی و ناخودی آنچنان وارد بسکتبال شد که تمام انرژی‌ها باید صرف آرام شدن شرایط می‌شد، در حالی که این انرژی‌ها و امکانات می‌توانست صرف ارتقا بسکتبال شود.

بسکتبال آن تیم مقتدر و یکه‌تاز قاره کهن در یک دهه قبل نبود و اگرچه هنوز در جمع سه تیم و حتی عموماً فینالیست آسیا بود اما این جایگاه موفقیت به حساب نمی‌آمد چون پیش از آن، قهرمان بود و به المپیک و جام‌جهانی رفته بود. بسکتبال اولین ورزش تیمی ایران بود که از طریق مسابقات انتخابی به المپیک ۲۰۰۸ پکن رفت، پس وقتی در اثر یک سهل‌انگاری المپیک ۲۰۱۲ لندن را از دست داد، برایش ناکامی محسوب می‌شد.

بسکتبال باز هم به جام‌جهانی رفت اما حاشیه‌ها، جمع شدنی نبود و صدای منتقدان و معترضان منصف و غیرمنصف بیشتر از همیشه شنیده می‌شد و کسی متوجه نبود که ریشه تمام این نابسامانی‌ها و انتقادات و اعتراضات می‌تواند در بیکار شدن بسیاری از بازیکنان مربیان و کادر سرپرستی باشگاه‌هایی باشد که یکی پس از دیگری منحل شدند و تعداد بیکارها روز به روز بیشتر شد.

بازیکنان، مربیان، مدیران، پیشکسوتانی که حق داشتند از طریق بسکتبال ـ که عمری را در آن گذاشته بودند ـ منتفع شوند اما این فرصت از دست رفته بود و هیچکس هم، تقصیر را به گردن نمی‌گرفت. درست مثل شرایط آلودگی هوای تهران که امروز هیچ دستگاهی حاضر نیست مسئولیت آن را بپذیرد و شرایط روز به روز بدتر می‌شود.

بسکتبال با طلا راضی می‌شود

بسکتبال در آلبوم افتخاراتش در قاره کهن فقط طلای بازی‌های آسیایی را نداشت که انتظار می‌رفت در جاکارتا به دست آورد اما به این هدف نرسید و مدال نقره اینچئون را تکرار کرد.

یک مدال با ارزش که اما از سوی مخاطبان بسکتبال راضی‌کننده نبود چون معتقدند بسکتبال طی سه چهار سال اخیر هم که قهرمانی‌ها را از دست داده اگر چه که روی سکو بوده اما ‌باید قهرمان می‌شده است.

کنار کشیدن باشگاه‌ها یکی پس از دیگری محدود شدن استان‌های فعال در لیگ‌برتر به کمتر از تعداد انگشتان یک دست، بازیکنان بیکار، مربیان بیکار، پیشکسوتان بیکار، مدیران بیکار و … همه را معترض کرد چون از دایره بسکتبال دور شده و شده بودند تماشاچی. کسانی که اگر در دایره فعال می‌بودند می‌توانستند در کنار کسب درآمد، در ارتقاء و پویایی بسکتبال، آگاهانه و ناآگاهانه تأثیرگذار باشند.

انتخاب درست‌تر از باشگاه‌های بیشتر

طبیعی است که انتخاب بازیکنان تیم‌ملی از بین جمعی بی‌شمار از بازیکنان با قابلیت شاغل در لیگ به مراتب بهتر از انتخاب آنان از جمعی محدود است. چون وقتی تعداد، محدود می‌شود اصولاً رقابت‌ها از بین می‌رود و بازیکنان منفعل می‌شوند.

انتخاب مربیان رده‌های مختلف تیم‌های ملی از نونهالان و نوجوانان و جوانان گرفته تا بزرگسالان نیز با موجود بودن تعداد زیادی از باشگاه‌ها، با ارزیابی درست‌تری صورت می‌گرفت نه بر حسب اجبار و ناچاری!

به این ترتیب حضور ۱۲ تیم در لیگ برتر سال جاری را باید به فال نیک گرفت به ویژه که گستردگی استان‌ها هم از سال‌های قبل بیشتر شده و این روند در سال‌های بعدی رشد هم خواهد داشت، به شرط اینکه همه این ۱۲ تیم در لیگ شرکت کنند و تا مهلت مقرر، برخی کنار نکشند، مثل همان اتفاقی که در دو سه سال اخیر افتاد. در این میان متولیان فدراسیون بسکتبال از همین امروز باید به فکر تدابیری باشند برای جذب بیشتر باشگاه‌ها و در این باره می‌توانند تعاملاتی با وزارت ورزش، استانداری‌ها، فرمانداری‌ها و ادارات کل ورزش و جوانان استان‌ها برای حفظ تیم‌ها و ترغیب آنان برای کمک به باشگاه‌ها داشته باشند.

از طرفی امتیازاتی ویژه را برای استان‌هایی در نظر بگیرند که در لیگ برتر حضور می‌یابند و البته راهکارهایی دیگر که با هم‌اندیشی اهل فن، امکان‌پذیر خواهد بود. شایان ذکر است که در جلسه هماهنگی لیگ‌برتر، نمایندگان باشگاه‌های شهرداری تبریز، نیروی زمینی شیراز، پارسا مشهد، شهرداری گرگان، پتروشیمی ماهشهر، نفت آبادان، نفت امیدیه، رعد پدافند دزفول، شیمیدر تهران، دانشگاه آزاد، مهرام و اسلم اسپرت حضور داشتند. چهار تیم از تهران، چهار تیم از خوزستان، یک تیم از تبریز، یک تیم از شیراز، یک تیم از گلستان و یک تیم از خراسان رضوی.

* قاسم کیانی

Email this page

نسخه مناسب چاپ