یادداشت
غول بی‌مهار
فتح الله آملی
۱۶۰۰هزار میلیارد تومان آن‌قدر رقم درشتی است که گمان نکنیم با تزریق چندمیلیون سکه یا توزیع یکی دو میلیارد دلار ارز بین صرافی‌ها بشود آن را مهار کرد یا مسیر دیگری پیش پایش گذاشت.

پیش فروش ۷ میلیون سکه منجر به جذب چه مقدار نقدینگی شد؟ با احتساب ۵ر۱ میلیون تومان بهای پیش‌فروش میزان جذب نقدینگی آن چه درصدی از کل نقدینگی بوده است؟ با یک ضرب و تقسیم ساده به راحتی می‌توان دریافت که حراج این همه ذخیره طلای بانک مرکزی فقط توانست حدود ده هزار میلیارد تومان نقدینگی را جذب کند که متأسفانه نه تنها نتوانست تاثیری روی کنترل نقدینگی بگذارد بلکه باتوجه به رشد ۳برابری قیمت آن و سود آسانی که برای خریداران به همراه آورد، بیش از دو برابر آنچه که از حجم نقدیندگی کم کرد به میزان آن افزود. هجوم این نقدیندگی به بازار ارز هم با ورود هر میزان ارز تاثیر چندانی در تخلیه و کنترل آن نخواهد داشت. به زبان ساده و با یک حساب سرانگشتی این میزان نقدینگی، حتی با دلار ده هزار تومانی معادل ۱۶۰ میلیارد می‌شود که تصوّر ورود این میزان ارز به بازار، هوش از سر می‌پراند. یعنی دولت تازه اگر بتواند و داشته باشد تمامی پول نفت را به اسکناس تبدیل و به کشور وارد و به بازار عرضه کند باز هم باید ۳ سال صبر کند یا ۳ سال پول نفت مملکت را پیشاپیش بگیرد و در بازار توزیع کند!

حال این غول چنان بزرگ شده است که همه از هیبت آن وحشت می‌کنند و سعی می‌کنند ناگاه حرفی علیه آن به زبان نیاورند و اقدامی مخالف میل آن انجام ندهند که موجب خشم و غضبش را فراهم آورند. بیش از همه نظام بانکی که با هزار ناز و کرشمه بخش اعظم آن را در شیشه نگه داشته از نعره‌های این غول در هراس است و بر سر دو راهی مانده که با آن چه بکند؟ نظام و سیستمی که خود بیش از هر کس دیگری در بزرگ‌تر و ترسناک‌تر شدنش نقش داشته و به حجم آن افزوده است، اگر بخواهد همچنان با روش‌های گذشته از بیرون آمدن غول از شیشه جلوگیری کار به جایی می‌رسد که خود، قربانی آن خواهد شد و اگر چنین نکند باز هم چاره‌ای پیش‌روی خود نمی‌بیند. اما نشستن و به انتظار فردا ماندن و بحران را به آینده سپردن قطعاً چاره کار نبوده و نخواهد بود.

ظاهراً در شرایط حاضر نه فقط سیستم بانکی بلکه متولیان اقتصاد کشور هم به نوعی کرختی ناشی از بحران تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی دچار آمده‌اند. همه می‌گویند باید این نقدینگی را به سمت تولید هدایت کرد که می‌تواند از تهدیدی عظیم، فرصتی مبارک فراهم آورد اما در عمل به نوعی تناقض رفتاری گرفتار آمده‌اند. به پیکان تیز انتقادات این روزها توجه کنید که به خاطر فشار گرانی و تورم متوجه بخش تولید است یا واسطه‌گری؟

همه از سودجویی و ظلم کارخانجات تولیدی و واحد‌های دامداری و کشاورزی گلایه می‌کنند که در حال سوء‌استفاده از شرایط موجود و فشار بر مردم هستند و دولت هم برای آنکه بیش از این فشار افکار عمومی را بی‌پاسخ نگذارد در این شرایط سخت بر این گزاره مهر تأیید می‌زند و به این سیاست تمایل نشان می‌دهد، یعنی درست برخلاف سیاست اعلامی حکومت، فرصت ایجاد مزیت در بخش تولید و کشاورزی و جذب سرمایه‌گذاری و نقدینگی را ناخواسته از او می‌گیرد بی‌آنکه مضیقه یا مضایقی برای بخش واسطه‌گری و دلالی و غیرمولد اقتصاد که عامل اصلی رکود و فساد و ایجاد رشد نقدینگی بوده است به‌وجود آورده باشد.

در اینکه در بخش تولید هم ممکن است عده‌ای سوءاستفاده‌کننده وجود داشته باشند و بخواهند از آب گل‌آلود ماهی‌های درشت صید کنند تردیدی نیست اما به‌خاطر درصدی محدود آیا باید با سرکوب بی‌منطق قیمت، فرصت رشد و پویایی را از تمامی این بخش گرفت؟

در این‌که این‌روزها مردم در فشارهای سخت معیشتی به سر می‌برندو باید به داد آنها رسید تردیدی نیست اما یادمان باشد که با سیاست‌های غلط اولاً حرکت نقدینگی را مجدداً و بیش از این سمت دلالی و واسطه‌گری و بخش‌های غیر مولد اقتصادی و توزیع رانت سوق ندهیم و از طرف دیگر با افزایش فشار بر بخش تولید و سرکوب بی‌منطق قیمت‌‌ها در این بخش به بهانه حمایت از مصرف‌کننده، با در خطر بیشتر قرار دادن تولید در کشور، هم به اشتغال لطمه نزنیم و هم در فاصله‌ای کوتاه در آینده فشار بیشتری بر مصرف‌کننده وارد نیاوریم تا غول نقدینگی همچنان بزرگ و بزرگ‌تر شود و کار را به جاهای باریک بکشاند بی‌آنکه سراغی از تولید بگیرد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ