باشگاه ها و آکادمی‌ها مسئول کشف و پرورش نخبگان هستند
 

بحث توجه به پایه‌ها در ورزش یعنی رده‌های سنی نونهالان، نوجوانان، جوانان و امیدها همیشه از مهمترین مباحث است که می‌تواند آینده ورزش قهرمانی کشور را بیمه کند. فرقی هم نمی‌کند که چه ورزشی و در کدام فدراسیونی باشد. مهم، پیدا کردن استعدادها و نخبگان و تحت آموزش قراردادن آنان به‌صورت مستمر و طی سال‌های متمادی است. به این ترتیب می‌توان همیشه تعدادی مهره شاخص داشت که به نوبت برای حضور در تیمهای ملی بزرگسالان صف کشیده‌اند.

اما به‌واقع این ماجرا در ورزش ایران چقدر عینیت پیدا کرده است و اصولاً فدراسیونها تا چه اندازه در این زمینه فعال هستند؟ دایره وظایف و اختیارات فدراسیون‌های ورزشی در مبحث توجه و پرورش رده‌های سنی پایه، چقدر است و نهایتاً آیا این فدراسیون‌ها هستند که باید با سرمایه‌گذاری‌های کلان در استعدادیابی و سپس پرورش آنها، تنها رکن تربیت نخبگان برای تیمهای ملی بزرگسالان باشند؟ شاید امروز خیلی‌ها فکر می‌کنند متولی اصلی این ماجرا فدراسیون‌ها هستند و آنها هستند که وظیفه دارند از صفر تا صد شناسایی استعدادها و پرورش بهترین‌های رده‌های سنی پایه را برعهده بگیرند و بازیکن‌سازی کنند در حالی که این انتظار، نه تنها منطقی نیست بلکه در چارچوب وظایف فدراسیون‌ها ورزش قهرمانی هم قرار نمی‌گیرد.

اما از آنجا که سایر ارکان مرتبط با این ماجرا، به وظایف خود عمل نمی‌کنند این‌طور جا افتاده است که فدراسیون‌ها باید رأساً اقدامات لازم را داشته باشند و به‌تبع آن، فدراسیون‌ها هم شاید ناخواسته، چاره‌ای نداشته‌اند تا پذیرای این ماجرا شده و چون امکانات و بودجه تعریف‌شده لازم را در این زمینه ندارند به‌صورت کژ‌دار و مریز، این وظیفه را هم برعهده بگیرند و در قبال سؤالات متعدد نیز، پاسخگو باشند.

روز گذشته مهدی تاج در جریان مراسم افتتاحیه ششمین فستیوال فوتبال پایه کشور در ساوجبلاغ به مواردی اشاره کرد که در برگیرنده مهمترین قسمت مطالب مطروحه سطور بالاست.

تاج با اشاره به اینکه تاکنون شش فستیوال برای پسران و چهار فستیوال برای دختران زیر ۱۲سال برگزار شده تأکید کرد که این فسیتوال‌ها و تقسیم کشور به ۹ منطقه استعدادیابی، نشان می‌دهد که همه کشور را در نظر گرفته‌ایم چرا که علی‌رغم برگزاری بیش از ۵۰۰۰ مسابقه در طول سال برای لیگ‌های مختلف، اما هستند استعدادهایی که تیم ندارند و دیده نمی‌شوند. تاج برگزاری این فستیوال‌ها را دلیلی بر گلخانه‌ای عمل نشدن در فوتبال برشمرد و گفت: «اگرچه ما امروز در فوتبال آسیا بهترین هستیم چه در فوتبال، چه در فوتسال و چه در فوتبال ساحلی اما اگر این فستیوال‌ها برگزار نشود این برتری رو به سکون خواهد رفت.» حال یادآوری چند نکته لازم است. اولین نکته تکرار همانی است که در مطالب بالا آمد، یعنی اولاً فدراسیون‌ها مسئول مستقیم شناسایی و پرورش مستمر استعدادها از نونهالان تا بزرگسالان نیستند چون در شرح وظایف آنان نیست و ثانیاً چنین فعالیتی به‌طور مستمر، بودجه‌ای می‌طلبد که تمام بودجه یک فدراسیون هم کفاف آن را نمی‌دهد.

در وهله دوم اتفاقاً اگر قرار است فدراسیونی خواسته یا ناخواسته این بحث را وظیفه خود بداند در بهترین شرایط فقط مقدور خواهد بود که گلخانه‌ای عمل کند‌ـ باز هم به دلیل محدودیت‌های چارچوب وظایف و مهمتر از آن کمبود منابع مالی و امکانات سخت‌افزاری‌ـ مورد سوم اینکه اصولاً مگر از تشکیل کمپ‌ها و فسیتوال‌های زیر ۱۲سال در فوتبال و سایر ورزشها در سنین نزدیک به ۱۲سال چه هدفی دنبال می‌شود؟ آیا قهرمانی مدنظر است؟ بدون‌تردید جواب منفی است. این فسیتوال‌ها در دنیای پیشرفته ورزش و کشورهای مترقی هم برگزار می‌شود اما هدف اصلی آن در این سنین و پایین‌تر از آن، جمع کردن لشکری بزرگ از نونهالان است تا به این ترتیب از این جمع انبوه که قاعده یک هرم محسوب می‌شوند به مرور استعدادهای برتر انتخاب شوند و تحت آموزش قرار بگیرند تا وقتی به رأس هرم نزدیک می‌شوند فقط نخبگان باقی مانده باشند که جذب تیمهای ملی می‌شوند و حتی به عنوان لژیونر به سایر کشورها و باشگاه‌ها می‌روند.

همین قسمت آخر نشان می‌دهد که در این طرح، سهم باشگاه‌ها و آکادمی‌های رشته‌های مختلف باید به مراتب بیشتر از فدراسیون و نه تنها بیشتر از فدراسیون که اصولاً باید وظایف اصلی آنان باشد چرا که نهایتاً منافع مادی سرشاری هم برای آنان دارد. شکی نیست که جمع کردن یک لشکر پرتعداد از نونهالان و شناسایی استعدادهای برتر آنان که کم هم نیستند و سپس پرورش آنان، زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود.

هزینه‌ای که پس از به بارنشستن زحمات، درآمدهای سرشاری را روانه باشگاه می‌کند. در این پروسه تربیت بازیکن قاعدتاً نخبگان محدودی به رأس می‌رسند اما استعدادهای شاخصی هم هستند که می‌توانند در ترکیب باشگاه‌ها قرار گرفته و از انتقال آنان باشگاه می‌تواند منتفع شود. مگر در همه جای دنیا چنین اتفاقی نمی‌افتد؟ حتی بهترین استفاده نخبگان کم تعداد هم به باشگاه می‌رسد چون بازیکنانی که با طی این پروسه تربیت شده‌اند بازیکنان باشگاه هستند که باید جبران هزینه‌ها را بکنند بنابراین بازی کردن در این باشگاه،‌هزینه چندانی برای باشگاه سازنده ندارد و ثانیاً چنانچه قرار باشد به باشگاه داخلی یا خارجی دیگری منتقل شوند که درآمدی سرشار و چند برابر هزینه‌های صورت گرفته توسط باشگاه مادر به باشگاه برمی‌گردد که باز هم سود دوسره است. نهایتاً فدراسیون‌ها هم از بین همین نخبگان، تیمهای ملی را انتخاب می‌کنند و به وظیفه اصلی خود که قهرمانی است، می‌پردازند.

به این صورت است که تعاملی آگاهانه و شاید هم ناآگاهانه بین باشگاه و فدراسیون‌ها شکل می‌گیرد که نهایتاً منافع آن هم نصیب باشگاه‌ها از نظر مالی می‌شود و هم نصیب فدراسیون‌ از نظر افتخارآفرینی‌ها و صدالبته بهترین هدیه برای مردم هم هست یعنی خوشحالی و احساس غرور و مباهاتی وصف‌نشدنی!

درست است که در این پروسه باید برای جمع کثیری هزینه کرد که فقط چنددرصد آنان هدف اصلی باشگاه و آکادمی ها را تأمین می‌کنند اما همین درصد کم نه تنها جبران تمام آن هزینه‌ها خواهد بود بلکه درآمدهایی به مراتب بیشتر را به باشگاه و آکادمی ها سرازیر می‌کنند.

اصولاً قرار نیست از جمع یک لشکر بزرگ، همه آنان، استعداد و نخبه و پدیده باشند. عموماً نخبگان زیاد نیستند اما استعدادهایی که می‌توانند جذب باشگاه‌ها شوند هم کم نیستند. در نظر بگیرید که مثلاً در همین فوتبال چند تیم در لیگ برتر فعالیت می‌کنند؟ حال بماند لیگ‌های رشته‌های پایین‌تر.

باشگاه برای به خدمت گرفتن همین بازیکنان، چقدر باید هزینه کند؟ طبیعتاً همه بازیکنان این باشگاه‌ها، همان بازیکنان ساخته شده در این باشگاه‌ها نیستند و از باشگاه‌های دیگر آمده‌اند و مبالغی از قرارداد آنان به باشگاه‌های قبلی می‌رسدحال حساب کنید که باشگاه قبلی، همان باشگاه‌های مادر باشد. در این صورت درصد دریافتی باشگاه به مراتب بیشتر و البته مستمر خواهد بود. حال اگر این تفکر قوت بگیرد که درست است همه بازیکنان به تیم ملی نمی‌رسند و حساب نخبگان از سایرین جداست اما بسیاری از استعدادها ارزش سرمایه‌گذاری را دارند چون می‌توانند آورنده پول به باشگاه باشند؛ مشکل حل شده و بار مسئولیت تربیت بازیکنان رده‌های سنی پایه از دوش فدراسیون‌ها برداشته می‌شود. درست است که جمع کثیر قاعده هرم فقط هزینه‌بر است اما غلط است فکر کنیم فقط نخبگان اندک رأس هرم درآمدزایی دارند بلکه هستند بازیکنانی در بدنه هرم که از انتقال آنان هم می‌توان به سود سرشار رسید و باز در نظر بگیرید وقتی تعداد آکادمی‌ها و باشگاه‌هایی از این دست بیشتر باشد چقدر ماجرا فرق می‌کند و تا چه اندازه دست فدراسیون برای انتخاب یک تیم ملی قوی از بین این بازیکنان، باز می‌شود. سودی که بزرگترین باشگاه‌های دنیا نه فقط در فوتبال بلکه در بسیاری از رشته‌های ورزشی مثل بسکتبال، والیبال،‌ هندبال و… و حتی کبدی می‌توانند به آن برسند.

کبدی از آن جهت در جمع این ورزشها آمد چون همین چند روز قبل مصاحبه‌ای از قهرمانان ارزنده کشورمان منتشر شد که یکی از آنان حدود ۸ر۱میلیارد از تیمهای هندی دریافت می‌کند و تعدادی دیگر حدود یک میلیارد. حال اگر این بازیکنان باشگاه‌هایی سازنده داشته باشند طبیعی است که درصدی به آنان هم می‌رسد.

و ختم کلام اینکه هدف اصلی فستیوال‌ها در رشته‌های مختلف در دنیای پیشرفته ورزش، نه نتیجه‌گیری و درگیرکردن ذهن نونهالان به مسابقه و نتیجه، که جذب هرچه بیشتر و جمع و جور کردن لشکری است که از بین آنان، بهترین‌ها مورد استفاده باشگاه‌ یا آکادمی قرار گرفته و موجب درآمدزایی می‌شوند.

فستیوال‌ها برگزار می‌شود تا مشتریان آن یعنی کودکان و نونهالان با رفتاری که در آن می‌بینند سایر هم‌سن و سالها را نیز ترغیب به حضور در فستیوال کنند تا هر روز تعداد متقاضیان زیادتر و لشکر بزرگتر و بزرگتر شود و به این ترتیب درصد شناسایی نخبگان نیز افزون‌تر. به همین خاطر هم هست که در کشورهای پیشرفته، بحث مسابقه و نتیجه و توجه به برندگان در فستیوال‌ها اصلاً مطرح نمی‌شود بلکه حتی با آن مقابله می‌شود چون مواجهه کودکان و نونهالان با نتیجه‌گرایی و مورد توجه قرارگرفتن برندگان کم‌تعداد و بازندگان پرتعداد، باعث می‌شود که تشکیل این لشکر مورد نظر نه تنها محقق نشده بلکه با دلسردی بازندگان هر روز از تعداد آنان کم و ماهیت فستیوال خدشه‌دار شود.

با این وجود و با توجه به شرایط موجود در ورزش کشور که برخی وظایف ورزش قهرمانی با ورزش همگانی آمیخته شده است و از طرفی برخی مطالبات غیرمنطقی از سوی مخاطبان پرتعداد نیز باعث می‌شود که بعضاً وظایفی خارج از چارچوب‌ها، بار دوش فدراسیون‌ها شود، رسیدن به نگاه کشورهای پیشرفته در ورزش، چندان راحت نیست اما به این سبب که ورزش با توجه به مخاطبان پرتعداد، تریبون‌های رسانه‌ای فراوانی را در اختیار دارد متولیان ورزش کشور باید با استفاده از کارشناسان زبده و با بهره‌وری از تریبون‌هایی که طبق مطالبات جامعه به‌صورت رایگان در اختیار دارد به مرور بستر را آماده کنند و این مسئله را جا بیندازند و البته در کنار آن بسته‌های تشویقی را برای سازندگان، آماده کنند تا جامعه بپذیرد در ورزش پایه، مسئولیت به‌طور مستقیم بر عهده فدراسیون‌ها نیست و باید بار آن را باشگاه‌ها و آکادمی‌ها به دوش بکشند و فدراسیون‌ها فقط باید برنامه‌ریزی‌ها و سازماندهی‌های لازم را داشته باشند.

قاسم کیانی

Email this page

نسخه مناسب چاپ