حقایقی درباره کنوانسیون حقوقی دریای خزر/بخش اول
 

گفت و گو برای رسیدن به یک توافق جامع بین کشورهای ساحلی دریای خزر بیش از ۲۰ سال است که ادامه داشته و هنوز نتیجه مشخصی در این باره در مورد مسائل اصلی و کلیدی به دست نیامده است. پنج کشور ساحلی دریای خزر پس از سالها بحث در این مورد به کنوانسیونی دست پیدا کردند تا برخی مسائل توافق شده را محوری برای گفت و گوهای بعدی قرار دهند. اما این کنوانسیون باعث شکل گیری بحثهای رسانه ای بسیاری در مورد چند و چون این موضوع شد. اصل ماجرا چیست و چه روندی تا به حال طی شده است؟در این باره خبرآنلاین با بهرام امیر احمدیان کارشناس مسائل قفقاز و آسیای میانه گفت‌وگو کرده که مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

- در ابتدا بفرمایید در مورد دریای خزر چه بحث‌هایی شکل گرفته و آنچه در مورد تقسیم این دریا بین کشورهای ساحلی گفته می شود تا چه میزان با حقیقت منطبق است؟

* بحث ما در مورد دریای خزر است. دریای خزر یک پیکره آبی بسته است، یعنی به آن می‌گویند دریاچه. اما چرا گفته‌اند دریای خزر؟ به سبب این‌که بزرگ‌ترین دریاچه جهان است. از نظر طبیعی به دریاهای آزاد راه ندارد، ولی به صورت دست‌ساز و انسان‌ساز در شهر بولگاگراد یک شاخه‌ای از رود ولگا را کانال زدند، یک کانال دست‌ساز و آنرا به رودخانه دُن در غرب وصل کردند. رودخانه دُن ادامه دار و از قلمروی دشت‌های مرکزی اروپای شرقی راه می‌افتد و می‌رود به سمت دریای آزوف. در دریای آزوف این ارتباط برقرار می‌شود از طریق تنگه کِرچ که یک طرفش در غرب شبه جزیره کریمه است، از آن‌جا وارد دریای سیاه می‌شود و از دریای سیاه از طریق کانال بسفر در استانبول وارد دریای مرمره می‌شود. در جنوب دریای مرمره از طریق تنگه داردانل وارد دریای اژه می‌شود و به دریای مدیترانه می رود.

بنابراین این را از نظر حقوقی دریاچه می‌گویند، چون اگر روسیه اجازه ندهد، کشورهای دیگر نمی‌توانند از آن استفاده کنند. از این منظر این دریاچه به حقوق دریاها نمی تواند مترتب بشود.آخرین کنوانسیون بین‌الملل حقوق دریاها در ۱۹۸۲ بوده و تجدید نشده است. هنوز هم خیلی از کشورها به این کنوانسیون نپیوسته‌اند. بیشتر به خاطر آب‌های سرزمینی که تعریف می‌کنند، آمریکا بعضی جاها می‌گوید همین دو مایل بس است، بعضی جاها می‌گویند ۱۲ مایل و بالاخره اختلافاتی است و خیلی از کشورها به این کنوانسیون نپیوسته‌اند.

در آن‌جا می‌گوید پیکره‌های بسته آبی باید بین کشورهای ساحلی توافق صورت بگیرد با اجماع، یعنی همه با هم راضی شوند .در سال ۱۸۲۸ که معاهده ترکمنچای بین ایران و امپراتوری روسیه امضا شد، در آن‌جا گفتند این دریا که هر دو کشور بالسویه می‌توانند از کشتیرانی از آن استفاده کنند، ولی حق کشتی‌های جنگی فقط برای روسیه است و ایران حق ندارد در آن‌جا کشتی جنگی داشته باشد. اگر ما به گذشته برگردیم، تا قبل از این‌که خاندان رومانوفها روی کار بیایند، آن‌جا روسیه حضور نداشته و تقریبا می‌شود گفت دریا یک دریای ایرانی در قرن شانزدهم بوده که صفویه در ایران روی کار آمد، روس‌ها هم آرام آرام آمدند پایین تا به آستاراخان و اول خانات قازان را گرفتند، بعد در دوره ایوان مخوف آمدند آستاراخان را گرفتند و بعد رسیدند کنار دریا. بعد از دوره آغاز قرن هجدهم این‌ها شروع می‌کنند به ساختن استحکامات در آن‌جا و حضور پیدا می‌کنند. حالا ۱۸۲۸ معاهده ترکمانچای می‌گوید هر دو کشور بالسویه می‌توانند استفاده کنند.در سال ۱۹۲۱ که بعد از انقلاب بالشویکی، بین ایران، رضاشاه و روسیه شوروی، نه خود شوروی- هنوز اتحادیه جماهیر سوسیالیستی در سال ۱۹۲۱ شکل نگرفته بود- بین ایران و فدراسیون روسیه شوروی یک معاهده مودت امضا می‌شود و می‌گوید کماکان همانطور که در معاهده قبلی هم گفته شده (۱۸۲۸)، دو کشور می‌توانند بالسویه از این دریا استفاده کنند و بروند و بیایند و به‌جز این دو کشور هیچ کشور دیگری نمی‌تواند بیاید. هیچ کجا نگفته که دریا، دریای مشترک بینابین است و سهمی تعریف نکرده است. حالا برمی‌گردیم به این‌که در ۱۹۴۰ هم که در دوره استالین یک قراردادی امضا می‌شود به نام کشتیرانی، در آن‌جا هم می‌گوید بالسویه می‌توانند استفاده کنند.

هیچ جا قید نشده با هم شریک هستند، مشاع هم قید نشده، بلکه تأکید شده “استفاده بالسویه”، یعنی هر دو به‌طور مساوی می‌توانند استفاده و کسی جلوی استفاده این‌ها را نمی‌تواند بگیرد، ولی این‌که حق‌السهم هر کدام چقدر است، اصلا معین نیست. بعضی‌ها شاید تفسیر می‌کنند که بالسویه یعنی نصف به نصف، آن وقت می‌شد بالمناصفه، نصف کنند یا هر چیز٫ مشکل ما از این‌جا پیش می‌آید که بعد از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی، کشورهایی مثل آذربایجان و ترکمنستان در دریا شروع می‌کنند به فعالیت اقتصادی انجام دادن.در ۱۹۹۵ جمهوری آذربایجان یک قرارداد بزرگ قرن امضا می‌کند که کشورهای مختلفی می‌آیند در آن‌جا و در آن قرارداد برای اکتشافات نفتی شکل می گیرد. ایران هم شرکت می‌کند و پنج درصد سهم می‌گیرد. یعنی ایران خودش اشتباهی که می‌کند در این‌جا، این است که قبل از آن می‌گفته که هر نوع استفاده از بستر دریا، اکتشافات، منوط به رژیم حقوقی جدید دریای خزر است و تا قبل از تصویب تدوین یک رژیم حقوقی جدید، قراردادهای ۱۹۲۱ سر جای خودش باقی است و شما حق ندارید بهره‌برداری کنید، ولی در عین حال وارد می‌شود و سهام می‌خرد، یعنی در حقیقت آن‌ها ایران را وارد بازی می‌کنند که تو قبول کردی که ما این‌جا فعالیت‌های اقتصادی انجام دهیم و ایران در واقع حرف خودش را نقض می کند و در مرحله بعدی ایران را بیرون می‌کنند؛ سهمش را از او می‌گیرند و دیگر آن‌جا سهم ندارد، حیدر علی‌اف آن را می‌گیرد و به ترک‌ها می‌دهد. بنابراین اختلاف‌هایی بر سر بهره‌برداری پیش می‌آید؛ ایران می‌گوید اگر این کشورها معاهده قبلی را به‌عنوان کشورهایی که از اتحادیه شوروی جدا شدند، قبول ندارند، ما هم می‌گوییم دریا نصف به نصف است، چون از ابتدا بین ایران و روسیه بوده و حالا که شوروی دیگر نیست و روسیه آمده است و اختلافات بین خودشان یعنی همان چهار کشور است. بنابراین همان دعوای نصفش برای ما است و نصفش برای آن‌ها. باز هم سر جای خودش باقی است، این‌ها از دل آن کشور آمدند بیرون، ولی این را کسی نمی‌پذیرد.

در نهایت نماینده ویژه ایران در دریای خزر اعلام می‌کند که اگر ما نتوانیم به توافق برسیم، چون پنج تا کشور هستیم، سهم ما از دریا، اگر معاهدات جدیدی امضا نکنیم، ۲۰ درصد است؛ یعنی پنج کشور هستیم، هر کدام ۲۰ درصد سهم می‌گیریم. و روی همین ادعای خودمان باقی می‌مانیم. متعاقباً بحث و بررسی‌های زیاد در این سال‌ها، شروع شد؛ سال‌هایی که دائما گروه‌های کارشناسی، معاونان و وزرای خارجه می‌نشینند و صحبت می‌کنند؛ چهار اجلاس برگزار شد. اجلاس سران، پنجمین اجلاس بوده که در قزاقستان در ماه اوت برگزار شد و به تصویب کنوانسیون دریای خزر منجر شد؛ همه مسائلی که مورد اختلاف بوده، بر اساس آن‌چه که در موضع وزارت خارجه است، مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت همه آن چیزی که مورد اختلاف بوده جمع کردند و کنوانسیونی راجع به این مسائل تصویب کردند، در مرحله بعد مسئله تهدید حدود و خط مبدأ و زیر بستر که چگونه بهره‌برداری شود، مطرح می شود، چون اختلاف‌برانگیز است،البته اختلاف‌برانگیز نیست، موارد متعددی از مباحثات را باید کارشناسی داشته باشد. این را ما در سایه آن قرار ندهیم که همه با هم تصویب شود. بنابراین یک مبحثی است که چگونگی بهره‌برداری از آبزیان است، محیط زیست است، حمل و نقل است، خط لوله است و خیلی چیزهای دیگر و این کنوانسیونی که الان امضا شده، خیلی جامع‌الاطراف است و همین که گروه‌های کارشناسی، معاونان و وزرای خارجه و خود وزارت خارجه توانسته‌اند به این تفاهم برسند و یک چیزی را امضا کنند، به نظر من خیلی گام مثبتی بوده که تا به این‌جا رسانده‌اند.

- دلیل ورود رسانه‌ها به این شکل چه بوده است؟ چرا این همه بحث سر این موضوع شکل گرفته است؟

* در این شرایط تعداد زیادی از رسانه‌ها در شبکه‌های اجتماعی نخوانده و ندانسته وارد مباحث حقوقی شدند، یک عده ایرادهایی ممکن است، وارد بگیرند و یک عده ایرادهای غیروارد. ایرادهای غیروارد این است که این مبحث طولانی یک مسئله حقوق بین‌الملل است، راجع به دریاها هم است، راجع به نقشه‌کشی است، آب‌شناسی است، اقیانوس‌شناسی است، حقوقی است، سیاسی است، امنیتی است، محیط زیستی است؛ این‌ها که هر یک نفر که راجع به این‌ها صحبت می‌کند که نمی‌تواند راجع به این‌ها تخصص داشته باشد. گروه‌های تخصصی نشسته‌اند و پنج تا کشور، پنج تا دیدگاه را به هم نزدیک‌کرده اند، این خودش کار خیلی بزرگی است. به نظر من می‌رسد اگر منصفانه نگاه کنیم، باید به این تیم وزارت خارجه و آقای رئیس جمهوری باید تبریک بگوییم که لااقل تا این‌جا توانسته‌اند پیش ببرند و از حقوق ملت ایران دفاع کرده‌اند و به‌جز آن‌ها چه کسی می‌توانسته بیاید؟وقتی که رئیس جمهوری به‌عنوان یک نماینده کشور که بالاترین مقام بعد از مقام معظم رهبری است دارد امضا می‌کند، این یعنی نادانسته امضا می‌کند؟ وزیر خارجه آن‌جا است. و بعد جالب این‌که همین تیمی که توانستند در وزارت امور خارجه، یعنی دستگاه دیپلماسی ما، نه فقط وزارت خارجه، پیچیده‌ترین مسئله حقوقی ایران را با شورای امنیت، با کشورهای ۱+۵ امضا کنند و یا به پیروزی برسند که شورای امنیت ایران را از ماده ۷ خارج کند، از خطر حمله نظامی خارج کند و خود آن تبدیل شده به یک رویه‌ای در حقوق بین‌الملل که چگونه مذاکره کنند، شاید بعدا در دانشگاه‌ها و در رشته‌های حقوق درس بدهند. آیا ما تیم از این قوی‌تر داشتیم؟ گر تو بهتر می‌زنی، بستان بزن. آن وقت ما از کار بر چه اساسی ایراد می‌گیریم؟ شاید خیلی از کسانی که ایراد می‌گیرند، مفاد کنوانسیون را هم به درستی نخوانده‌اند. بله، یک نکاتی ممکن است ایجاد سلیقه و بیشتر از روی سلیقه باشد، نه روی اصول، برای این‌که هر آن‌چه که در حقیقت مباحث حقوقی نظامی، سیاسی، امنیتی و دریایی بوده، تیم جمع بوده و چند سال زحمت کشیده‌اند. آن وقت ما بیاییم و بگوییم نه، این چیزی که تو می‌گویی، درست نیست.من حرفم این است که آیا در زمینه دیگر مسائل دیگر مثل فیزیک، مثل فیزیک هسته‌ای، مثل اتم، هوافضا، یا شیمی یا داروسازی یا چیزهای دیگر، چرا مردم اظهارنظر نمی‌کنند؟ فقط سیاست است که اظهارنظر می‌کنند؟ سیاست هم برای خودش علم است، حقوق بین‌الملل برای خودش رشته علمی است و در دانشگاه‌ها تا درس می‌دهند. آیا هر روزنامه‌نگاری به خاطر این‌که فقط احساس خودش را بگوید، آن وقت می‌تواند یک دولت را زیر سوال ببرد و نماینده دولتی که رفته‌اند و امضا کرده‌اند این کنوانسیون را؟

و بعد گفته شده که اگر ایرادی باشد، بر یک اساسی که مورد قبول باشد، می‌توانند به صورت پروتکل‌های الحاقی به آن مترتب شود و بین دیگر اعضا تقسیم شود و بعد راجع به آن بحث کنند. و بعد جالب اینجاست که در این کنوانسیون، وزارت خارجه، وزیر امور خارجه، هم توضیح داده و گفته ما راجع به تهدید حدود هنوز کار نکردیم، ما راجع به خط مبدأ، تقسیم بستر و زیر بستر کار نکردیم و مردم می‌گویند شما فروختید. این تهمت خیلی بزرگ و ناروایی است، ‌این پیگیری قانونی دارد.اگر وزارت امور خارجه از سوی دولت به کسانی که گفته‌اند رفته‌اند و حقوق ایران را فروخته‌اند در دریای خزر، می‌توانند پیگیری حقوقی، قانونی و قضایی کنند. بنابراین نادانسته این حرف‌ها را مطرح می‌کنند و در داخل کشور یک جو ناجوری را به وجود می‌آورند که به نظر من می‌رسد در شرایط کنونی که ایران توسط آمریکا و متحدانش مورد هجمه بین‌المللی قرار می‌گیرد، ما باید در ایران ید واحد باشیم و به فرموده امام راحل، در حقیقت وحدت کلمه داشته باشیم. این وحدت کلمه ما را در عرصه بین‌الملل می‌بینند در داخل وقتی ما راجع به مسائل بیرونی هستیم، خیلی استقبال خواهند کرد. یک مثال خیلی خوبی هست که مقام رهبری هم می‌گوید. می‌گویند که ما دو تا تیم داریم؛ تیم استقلال و تیم پرسپولیس٫ این دو در داخل با هم رقیب هستند و با هم دعوا می‌کنند و هر کدام می‌خواهد از دیگری ببرد، ولی وقتی که می‌روند در تیم ملی، هر دو در کنار هم قرار می‌گیرند و با هم بازی می‌کنند. ما در دریای خزر تیم ملی داریم، این تیم ملی در داخل اختلافاتی با هم داریم، ولی آن‌جا رفته تیم ملی ما برنده شده، مساوی کرده، هرچه کرده، نتایجی را به دست آورده، از این منظر نباید این را بگویند.

- چرا در هر مسئله ای بسیار ساده گفته می شود ترکمنچای دیگری بسته شده است؟ آیا ما در وضعیت ضعف شدیدی هستیم؟

این‌که یک اصطلاحی بین مردم است؛ وقتی می‌گویند حقوق کسی تضییع شده، یا در یک قراردادی حقوق کسی تضییع شده ، می‌گویند ترکمنچای است، معاهده ترکمنچای است. باید ما مطالعه کنیم، اگر مطالعه تاریخی داشته باشیم، در دوره‌ای که معاهده ترکمنچای امضا شده بود، روس‌ها داخل خاک ایران شده بودند و لشکر کشیده بودند و ایران را شکست داده بودند که علت‌های زیادی دارد. آمده بودند تا شهر میانه؛ یعنی داخل آذربایجان شرقی شدند و داشتند می‌آمدند به سمت زنجان و پیشروی می‌کردند و می‌گفتند می‌آییم تا تهران. بعد گفتند بنشینیم معاهده صلح امضا کنیم. در آن‌جا معاهده صلح امضا کردند و گفتند حدود ما رودخانه ارس شود؛ برگردید شما به سمت قبلی. آن موقع ایران یک دولت ضعیفی بوده؛ ایران ارتش نداشته، ارتش آن یونیفرم نداشته، در مقابلش ارتش امپراتوری روسیه بوده؛ اگر این در سال ۱۸۲۸ امضا شده، در نظر بگیرید که در سال ۱۸۱۲ روسیه امپراتوری فرانسه (ناپلئون) را شکست داده بوده، قبل از آن با سوئد جنگ کرده بوده، جنگ‌های زیادی کرده بوده و یک کشور قدرتمند، امپراتوری مقتدر دارد با ما جنگ می‌‌کند که ما سرباز نداشتیم و ارتشی به این صورت نداشتیم.

حالا آن‌ها مقایسه می‌کنند با ایران امروز٫ ایران امروز برای خودش قدرت مقتدر منطقه‌ای است. آمریکا نتوانسته به ایران حمله کند، با این‌که خیلی علاقمند بود به ایران حمله کند. برای این‌که ارتش قدرتمندی دارد، نیروهای مسلح قدرتمندی دارد، در پیرامون خودش قوی‌ترین است. شما این را مقایسه می‌کنید با ایران عهد قاجار و بعد روسیه را هم با امپراتوری روسیه. ایران و روسیه الان با هم دارند مشترکا کار می‌کنند برای رفع فتنه داعش در سوریه. وقتی ایران را در محیط بین‌الملل به بازی می‌گیرند به‌عنوان یک طرفی که با تروریسم بین‌الملل مبارزه می‌کند، شما به این می‌گویید قاجاریه؟ شما می‌گویید ترکمنچای؟ اصلا کسی معنای ترکمنچای را می‌داند که این حرف را می‌زند؟ این به نظر من وهن حکومت جمهوری اسلامی ایران است که یک عده‌ای دارند این حرف را می‌زنند و نمی‌دانند.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ