یادداشت
چرا سکوت و تماشا؟
فتح الله آملی
ازجمله سوالاتی که اینروزها به کرات از طرف مردم شنیده می‌شود این است که چرا مقامات کاری نمی‌کنند؟ انگار نه انگار که مردم با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند. بسیاری از مسئولان محترم بدون توجه به این مشکلات انگار دغدغه‌های دیگری دارند. سخنرانی می‌کنند. برای افتتاح این پروژه و آن پروژه می‌روند و حتی در «چهره‌ها»ی آنان هم اندوهی دیده نمی‌شود. مثل گذشته لبخند می‌زنند و روبان پاره می‌کنند. حتی در «مصاحبه‌ها»یشان همدردی و یا عذرخواهی دیده نمی‌شود؟ نهایت کاری که صورت می‌دهند این است که همه چیز را به آینده وعده می‌دهند و از همه انتظار صبر دارند. حتی بسیاری از نمایندگان مجلس هم به جای آنکه راه‌حلی پیش پای مردم بگذارند و یا اقدام عملی صورت دهند فقط سخنرانی‌های تند می‌کنند و البته یکی دوبار هم جلسه استیضاح داشتند اما آنها هم بیشتر به دنبال دغدغه‌های دیگری هستند وگرنه در سال حمایت از تولید ملّی و در میانه اینهمه مشکلات و مصائبی که اینروزها وجود دارد و همه از نمایندگانشان انتظار توجه به این موارد و رفع دغدغه‌های مردم را دارند و با وجود تجربه تلخی که کشور از عملکرد مناطق آزاد داشت، بعضی‌ها دهها منطقه آزاد و تجاری دیگر را به تصویب نمی‌رساندند تا گلوی تولید‌ ملی بیشتر از این تنگ شود و نفس آن به شماره افتد. تا جایی که عده‌ای به طنز بگویند انگار فقط تهران مانده است که منطقه آزاد نشده و گرنه کل کشور را منطقه آزاد و ویژه کرده‌اند!

این مطالبه که چرا مسئولین کاری نمی‌کنند البته بدین‌معنی نیست که واقعاً آنها در این روزها هیچ‌کاری نمی‌کنند و مثلاً به استراحت و تفریح مشغول شده‌اند بلکه مقصود آن است که مردم در عمل اقدامات ملموس و نتیجه‌بخشی را که نشان بدهد مقامات و مسئولان حکومت قدرت تحلیل درست بحرانها و راه برون‌رفت از آنرا دارند، به چشم نمی‌بینند. نه‌ تنها در دولت و یا مجلس، حتی انگار توسط قوه قضائیه که اختیارات ویژه‌ای از رهبری برای اعمال قاطعیت بیشتر و مقابله جدی‌تر گرفته است که بادانه‌درشت‌ها با قاطعیت و فوریّت تمام برخورد کند تاکنون بروندادِ عملی دندان‌گیری که به امید و آرامش جامعه کمک کند صورت نگرفته است. حتی پخش تلویزیونی محاکمات که می‌توانست وسیعتر و با مدّت زمان بیشتر باشد محدود به فیلم‌های کوتاه خبری با چهره‌های شطرنجی متهمان و اکثراً تنها با صدای مجری اخبار است. و گمان مردم این است که در عمل در مقابله با شرایط بحرانی و سختی که مردم در حال تجربه‌کردن هستند حداکثر در حد گفتار درمانی اقداماتی صورت می‌گیرد که البته دوصد گفته چون نیم کردار نیست و کاملا پیداست که البته اگر خدای ناکرده جامعه‌ای از مسئولان و حاکمانش قطع اعتماد و امید بکند لاجرم خود به فکر می‌افتد که کاری بکند. و به همین خاطر است که هر کاری که دولت می‌کند بازهم قیمت دلار و سکه پائین نمی‌آید. و شوربختانه بی‌‌هیچ دلیل روشنی و بدون آنکه جنگ و قحطی و زلزله‌ای اتفاق افتاده باشد عده‌ای به خرید هرچیزی که حتی نیاز چندماه بعدشان هم نیست روی آورده‌اند‌ و گروهی هم خانه‌هایشان را به انبار سکه و طلا و ارز و مواد غذایی و مصرفی و دستمال کاغذی و پوشک و نخود و لوبیا تبدیل کرده‌اند. در شگفت می‌مانی از این حرکت شبیه به حرص‌ و احتکار غیرعقلایی هر چیزی که هیچ نسبتی با مردم متمدن و با فرهنگ و صبور و مقاوم ایران ندارد.

نکته اساسی و مهم این است که اعتماد مردم کمرنگ شده و امید آنان به کار آمدی مسئولان برای حل مشکلات ملک و ملت آسیب دیده است و اگر این روند استمرار پیدا کند راه برون رفت از این وضعیت و ایجاد آرامش در جامعه هر روز که می‌گذرد سخت‌تر می‌شود.

سوال و مطالبه اصلی مردم این روزها این است که مسئولان چرا کاری نمی‌کنند؟ و چرا دیگر حتی در حرفها و سخنرانیهایشان هم از دغدغه‌های آنان سخنی به میان نمی‌آورند؟ چرا بسیاری از آنان روزه سکوت گرفته‌اند و با مردم از برنامه‌هایی که برای آینده دارند حرف نمی‌زنند؟ اگر عده‌ای از مردم نومید شده‌اند آنان حق نومیدی ندارند و اگر چنین هستند و برنامه‌ای ندارند چرا هنوز بر سر پستهای خود هستند و پشت میزهایشان نشسته‌اند؟

مردم چشم امید به اقدامات آنان بسته‌اند و از آنان انتظار اقدام و عمل دارند. آنان به چه امیدی به تماشا نشسته‌اند؟

مردم صبور، ایثارگر و مقاوم و متمدن و بافرهنگ کشور را دست کم نگیریم. اگر با آنها صادقانه رفتار کنیم و از ما صداقت و درستی و عمل صادقانه و بی‌تظاهر و ریا ببینند تمام قد به صحنه می‌آیند و اگر این سرمایه اجتماعی را به خود جلب کنیم هر سدی را از پیش روی بر می‌داریم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ