یادداشت
چرا اجازه داده‌ایم؟
فتح الله آملی
ـ در سال ۶۵ که کسی به فکر خرید باغ یا ویلا نبود، من همین ویلای لواسان خودم را صد‌هزار‌تومان خریدم اما حالا صد میلیارد تومان می‌ارزد… از ابتدا هر چه درمی‌آوردم را صرف خرید زمین و باغ و ملک می‌کردم. در سال ۸۰ زمین بزرگی را در تهران به متراژ ۲۰۰ هکتار به قیمت دو‌میلیارد‌تومان خریدم. حالا قیمت آن نجومی شده است. اینکه ملک من اینهمه بالا رفته تقصیر من است یا دزدی من؟…

ـ من رانت‌خوار نبوده و نیستم. اگر کسی بتواند یک مدرک بیاورد که ارز رانتی گرفته‌ام یا از نهاد‌ها و بنیادها و یا دولت امتیاز خاصی به من داده شده یا از طریق دلالی به‌جایی رسیده‌ام یک بنز آخرین مدل به او جایزه می‌دهم…

ـ اتفاقاً عشق و علاقه‌ام دو چیز است. تولید و ورزش. گرچه از تولید به ثروت و ملک نرسیده‌ام بلکه پول ملک را صرف تولید کرده‌ام و حالا هم بیش از ده هزار نفر در کارخانه‌های من کار می‌کنند…

ـ بدهکار بانکی رانت خوار نیست مگر آنکه وام را ازطریق رابطه یا رانت گرفته باشد و آن را در جای دیگری هزینه کرده باشد من یک صنعتگرم اما صنعت در کشور متولی ندارد و کسی به آن کمک نمی‌کند و همه هم حاضر نیستند ملک و املاک بفروشند تا کارخانه را سرپا نگه‌دارند…

آنچه که در بالا خواندید بخش‌هایی از یک گفتگوی مفصل با یکی از سرمایه‌داران مشهور و از جمله کسانی است که نامش به عنوان یکی از بدهکاران بزرگ بانکی مطرح بوده و حال هم در بازداشت به سر می‌برد اما معتقد است که بدهکاری‌اش در رابطه با کارخانه‌هایش بوده و نه سوء استفاده‌اش… او در همین مصاحبه‌ البته حرف‌های عجیب و البته قابل تأملی هم می‌زند که یکی از آنها این است: با مسئولانی که ما داریم نیازی به کارشکنی ترامپ و جنگ و تحریم نیست… که حرف خیلی‌هاست و گرنه چطور می‌شود در عرض سی سال کارخانه‌های بزرگی مثل ارج و هپکو و آزمایش و… کارشان به ورشکستگی بکشد و در چنین اقتصادی قیمت یک باغ صد هزار تومانی به صد میلیارد برسد! حتی اگر این اظهار نظر را اغراق‌آمیز بدانیم وحتی اگر ده برابر از دامنه این اغراق کم کنیم تفاوت صد هزار تومان تا ده میلیارد تومان آنقدر بزرگ است که باور کنیم سرمایه‌گذاری در تولید این مملکت چرا این همه پر ریسک و کم اقبال بوده و سرمایه‌گذاری در زمین و مسکن چرا اینقدر پرطرفدار که ۵ر۲ میلیون واحد مسکونی خالی روی دست کشور گذاشته و در این مملکت همه را به سمت ساخت مجتمع‌های تجاری و لوکس کشانده و این‌همه «مال» که اکثراً محّل عرضه مارکها و برندهای خارجی و واردات است در شهرهای بزرگ اینجا و آنجا سربرآورده و چنین نمایش تلخی از فاصله‌های طبقاتی را ایجاد کرده است.

در این مقال هرگز قصد دفاع از یک بدهکار بانکی و یا تأیید اظهاراتش در میان نیست. قضاوت در مورد راستی‌آزمایی ادعاهای ایشان هم با قوه قضائیه است امّا اگر می‌خواهیم بدانیم که چرا اقتصاد تولید به این حال و روز افتاده است بخشی از این اظهارات یا اعترافات بسیار مددرسان است. اینکه چرا در طی این سالها اجازه دادیم در بخشهای غیرمولد اقتصادی چنین ارزش افزوده حیرت‌انگیزی بدون پرداخت حتی درصدی از مالیات حقه و تعدیل‌کننده ثروت ایجاد شود و در بخشهای موّلد و اشتغالزای اقتصاد چنان موانع و سدهای زحمت‌‌زایی به وجود آورده‌ایم که حرکت سرمایه حتی با داشتن نیّت‌های خیر و خداپسندانه صاحبان آن، برای ورود به آن هزار ترس و خطر را پیش‌روی خود تجربه کند؟

نتیجه همین سیاستهای اشتباه موجب آن شده که ایران باوجود داشتن درآمد سرانه‌ای بالاتر از آرژانتین و بلغارستان و مکزیک و آذربایجان و تایلند و حتی چین و برزیل و آفریقای جنوبی و با وجود ایستادن در رده ۶۳ جهان با بیش از ۱۹ هزار دلار درآمد سرانه در سال

(براساس آمار دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد) بعّلت وجود فاصله طبقاتی فراوان و توزیع نامناسب ثروت و عدم سیستم مالیاتی کارآمد و فضای نامناسب کسب و کار و وجود رانت و فساد و سیاست‌های غلط اقتصادی و مشکل اشتغال و تولید و تورّم، به چنین مرزی از آسیب‌پذیری تحریمی دچار شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ