انزوای آمریکا، نتیجه کاربرد دوگانه تحریم و تعرفه
 

پافشاری «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری ایالات متحده برای نافرجام گذاشتن برجام به شکل گیری اجماعی جهانی علیه سیاست‌های کاخ سفید انجامیده که با اعمال سیاست‌های تعرفه‌ای اخیرش، خطر انزوای آمریکا جدی به نظر می رسد. به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، نزدیک به دو سال از ورود ترامپ به کاخ سفید می گذرد و در این مدت از نزدیکترین همپیمانان همچون کانادا تا دورترین کشورهای شرق دور مانند چین از گزند وی در امان نمانده اند. از طرفی نادیده انگاری عرف و هنجارهای بین المللی از سوی چهل وپنجمین رئیس جمهوری ایالات متحده، این کشور را به بازیگر تعهدگریز و قانونشکن نظام بین الملل مبدل ساخته که گریزی از تقابل با آن نیست. دولت ترامپ در این مدت از پیمان‌های مهم جهانی از قبیل پاریس، برجام، تجارت آزاد ترانس پاسیفیک، پیمان جهانی مهاجرت خارج شده و با بی‌اعتنایی به سازمان‌های اثرگذار بین‌المللی دستور خروج آمریکا را از سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) و شورای حقوق بشر سازمان ملل صادر کرده است. جرقه آغاز تقابل بین المللی با سیاست‌های کاخ سفید از همان روزهای نخست تکیه ترامپ بر مسند رئیس جمهوری و مقابله اش با برجام، زده شد. فشارهای بازیگران مختلف جهان بر آمریکا باعث شد تا وی دست کم سه بار به تمدید توافق هسته‌ای اقدام کند. پس از سرباز زدن وی از امضای تمدید تعلیق تحریم‌ها برای چهارمین بار، آمریکا متحدان دیرینه خود را در مقابل خود یافت؛ اختلاف دیدگاهی که تاکنون نیز تداوم یافته است. به رغم تمایل و اراده جهانی به حفظ و ادامه اجرای برجام اما مقامات آمریکا گویا هنوز تحریم ایران را کارآمدترین ابزار موجود برای تحقق رویای خود می دانند. چند روز پیش رسانه‌های جهان از تشکیل «گروه اقدام ایران» در وزارت امور خارجه آمریکا به ریاست «برایان هوک» خبر دادند. ضمن این که آمریکا نیمه مردادماه مرحله نخست تحریم‌ها را علیه ایران به اجرا درآورد و دور دوم آن به نیمه آبان ماه موکول شده است. اینک برخی خبرها از برنامه‌های تازه کاخ سفید برای فشار بر ایران حکایت می‌کنند که «فواد ایزدی» کاشناس مسائل آمریکا با اشاره به سخنان «وودی جانسون» سفیر آمریکا در لندن مبنی بر درخواست از انگلستان برای حمایت از تحریم‌‌ها علیه ایران گفت: این ماموریت تمام سفرای واشنگتن در کشور‌های دیگر است که تلاش کنند ارتباط دولت‌‌ها و یا شرکت‌هایی که با ایران تعامل دارند را قطع کنند و در نهایت موضوع مهم این است که ما بتوانیم سیاست‌هایمان را با توجه به شناختی که از این دولت‌ها داریم اعمال کنیم تا دچار خسارت و صدمه نشویم، چرا که به طور کلی سفرای آمریکا دست از تلاش برای اقناع دولت‌های اروپایی برای ترک گفت و گو با ایران بر نخواهند داشت. با نگاهی گذرا به موضع گیری‌های مختلف مقامات آمریکایی آشکارا مشخص می شود که این کشور «تحریم» را به عنوان یگانه راه مقابله با ایران برگزیده است. از این رو بود که رهبری و رئیس جمهوری کشورمان در روزهای اخیر احتمال جنگ آمریکا علیه ایران را رد کرده و در مورد برنامه‌ها و تبلیغات روانی این کشور سخن گفتند. چندی پیش نیز «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان در گفت وگوی اختصاصی با «سی.ان.ان» با بیان اینکه آمریکا به تحریم‌‌های ضدایرانی اعتیاد دارد و باید از خواب ناز بیدار شود، گفت: ما احساس می‌کردیم که آمریکا، حداقل در برابر ایران، دریافته است که تحریم‌ها می‌توانند دشواری‌های اقتصادی ایجاد کنند اما نمی‌توانند از طریق آنها به خواسته‌های سیاسی که مدنظر دارند، دست یابند. من گمان می‌کردم که آمریکایی‌ها از این مسئله آگاهند اما در اشتباه بودم. بنابراین پافشاری‌های آمریکا علیه ایران و توافق هسته‌ای نه تنها به پیروی دیگر اعضای برجام از سیاست‌های واشنگتن منجر نشده که اراده آنها را در نجات برجام تقویت کرده است. برجام برای دو عضو آسیایی و سه کشور اروپایی از آن جهت حائز اهمیت است تا نشان دهند خواست و سلیقه سیاسی سران واشنگتن نمی تواند و نباید بر دیگر بازیگران بزرگ بین‌المللی تحمیل شود. از این رو است که تروئیکای اروپا در صف نخست مقابله با آمریکا ایستاده و با راهکارهایی چون اجرایی‌سازی مقررات مسدودکننده، مجوز بانک سرمایه‌ گذاری اروپا و تشویق شرکت‌های متوسط و کوچک برای همکاری با تهران، پروژه نجات برجام را پیگیری می کنند و سعی در خنثی‌سازی توطئه‌های آمریکا دارند. افزون بر نگاه همسوی گروه ۱+۴ در خصوص اهمیت مواجهه با آمریکا، جنگ تعرفه‌ای که ترامپ در ماه‌های گذشته علیه شرکای خود به راه انداخته بیش از پیش قدرت‌های بزرگ را به یکدیگر نزدیک ساخته و در اندیشه اقدام متقابل علیه کاخ سفید فرو برده است؛ موضوعی که در نشست وزرای خارجه همکاری آسیای شرقی در سنگاپور مورد توجه و گفت وگوی «وانگ یی» وزیر امور خارجه چین و «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا قرار گرفت. در مجموع جنگ تعرفه ای ترامپ که شرکای راهبردی و غیر راهبردی آمریکا را هدف قرار داده، از سوی آنان بی‌پاسخ نخواهد ماند همانطور که تا کنون کشورهای اروپایی، چین، کانادا، ترکیه، مکزیک و روسیه و غیره هر کدام به نوعی به تقابل با سیاست‌های کاخ سفید پرداخته اند که تداوم آن به اجماع جهانی علیه آمریکا و در نتیجه انزوای این کشور منجر خواهد شد.

تقابل تهران و واشنگتن برای چین چه مفهومی دارد

زمانی که آمریکا برخلاف انتظارات دیرپا و جاافتاده عمل می‌کند و خود را از جایگاه خودخوانده رهبری بین المللی کنار می کشد، چین می تواند برای ورود فرصت طلبانه به صحنه یا کنار ماندن از آن تصمیم گیری کند.«جارت بلانک» تحلیلگر موسسه «کارنگی» بررسی را درباره سیاست‌های یک سال و نیم گذشته کاخ سفید به ویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران و رویکردهای پکن در این زمینه صورت داده است. به نوشته وی، سیاست خارجی آشفته دولت «دونالد ترامپ» مجموعه ای از فرصت‌ها را برای پکن فراهم کرده است. زمانی که آمریکا برخلاف چشمداشت‌های دیرپا و جا افتاده عمل می کند و خود را از جایگاه رهبری بین المللی کنار می کشد چین می تواند برای ورود فرصت طلبانه به صحنه و یا کنار ماندن از آن تصمیم گیری کند. مسائلی مانند تحولات کره شمالی که چین مشارکت گسترده در آن دارد اندک است. این کشور حتی در رابطه با دوست همیشگی خود یعنی پاکستان نیز می تواند از مسائل مشکل آفرین خود را دور نگه دارد. ایران همسایه چین نیست اما پکن بی تردید بخشی از چالش امنیتی ایران به شمار می رود. همانند یک قدرت بزرگ قدیمی، انفعال چین در برابر ایران هم یک اقدام و هم یک تصمیم سیاسی خواهد بود.

حضور چین برای رسیدن به توافق هسته ای با ایران ضروری بود. نخست، چینی‌ها در اعمال فشار بر تهران (علی رغم برخی بی میلی‌ها) یک شریک واقعی بودند. پکن از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ میلادی به شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران رای مثبت داد و زمانی که آمریکا تحریم‌های شدید خود را افزایش داد واردات نفت چین از ایران در سال‌های ۲۰۱۳-۲۰۱۲ میلادی یش از ۲۰ درصد کاهش یافت. همکاری چین به عنوان بزرگترین خریداران نفت ایران در این زمینه مهم و اساسی بود. در آن زمان حضور چین برای دستیابی به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) حیاتی بود. اکنون چین پس از خروج آمریکا از برجام باز هم در جایگاهی قرار دارد که می تواند بقایای این توافق را حفظ کند. پرسش اینجا است که چگونه؟

نخست، چین باید به اروپا و روسیه ملحق شده و نشان بدهد که برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی این واشنگتن و نه تهران است که در انزوا قرار دارد. دوم، چین باید در زمینه پروژه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای به یک همکاری پایدار با ایران برسد. چین برای تبدیل شدن به شریک اصلی ایران در بازسازی راکتور آب سنگین اراک محتاطانه عمل کرده و نخواسته از آمریکا سبقت بگیرد اما اکنون باید از یک ائتلاف پیچیده تر، امتیاز سیاسی لازم را نصیب خود کند. ادامه مذاکرات پیرامون راکتورهای برق و همکاری در زمینه مسائل علمی یا قانونی نیز مهم است. هرگونه همکاری هسته ای و فراهم کردن امکان بهره مندی ایران از منافع برجام به معنای رویارویی با خطر تحریم آمریکا و مشکلاتی است که این تحریم‌ها می توانند برای اهداف تجارت هسته ای چین به دنبال داشته باشند. این مسائل برای ایران نیز مفاهیم و تبعات سیاسی و فنی به دنبال دارد. دشوارترین و مهم ترین چالش پیش روی چین بازگشتن از موضع سال‌های ۲۰۱۳-۲۰۱۲ خود در زمینه خریداری نفت است. متحدان و اقتصادهای نزدیک به آمریکا قصد دارند واردات نفت از ایران را تا حدی کاهش دهند تا اقتصاد آن را به رکود بکشانند و به خروج از برجام وادار کنند، مگر این که چین برای جبران کاهش فروش حاصل از تحریم‌ها، واردات نفت خود از ایران را افزایش بدهد. این امکان پذیر است اما با این کار روابط چین با آمریکا به بن بست می رسد و تبعات اقتصادی و سیاسی به دنبال خواهد داشت. چین یا برجام را نجات می دهد یا خیر اما نمی تواند از پذیرش مسئولیت انتخاب خود شانه خالی کند. بدیهی است که چگونگی رویارویی پکن با این چالش برای نظام بین المللی منع گسترش تسلیحات هسته ای و برای ثبات خاورمیانه بسیار مهم است، اما برای ناظران چین هم آموزنده خواهد بود؛ آنهایی که منتظرند ببینند پکن زمانی که بخشی از یک مساله است و نه دور از آن، با یک مشکل سیاسی دور از خانه چگونه دست و پنجه نرم می کند.

در این حال،تشکیل «کارگروه اقدام ایران» تازه ترین چاره جویی دستگاه سیاست خارجی ترامپ به منظور تقویت روندهایی است که در جهت اعمال فشار مضاعف بر تهران به راه افتاده اما در عوض، شکاف میان آمریکا با اروپا و دیگر شرکای تجاری ایران را تشدید کرده است.وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد کارگروهی ویژه را برای پرداختن به مسایل مربوط به ایران تشکیل داده است. به گفته «مایک پومپئو» وزیر امور خارجه آمریکا، ریاست کارگروه اقدام ایران به «برایان هوک» سپرده شده که تاکنون مسئول سیاستگذاری‌ها در این وزارتخانه بوده است. نکته قابل تامل همزمانی این اقدام با ایام شصت و پنجمین سالگرد کودتای آمریکایی علیه دولت ملی دکتر «محمد مصدق» است.گفته می شود هوک اکنون هدایت این کارگروه را برعهده گرفته تا تعیین و اجرای سیاست‌های کاخ سفید در قبال ایران را به ویژه در زمینه برنامه صلح آمیز هسته ای و خط مشی‌های منطقه ای تهران دنبال کند. وی همچنین تسهیل هماهنگی‌ها با دیگر دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های دولت ایالات متحده را برعهده دارد و به صورت مستقیم به وزیر امورخارجه آمریکا گزارش می دهد. بازبینی در سیاست شکست خورده در همراه سازی کشورهای اروپایی با سیاست‌های خصمانه آمریکا علیه ایران، یکی از مهمترین اهداف ایجاد این دفتر عنوان شده است. روزنامه «ایندیپندنت» در این باره نوشته این کارگروه قرار است ماهیت سیاست‌های آمریکا در مقابل ایران را تعیین کند. با این حال مدیری برای آن انتخاب شده که پیش از این مسئول مذاکرات شکست خورده آمریکا با کشورهای اروپایی برای تغییر بندهایی از برجام بوده است. هوک خود نیز هماهنگی با متحدان واشنگتن به ویژه دولت‌های اروپایی را جهت اجرای تمام و کمال تحریم‌ها علیه تهران مهمترین هدف این کارگروه بیان کرده است. به گفته وی تلاش برای توقف کامل صادرات نفت ایران تا ماه نوامبر (آبان) اولویتی در برنامه‌های گروه جدید به شمار می آید.

تلاشی برای احیای شروط برزمین مانده پومپئو

برخی تحلیلگران تشکیل گروه تازه را ادامه همان فرایندی ارزیابی می کنند که پومپئو پایان اردیبهشت ماه امسال با اعلام شروط دوازده گانه واشنگتن برای ایران آغاز کرده بود. در همین پیوند، وزیر امور خارجه آمریکا با صراحت تشکیل گروه جدید را گامی برای هماهنگی بیشتر در دولت آمریکا و پشتیبانی از راهبرد کاخ سفید توصیف کرد. به گفته پومپئو کارگروه اقدام ایران وظیفه مدیریت، بازبینی و هماهنگی تمامی جوانب فعالیت‌های مربوط به ایران در وزارت امور خارجه را بر عهده دارد. تارنمای شبکه خبری «سی.ان.ان» در تحلیل علت تشکیل این کارگروه به نقل از «مارک دوبوویتز» تحلیلگر ارشد و مدیر اندیشکده «بنیاد دفاع از دموکراسی» آورده است: اینکه پومپئو قابل اعتمادترین مشاور خود را به سمت مدیر کارگروه اقدام ایران منصوب کرده نشانه آن است که ایران یکی از مهمترین اولویت‌ها در سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا است. به این گروه همه اهرم‌های قدرت ملی سپرده شده است تا فشار را بر نظام ایران افزایش دهد. به گفته دوبوویتز قرار است این کارگروه از همه منابع دولت ایالات متحده برای تسلیم جمهوری اسلامی ایران مقابل واشنگتن استفاده کند. در گزارش تارنمای نشریه «پلتیکو» نیز در این زمینه می خوانیم: هوک به صورت مستقیم دوازده شرط پومپئو در مورد ایران را محور فعالیت‌های خود در چارچوب سیاست‌های آمریکا در قبال ایران توصیف کرد. در چارچوب خط مشی‌های اعلامی وزیر امور خارجه آمریکا، این کارگروه بر هماهنگ سازی تلاش‌ها در جهت افزایش فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران تا توقف اقدامات تهران متمرکز می شود.

«فارین پالیسی» هم چنین تحلیل کرده که این کارگروه دفتری مهم در پشت صحنه سیاستگذاری‌های وزارت امور خارجه آمریکا است که به صورت تمام وقت روی موضوع ایران کار می کند. هدف پومپئو و این کارگروه دستیابی به توافقی جدید با ایران است که باعث تغییرات جدی در سیاست‌های تهران در حوزه داخلی و خارجی شود.

هوک و ماموریت جبران ناکامی پیشین

همچنان که اشاره شد هوک پیش از تصدی ریاست این کارگروه نتوانست متحدان واشنگتن را برای همراهی با «دونالد ترامپ» علیه ایران متقاعد کند. به نوشته فارین پالسی، هوک پیش و پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای، رایزنی گسترده ای را با دیگر دولت‌ها به ویژه در اروپا انجام داد. تلاش‌های وی در نهایت به نتیجه ای نرسید و ترامپ هم با خروج از برجام موجب ناخرسندی متحدان واشنگتن شد.

شبکه «ای.بی.سی نیوز» نوشت: یکی از کارویژه‌های تازه ای که به این گروه داده شد آن است که به صورت روزانه پیشرفت سیاست‌های کاخ سفید در مسیر تغییر رفتار ایران را دنبال کند. ناظران سیاست‌های آمریکا اعتقاد دارند این تغییر در ساختار وزارت امور خارجه با هدف تقویت رویکردهای این کشور در مقابل تهران انجام می شود زیرا تاکنون این سیاست‌ها فقط موجب دورتر شدن واشنگتن از متحدان اروپایی شده است. البته خط مشی‌های کاخ سفید (زیر نظر هوک) چندان تاثیری بر سیاست‌های ایران در خاورمیانه هم نداشته است. به نوشته این شبکه خبری، هوک در جمع خبرنگاران اذعان کرده که ایالات متحده تلاش‌های دیپلماتیک نامحدودی را برای خروج از توافق هسته ای انجام داد اما در نهایت با اقدام ترامپ واشنگتن تنها ماند و اکنون به تنهایی افزایش فشار اقتصادی بر ایران را دنبال می‌کند. روزنامه «واشنگن پست» آمریکا در تحلیلی آورده که مخالفت و مقاومت برخی کشورها دربرابر درخواست واشنگتن در زمینه قطع خرید نفت از ایران یکی از دلایل تشکیل این کارگروه به شمار می رود زیرا آن‌ها تلاش ایالات متحده علیه ایران را یکجانبه و به ضرر سیاست خارجی خود ارزیابی می کنند. از دید منتقدان، هوک اعتباری نزد کشورهای اروپایی آلمان، فرانسه و حتی بریتانیا ندارد و از این منظر وی شرکای کاخ سفید را در مذاکرات بر سر خروج از برجام در مقابل واشنگتن متحدتر کرد. ای.بی.سی نیوز افزود: مشکل و نگرانی اصلی اروپایی‌ها با هوک و دولت ترامپ این است که کاخ سفید با وجود تکذیب‌های گوناگون، هنوز به دنبال تضعیف و سرنگونی حکومت ایران است. اعلام تشکیل این کارگروه همزمان با کودتای آمریکایی –انگلیسی ۱۹۵۳ میلادی (۱۳۳۲ خورشیدی) نشانه‌ای از وجود چنین نیّتی (Regime Change) در کاخ سفید ارزیابی می شود. تارنمای شبکه تلویزیونی «الجزیره» نیز در گزارش خود در تحلیل اقدام وزارت امورخارجه آمریکا، هوک را فرد موفقی ندانست و تصریح کرد وی تا به حال در دولت ترامپ نتوانسته امضاکنندگان اروپایی برجام برای تغییر مفاد آن متقاعد کند. از آن زمان دولت آمریکا بر میزان تحریم‌ها و فشار بر ایران افزوده تا مانع پیشرفت سیاست‌های تهران شود. آمریکا به معامله کنندگان با ایران از جمله خریداران نفت هشدار داده است. هوک حتی چند هفته قبل هم به دولت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی اروپا اعلام کرد اگر تحریم‌های ایالات متحده را نادیده بگیرند و نقض کنند، از سوی کاخ سفید مجازات می شوند. به نوشته الجزیره ایران پی در پی هدف ایالات متحده از فشارها را تغییر نظام ایران بیان کرده است. به رغم اینکه کاخ سفید این اتهام را رد می کند اما همزمان با مخالفان نظام ایران و از جمله گروهک منافقین ارتباط نزدیکی برقرار کرده است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ