یادداشت
ایمان و ایثار
سید مسعود رضوی
توازی حقیقت و اخلاق با شور و آداب اجتماعی در ایام محرم ارزشی مضاعف به خود می‌گیرد و در جایی که تاریخ و اسطوره مرزهای یکدیگر را درمی نوردند، انسان‌ها نیز به استقبال سنّت‌ها می‌روند و به مانند ما، شور و غوغایی برپا می‌کنند که گاه صدای آن تا عرش اعظم شنفته می‌شود و گویی می‌پرسد:

چیست این پنهان شده در جان و تن و روح و روان آدمیان، که آتش می‌افروزد و چنان دلها را می‌سوزاند که زمین و زمان سیاه پوش و عزادار می‌شود؟ آیا این شور، تفسیر و تأویلی بر این روایت است: کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا…

عاشورا برای ملت شیعه، یک راه است و اصلا اصطلاح و کلمه شیعه به همین معناست و در مفهوم طریق و معنای طریقت، زاده شده و رشد کرده است. قوام تشیع و دوام آن مرهون ویژگی‌هایی است که در دیگر مذاهب و شرایع و طرایق کمتر دیده می‌شود. به همین دلیل، تپشی در ذات و در درون این مذهب نهفته است که به آن هم کمال می‌بخشد و هم دوام.

استقرار شیعه در عصر صفویه، پس از استمرارش بود و ازین منظر، تاریخ تشیع را باید در دایره‌ای متفاوت و دیگرگونه جست، زیرا همواره در طلب است و سایة حقیقت را بر سر خود احساس می‌کند و در منتهای تاریخ، زندگی و سعادت را دنبال کرده و انتظار می‌کشد.

ماجرای عاشورا و این همه اسماء و صفات که در منبر و مسجد، در تکیه و حسینیه، در نوحه و روضه، در شیون و گریه… بر زبان خلق جاری می‌شود، حاصل همین دوام و قوام است. جایی که تاریخ معنای خود را به آرزوهای بشر بازمی دهد و تذکر و تزکّی، در هم تنیده و جایگزین رسم و روش متعارف و آرامی می‌شود که همه جا مرسوم است و در اینجا و در این روزهای خاص، نیست.

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

رخداد عاشورا و انقلاب سیدالشهداء، قصه نیست و اسطوره نیست و تاریخ نیست و مذهب نیست، ولی این همه هست و در یک عبارت خلاصه می‌شود: ان الحیات عقیده والجهاد… حریت و آزادگی، عشق و بخشش، شرف و شهادت، یکباره در پس حکمت بزرگ زیستن قرار می‌یابد و انسان دوباره به کشف حضور پرمعنای خود نایل می‌شود؛ زهی شادی ناشی از فلاح و رستگاری که در پسِ پردة این غمها نهفته است!

در روزگار میانة اسلامی، اواخر قرن هشتم هجری قمری، صد و‌اند سالی مانده به ظهور شاه اسماعیل صفوی و برپایی نخستین دولت دینی و شیعی، عالم بزرگ و یگانة عرفان و دین، سید حیدر آملی، نظریاتی بدیع برای بازشناخت شیعه و تجدید و تجدّدِ مذهب امامیه اثنی عشری عرضه کرد و کوشید راه را برای تغییر وضع شیعه و دگرگونی احوال شیعیان بگشاید.

او عرفان را باطن شیعه، و تشیع را بازگویی و صورت این باطن معنوی می‌دانست. سید حیدر بسیار کوشید که بگوید و اثبات کند تمام عناصر تاریخی و احادیث و اجتهادات و احکام و کلام شیعه بر این مدار باطنی قابل درک و تأویل است. آنچه به او جرأت و جسارت بیان می‌بخشید، غنای معنوی و مفهومی و تاریخی شیعه بود. تأویل جسورانة او به راستی قابل تأمّل بود، اگرچه برای برخی کهنه اندیشان و ظاهرگرایان قابل تحمّل نبود!

در اینجا نمی‌خواهم از صحت و درستی نظرات آن دانشور و مفسر برجسته، دفاع کنم یا از نقد و نادرستی نظریة آملی سخن بگویم، اما برداشتهای عرفانی از ماجرای کربلا و تعمیم آن در صورتهای هنری و اجتماعی و نمایش‌ها و سروده‌های شگفت انگیز بر همین امر دلالت می‌کند و پشتوانه‌ای بر همین معنای باطنی بوده است.

اینک، عاشورا و محرم، در عصر ما نیز، نیازمند دلالت و تفسیری تازه است زیرا افق سیاست و تنیدگی زندگی در عصر تجدد و مدرنیته باید پیوستگی و زنده بودن آن را دوباره و همواره گواهی دهد و به ما بیاموزد. اگر در ادوار کهن، بر وجه عرفانی باید تکیه می‌شد، اینک باید بر اخلاق و خیر جمعی و اصلاح عمومی تکیه شود. هر روزگاری نیازی دارد و پرسشی و منظری… نظرگاه و افق عصر ما چیست؟

در این موضوع فردا سخن خواهیم گفت.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ