تحریم ؛ سیاستی بی دستاورد برای آمریکا
 

فهرست کشورهایی که مورد تحریم آمریکا واقع شده‌اند لحظه به لحظه طولانی‌تر می شود و در مقابل دستاوردهای تحریم برای آمریکایی‌ها کمتر و کمتر. در چنین شرایطی است که محمد جواد ظریف وزیر خارجه کشورمان اعتیاد به تحریم را به عنوان بیماری مزمن ایالت متحده تشخیص می دهد. محمدمهدی مظاهری در خبرآنلاین نوشت: نکته جالب اینجاست که تحریم‌گرترین دولت ایالات متحده از اتفاق همان دولتی است که با جدیت مشغول تغییر دادن رژیم‌های بین المللی مدیریت اقتصادی و مالی جهانی یعنی جایزه کشورهای همنوا با آمریکاست. ثبات هژمونیک، دکترین نانوشته تمام دولت‌های آمریکا طی دوران پس از جنگ دوم جهانی بود. چه لیبرال‌ها و نهادگرایان متمایل به همکاری‌های بین المللی و صلح جهانی و چه واقع گرایان متمایل به رژیم‌های بین‌المللی همه متفق بودند که ایالات متحده با تاسیس، تثبیت و تضمین قواعد «مبادلات جهانی» در همه حوزه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خواهد توانست دنیای تازه‌ای پر از صلح و پیشرفت و البته تحت کنترل ایالات متحده به وجود آورد. قواعد این سامانه رژیم‌های بین‌المللی به شدت یادآور قواعد سامانه‌های سایبرنتیک است. در علم سایبرنتیک که می توان آن را دانش مدیریت کنترل نامید، تمرکز ویژه بر راه‌های ارتباطی در درون یک سامانه متمرکز است. به باور علمای سایبرنتیک با به دست آوردن توان مدیریت روابط بین واحدها و اجزای یک سامانه می توان به شکلی کاملا موفقیت‌آمیز خروجی‌های آن سامانه را کنترل و هدایت کرد. اگر از این زاویه به جهان پس از جنگ عالمگیر دوم بنگریم، سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، شورای امنیت، دیپلماسی سازمانی، سازمان تجارت جهانی و… همگی کریدورهایی بودند که روابط سیاسی و اقتصادی جهانی از طریق آنها سامان می یافت و ایالات متحده همه آنها را تحت کنترل داشت. در چارچوب نظام بین‌الملل، این چنین نظم سایبرنتیکی برای کنترل اجزای سامانه یعنی دولت‌ها از طریق روابط بین اجزای سامانه یعنی رژیم‌های بین‌المللی، بهترین موقعیت را برای هژمون ایجاد می کرد تا از ابزار تحریم برای تغییر رویه‌ها و سیاست‌های کشورهای ناراضی سود ببرد. دولت جدید ایالات متحده اما به شکل جالبی در حال تخریب کردن این رژیم‌های موجود است. از تاختن و تهدید قطع کمک مالی به سازمان ملل و یانکی‌بازی در شورای امنیت و بیرون رفتن از شورای حقوق بشر گرفته تا نقض روشن قواعد تجارت آزاد و سازمان تجارت جهانی و بازگشتن به دوره قراردادها و تعرفه‌های دوجانبه در روابط اقتصادی همگی نشان از تغیییر رویه ایالات متحده و تضعیف رژیم‌های بین‌المللی است.

در چنین شرایطی منطق تحریم‌ها با یک علامت سوال بزرگ روبرو شده است: اگر قرار است جهان به دوران انزواگرایی و خودمحوری دولت‌ها برگردد تحریم‌های بین‌المللی واقعا چه سودی خواهند داشت؟ بسیاری معتقدند که رویه جدید ایالات متحده که با میدان داری جنبش پوپولیسم راست‌گرای این کشور سردست گرفته شده است ناشی از این درک و تحلیل است که رژیم‌های بین‌المللی طی سال‌های اخیر بیش از آنکه به نفع هژمون یعنی آمریکا عمل کند به ضرر او و در مقابل به نفع رقبایی مانند چین عمل کرده است. این البته سخن درستی است که رژیم‌های بین‌المللی عامل اصلی ظهور شماری از قدرت‌های صادرات محور اقتصادی و سیاسی در دهه‌های اخیر بوده اما نکته اینجاست که بیشتر این اقتصادها از کره جنوبی و ژاپن گرفته تا ترکیه هم‌پیمانان و شرکای سیاسی ایالات متحده هستند. در مقابل کشورهایی مثل ایران و روسیه که خواسته یا ناخواسته در اقتصاد جهانی هضم و جذب نشده‌اند، مهم‌ترین برنده این سیاست جدید خواهند بود. اگر دنیا قرار است به اقتصاد و سیاست قبل از آدام اسمیت برگردد لابد این کشورها یک قدم جلوتر از بقیه‌اند. اینجاست که ابعاد مفهوم اعتیاد به تحریم روشن می شود. استفاده از محرک‌ها و مخدرها به تدریج وضعیت را به جایی خواهد رساند که مدام میزان بیشتری از مخدرها نیاز است و در مقابل این مواد کارایی کمتری خواهند داشت.

ایالات متحده که سال‌ها با استفاده از اهرم تحریم‌ها کشورهای ناراضی را از کریدورهای ارتباطی بین‌المللی محروم می کرد اکنون به کلی فراموش کرده است که راه‌های دیگری هم برای به دست آوردن نتایج مطلوب سیاسی وجود دارد. اگر در مورد قراردادی که با رضایت با شما بسته‌اند به شک بیفتند تحریمتان خواهند کرد، اگر کشیش زندانیشان را آزاد نکنید تحریمتان خواهند کرد، اگر باسرعت مورد انتظار آنها تاسیسات هسته‌ای خود را خراب نکنید تحریمتان خواهند کرد و … و همه اینها در حالیست که به زودی چیز زیادی برای محروم کردن شما در چارچوب تحریم‌ها باقی نخواهد ماند. جالب است که تا همین چند وقت پیش یکی از مشوق‌های آمریکا برای ایران در مذاکرات هسته‌ای حمایت از پیوستن به سازمان تجارت جهانی بود و اکنون لابد یکی از دستاوردهای ایران، نپیوستن به این سازمان دچار بحران هویت! طی ماه‌های اخیر تلاش‌هایی از طرف اروپا، ژاپن و چین برای حفظ و پیشبرد نظام جهانی تجارت و تعرفه دیده شده است. این تلاش‌ها که در یک مقیاس کوچک‌تر در اقدامات ۴+۱ برای حفظ برجام هم دیده می‌شود را می توان شواهدی برای امکان تحقق یک مجموعه رژیم‌های بین‌المللی منهای آمریکا دانست اما اینکه این اتحاد ممکن و پیروز خواهد بود یا نه با تردید‌های جدی روبروست. در چنین شرایطی ایران باید هوشمندانه از شکاف‌های موجود بهره برده و این بار به طور آشکار نشان دهد که تحریم‌ها نتیجه سیاسی مطلوب آمریکایی‌ها را به دنبال نخواهد داشت.

داستان انزوای آمریکا

گفته می‌شود برجام آمریکا را منزوی کرده و همراه دو سه کشور دیگر در یک جبهه و دیگر جهانیان را در جبهه مقابل قرار داده است.

صابر گل‌عنبری در خبرآنلاین نوشت: این روزها و پس از خروج آمریکا از برجام به کرات مساله انزوای سیاسی آمریکا در جهان از زبان رئیس جمهوری و مسئولان وزارت امور خارجه شنیده شده است. گفته می‌شود برجام آمریکا را منزوی کرده و همراه دو سه کشور دیگر در یک جبهه و دیگر جهانیان را در جبهه مقابل قرار داده است. در وهله اول اعلام مخالفت اروپائی‌ها به ویژه ترویکای اروپا، چین، روسیه و قدرت‌های دیگری از چهار گوشه عالم با موضع ضد برجامی آمریکا یک نوع جبهه‌گیری و انزوای سیاسی برای واشنگتن به حساب می‌آید، اما حقیقت این است که این انزوا که بخش عمده آن به دلیل خود شخصیت جنجالی دونالد ترامپ است، تاکنون تاثیری در سطح اثرگذاری آمریکا در معادلات جهانی و منطقه‌ای نداشته است و شواهد حاکی از افزایش این تاثیر در پاره‌ای معادلات نیز هست. البته این انزوای سیاسی آمریکایِ ترامپ صرفا منوط به برجام نیست و قبل از آن در بحث فلسطین نیز شاهد این اتفاق بوده‌ایم. اوج این انزوا در جمعه یکم‌ ژانویه خود را نشان داد؛ وقتی دو پیش‌نویس قطعنامه راجع به تحولات تازه نزاع فلسطینی اسرائیلی به شورای امنیت ارائه شد. در موقع رای‌گیری درباره هر دو پیش‌نویس، آمریکا تک و تنها بود. چه وقتی که ۱۴عضو دیگر شورای امنیت از پیش‌نویس قطعنامه ارائه شده از سوی کویت حمایت کردند و تنها آمریکا آن را وتو کرد و چه زمانی که آمریکا خواست پیش‌نویس قطعنامه خود در حمایت از اسرائیل را تصویب کند که جز نماینده این کشور کسی به آن رای مثبت نداد. اما این انزوای آمریکا باعث کاهش تاثیرگذاری آن در نزاع فلسطین نشده است و جسورتر و یکه‌تازتر از گذشته رفتار می‌کند. یکجانبه قطعنامه‌های سازمان ملل را زیر پا می‌گذارد و قدس را دو دستی تقدیم اسرائیل می‌کند و مخالفت اروپایی‌ها و دیگر کشورها هم کارساز نیست. در همین حال نیز به دنبال ارائه طرح معامله قرن است که تا به حال شاهد چند سکانس‌ از آن بوده‌ایم.اقتصاد آمریکا یکی از عواملی است که مانع کاهش سطح تاثیرگذاری جهانی آمریکا با وجود انزوای سیاسی آن است. از جنگ جهانی دوم به بعد همواره حدود نیمی از اقتصاد جهان دست آمریکا بوده است. تنها اقتصاد ایالت کالیفرنیا بزرگ‌تر از اقتصاد کشورهایی چون انگلیس، روسیه و فرانسه است. همین هژمونی اقتصادی در کنار دیگر فاکتورهای اعمال قدرت، اقتصاد جهانی را به نوعی وابسته و زیر سلطه این کشور قرار داده است و با پشتوانه همین قدرت است که در آن واحد بی‌محابا هم به جنگ اقتصادی اروپا و چین می‌رود هم روسیه، ترکیه و ایران را تحریم می‌کند. به دلایل مختلف آمریکا چون گذشته قصد ورود به جنگ‌های خارجی را ندارد که در عوض آن می‌خواهد با ابزار جنگ اقتصادی و تکنولوژی همان نتایجی را محقق کند که حتی جنگ‌های نظامی آنگونه که باید و شاید قادر به آن نبودند. در دولت‌های پیشین آمریکا بیشتر سعی می‌شد تاثیرگذاری این کشور در عرصه بین‌الملل از طرق دیگری مثل اعمال نفوذ در نهادهای بین‌المللی چه با اعمال وتو و غیره و حتی جنگ نظامی دنبال شود و کمتر از اهرم اقتصاد بهره می‌برد؛ اما در دوره ترامپِ بازرگان وضعیت تا حدود زیادی متفاوت است.

وی معتقد است آمریکا تا به حال به شکل مطلوب از قدرت اقتصادی خود برای اعمال قدرت در سطح جهان سود نجسته است؛ از این رو بر پایه نگرش «نخست آمریکا» می‌خواهد از یک سو، اقتصاد آمریکا را قوی‌تر از قبل کرده و چالش‌های جدی فراروی هژمونی اقتصادی خود از جمله تهدید اقتصادی چین را مرتفع گرداند و از دیگر سو حداکثر بهره‌برداری‌های سیاسی را در سطح جهان از این هژمونی داشته باشد. زمانی انزوای سیاسی آمریکا نتیجه مطلوبی دارد که به تحدید ابزارها و فاکتورهای قدرتی آن منجر شود. یکی از اشکال آن می‌تواند خارج ساختن دلار از ریل تاثیرگذاری در اقتصاد جهانی باشد که بدون وجود آن حتی چرخ اقتصاد دشمنان آمریکا هم به خوبی نمی‌چرخد. البته نشانه‌هایی از عزم برخی کشورهای درگیر جنگ اقتصادی با آمریکا برای تعامل با پول‌های یکدیگر ظهور کرده است که هنوز وارد فاز عملیاتی جدی نشده است و می‌تواند چالشی برای سلطه دلار باشد، اما آن هم تهدیدی جدی نیست. نفوذ و هژمونی‌ آمریکا از جمله قدرت نظامی معلول اقتصاد قدرتمند آمریکا با وجود بدهی ۱۴هزار میلیارد دلاری است، تا هنگامی که سهم آمریکا از اقتصاد جهانی کاهش جدی پیدا نکند و سایه سنگین دلار بر اقتصاد جهانی مستدام باشد، انزوای سیاسی آمریکا آن اثر مطلوب و نتیجه ملموس را برای جبهه مقابل به همراه نخواهد داشت.

برجام در انتظار تصمیم هوشمندانه و قاطع اروپا

برجام بیش از مزیت‌های اقتصادی به اعتبار سیاسی اتحادیه اروپا گره خورده و پراکنده‌گویی برخی مقامات بروکسل در ارتباط با اجرای توافق هسته‌ای نه تنها در راستای منافع اتحادیه قابل ارزیابی نیست که بازی در زمین ایالات متحده قلمداد می شود. به گزارش ایرنا، پس از گذشت سه سال از عمر برجام و چند ماه از برجام گریزی آشکار آمریکا، وزیر امور خارجه فرانسه با اظهارات خود مقامات کشورمان را به واکنش واداشت؛ اظهاراتی که خاطرات مذاکرات هسته‌ای و نقش غیرسازنده پاریس را در رسیدن به توافق ژنو زنده کرد. «ژان ایو لو دریان» وزیر امور خارجه فرانسه چند روز پیش در خصوص سه موضوع «آینده تعهدات هسته‌‌ای ایران پس از سال ۲۰۲۵»، «برنامه ساخت و گسترش موشک‌‌های دوربرد» و همچنین «نقش تهران در ایجاد ثبات در منطقه خاورمیانه» به اظهار نظر پرداخت؛ موضوعی که می تواند تنها به مذاق دشمنان توافق هسته‌ای خوش آید چرا که ارتباط دادن برجام با مسائل حاشیه ای، بی تردید اجرای توافق را با مشکل مواجه خواهد کرد.پس از این اظهارنظرها، «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان در تماسی تلفنی با همتای فرانسوی، ابعاد آن را مورد تجریه و تحلیل قرار داد. ضمن این که صریح ترین مواضع از سوی «بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه انعکاس یافت.

سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در واکنش به اظهارات وزیر امور خارجه فرانسه گفت: جمهوری اسلامی ایران بارها مواضع روشن و شفاف خود را در خصوص نگرانی‌های بی مورد و ناشی از برداشت‌های نادرست و از سر ناآگاهی برخی کشورها اعلام داشته است … وزیر امور خارجه فرانسه می‌داند که در این شرایط و بر اساس تفاهمات انجام شده قبلی، آنان را گزیر و گریزی از انجام تعهدات‌شان نیست و ایران و ایرانی را نیز تا عدم انجام تمامی تعهدات آنان هیچ گزیر و گریزی از بی اعتمادی به آنان نیست. جهان بر این اصل که ایران به تعهدات خود عمل کرده یقین دارد و این مهم را می توان از دوازدهمین و به عبارتی آخرین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دریافت. «یوکیا آمانو» مدیر کل آژانس روز پنجشنبه (هشتم شهریور ماه) در گزارشی که به شورای حکام و شورای امنیت ارائه داد بار دیگر از همکاری‌های سازنده تهران در برابر تعهدات برجامی خود خبر داد. مدیر کل این سازمان راستی آزما تصریح کرد که آژانس به تمام مراکز هسته‌‌ای ایران که بازرسان تمایل به بازدید از آن را داشته ‌اند، دسترسی داشته است. وی ضمن تاکید بر اهمیت همکاری داوطلبانه ایران برای فراهم آوردن دسترسی به مراکز اتمی، اعلام کرد که ذخایر اورانیوم غنی‌ شده و آب سنگین ایران به صورت جزئی در مقایسه با اردیبهشت ماه افزایش یافته اما این افزایش هنوز در چارچوب برجام است. در بین کشورهای اروپایی عضو برجام اما نباید از نقش سازنده انگلیس غافل ماند؛ کشوری که پس از اجرای برگزیت و جدایی از بدنه اتحادیه که در آینده نزدیک اجرایی خواهد شد به شدت دنبال شرکای جدید در مناطق مختلف جهان است. از این رو در چهارمین دور مذاکراتی که طی روزهای گذشته بین مقامات ایران و انگلیس در تهران برگزار شد به وضوح می توان میزان اراده لندن را در حفظ برجام سنجید. در دیداری که بین «الیستر برت» معاون وزیر خارجه انگلیس در امور غرب آسیا و شمال آفریقا با «سید کمال خرازی» رئیس شورای راهبردی روابط خارجی انجام گرفت، خرازی تاکید کرد که سه کشور اروپایی تاکنون نتوانسته ‌اند اقدام لازم را برای تأمین منافع ایران از برجام انجام دهند. اعمال تحریم‌ها و فشارها و عدم اقدام سریع اروپا در اجرای تعهدات خود در قالب برجام تبعات جدی در پیش خواهد داشت. در مقابل، برت نیز از تلاش رهبران اروپا برای یافتن مکانیسم‌های کارآمد برای تقابل با سیاست‌های آمریکا خبر داد. ایران به دنبال تضمین‌های عملی و مکانیسم‌های ملموس از سوی اروپا است که به طور دقیق و حساب شده، راه‌های تداوم اجرای برجام را مشخص سازند و گرنه حمایت‌های اعلانی همواره در این سال‌ها از زبان سران بروکسل ساری و جاری بوده است. اخیرا نیز در جریان نشست غیررسمی اتحادیه اروپا درباره برجام و سوریه که در وین برگزار شد، «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه قاطعانه از برجام حمایت کرد و گفت که توافق همچنان در حال اجرا شدن است، حفظ توافق با توجه به اعمال مجدد تحریم‌‌های آمریکا کاری چالش برانگیز است اما ما با همه کشورهای عضو و همه شرکایمان در سراسر جهان در حال همکاری هستیم تا اطمینان حاصل کنیم، برجام ادامه یابد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ