حادثه تروریستی اهواز و رسوایی مدعیان غربی ـ عربی حقوق بشر
 

پس از وقوع حادثه تروریستی اهواز بود که حجم رذالت‌های رسانه‌های جیره خوار و سرسپرده غربی ـ عربی و همچنین عمق ریا و نفاق مدعیان حقوق بشر بر همگان آشکار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، به مناسبت هفته دفاع مقدس، روبروی لشکر ۹۲زرهی در اهواز مراسم رژه نیروهای مسلح در حال برگزاری بود که چند عنصر تکفیری وابسته به گروه تروریستی موسوم به «الاحوازیه» به سمت مردم و نیروهای مسلح حاضر در این مراسم آتش گشودند. در این حمله تروریستی ۲۵نفر شهید و شماری دیگر نیز زخمی شدند. این حمله تروریستی واکنش‌های متعددی را به دنبال داشت. درهمین راستا، جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در بیانیه ای ضمن محکوم کردن حادثه تروریستی در شهر اهواز، شهادت شماری از هموطنان کشورمان را تسلیت گفت.

در این بیانیه آمده است: حمله تروریستی به مراسم رژه نظامی در شهر اهواز که به کشته و زخمی شدن شماری از افراد نظامی و غیر نظامی منجر شد، به شدت محکوم است. وزارت‌های خارجه کویت، عمان، قطر و لبنان نیز هر کدام با صدور بیانیه‌هایی جداگانه حادثه تروریستی اهواز را به شدت محکوم کردند. «احمد محجوب» سخنگوی وزارت خارجه عراق نیز با صدور بیانیه ای تاکید کرد: وزارت خارجه حمله تروریستی به اهواز که طی آن چندین نیروی نظامی و غیرنظامی قربانی و زخمی شدند را به شدت محکوم می کند.

از سوی دیگر، ولیعهد و نخست وزیر کویت نیز هرکدام در پیام‌هایی جداگانه ضمن محکومیت حادثه تروریستی اهواز، با خانواده‌های قربانیان اعلام همدردی و همبستگی کردند. این در حالی است که حزب الله لبنان و انصارالله یمن نیز حادثه تروریستی اهواز را با بکار بردن شدیدترین تعابیر، محکوم کردند. کما اینکه احزاب و جریان‌های مقاومت یمن نیز جملگی از جمهوری اسلامی ایران در برابر تروریسم اعلام حمایت کردند.در همین حال، رؤسای جمهوری روسیه و سوریه نیز ضمن محکومیت حمله تروریستی اهواز، قربانی شدن شماری از نظامیان و غیرنظامیان در جریان این حمله را به دولت و ملت ایران تسلیت گفته و با خانواده‌های قربانیان ابراز همدردی کردند. «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه پیام تسلیت خود را به صورت تلفنی به همتای ایرانی خود ابلاغ کرد.

با تمامی این‌ها، حمله تروریستی اهواز از زاویه دیگری نیز قابل بررسی و تأمل است؛ زاویه‌ای که یک بخش آن را رسانه‌های جیره خوار وابسته به غرب و اعراب منطقه دربر می می گیرد و یک بخش دیگر را سران کشورهای غربی ـ عربی شامل می شود.

رسانه‌های وابسته به محور غربی ـ عربی تمام تلاش خود را به کار بستند تا ماهیت تروریستی بودن حادثه اهواز را به هر طریقی از افکار عمومی منطقه و جهان پنهان نگاه دارند. این رسانه‌ها با پوشش مغرضانه و جهت دار اخبار مربوط به حادثه تروریستی اهواز به گونه ای وانمود کردند که گویی این حادثه تنها یک حمله مسلحانه بوده و در نتیجه اعتراضات مدنی در کشور رخ داده است! در واقع، آنها به صورت کاملا هدفمند و از پیش برنامه ریزی شده، در اقدامی هماهنگ تلاش کردند تا سطح حمله تروریستی را به یک حمله مسلحانه تقلیل بخشند.از جمله این رسانه‌ها می توان به «العربیه»، «الحدث»، «بی بی سی»، «رویترز»، «یورو نیوز» و «اسکای نیوز» و … اشاره کرد که جملگی با عوض کردن جای حمله تروریستی با حمله مسلحانه، به جلوه وارونه واقعیت برای افکار عمومی مبادرت ورزیدند. هدف اصلی این رسانه‌ها از این اقدام رذیلانه و به دور از هرگونه اصول حرفه‌ای رسانه‌ای، این بود که جمهوری اسلامی ایران برای چندمین بار به عنوان بزرگترین قربانی تروریسم در نزد افکار عمومی شناخته نشود. در واقع این تلاش مذبوحانه از سوی بنگاه‌های خبری وابسته به سعودی، انگلیس، آمریکا و صهیونیسم درحالی است که پیشتر معیارهای دوگانه آنها در قبال حوادث تروریستی برای افکار عمومی آشکار شده بود. این رسانه‌های جیره خوار درحالی برای سرپوش نهادن بر روی تروریستی بودن حادثه اهواز تلاش می کنند که پیشتر حوادثی به مراتب کوچکتر از آن در لندن و پاریس را تروریستی خوانده و مردم فرانسه و انگلیس را بزرگترین قربانیان تروریسم جهانی معرفی کردند!

این رسانه‌های سرسپرده بار دیگر ثابت کردند که حاضرند به خاطر یک مُشت دلار، بر سَر جان انسان‌ها معامله کنند. امروز افکار عمومی به خوبی دریافته است که ارزش جان انسان‌ها برای رسانه‌های سرسپرده‌ای همچون العربیه و بی‌بی‌سی از تهران و بیروت تا پاریس و لندن، با یکدیگر تفاوت دارد.

این شبکه‌های جیره خوار، مزدور و سرسپرده آنقدر در انتشار اخبار مربوط به حادثه تروریستی اهواز دستپاچه و سردرگم شدند که گاهی در تله گاف‌های وحشتناک نیز گرفتار آمدند و توسط افکار عمومی مورد تمسخر واقع شدند. به عنوان مثال می توان به شبکه سعودی العربیه اشاره کرد که به اشتباه از رئیس جمهوری ایران به عنوان سخنران رژه نیروهای مسلح در اهواز یاد کرد! العربیه که گویی گردانندگان آن نمی دانند در اغلب شهرهای ایران رژه سالگرد دفاع مقدس برگزار می شود، در طول زمان پخش برنامه «خبری- تحلیلی» پیرامون حادثه تروریستی در اهواز، بارها در تحلیل‌های خود و در نوار زیر تصویر، «رئیس جمهور ایران» را به عنوان یکی از حاضران در جایگاه اهواز معرفی کرد. هرچند احتمال زیاد وجود دارد که این اشتباه العربیه «عمدی» باشد، تا اقدام مذبوحانه تروریست‌های مورد حمایت خود را «مهم» جلوه دهد و وانمود کند که آنها توانسته اند سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران را بر هم بزنند و به جایگاه سخنرانی وی نزدیک شوند. بنابراین، پر واضح است که موضع اصلی و اساسی حامیان این شبکه یعنی خاندان آل‌سعود در قبال حوادث تروریستی اهواز، حمایت از تروریست‌های تکفیری بوده است. تماس تلفنی شرم‌آور شبکه سعودی العربیه با سخنگوی گروهک تروریستی «الاحوازیه» خود به تنهایی گواه دیگری بر این مدعاست. العربیه سالهاست که به ابزار رسانه ای رژیم سعودی تبدیل شده و در راستای سیاست‌های این رژیم حرکت می‌کند.

از سوی دیگر، واکنش گستاخانه مقام دون پایه اماراتی به حادثه تروریستی اهواز نیز خود دلیل دیگری بر دست داشتن مرتجعین عرب و از جمله عربستان سعودی در این حادثه حکایت دارد. در همین راستا، «عبدالخالق عبدالله» مشاور ولیعهد ابوظبی در توئیتی نوشت: «انتقال نبرد به داخل ایران یک تصمیم علنی است و در آینده افزایش خواهد یافت!» این اظهارنظر گستاخانه اشاره تلویحی دارد به اظهارات شاهزاده ناپخته سعودی مبنی بر انتقال درگیری‌ها به داخل خاک ایران. بر اساس آنچه که گفته شد، پر واضح است که شیخ نشینان مرتجع عرب از جمله سعودی‌ها، اماراتی‌ها و برخی متحدان آنها همچون رژیم آل خلیفه در فجایعی که در اهواز به وقوع پیوست و به دنبال آن غیرنظامیان بی گناه قربانی شدند، به صورت مستقیم و غیرمستقیم سهیم بوده و هستند. با این همه، امروز افکار عمومی جهان بیش از پیش به رذالت‌های رسانه‌های وابسته به اصحاب قدرت و ثروت در جهان عرب پی برده اند. در کنار شیوه رذیلانه و غیرانسانی پوشش اخبار مربوط به حادثه تروریستی اهواز توسط رسانه‌های وابسته غربی ـ عربی، سکوت سنگین و مرگبار مدعیان حقوق بشر در کشورهای غربی نیز به مسأله غیرقابل بخششی تبدیل شده است.

برخی سران کشورهای غربی که همواره خود را در خط مقدم حمایت از حقوق بشر در نزد افکار عمومی جلوه داده اند، در قبال ریخته شدن خون شمار زیادی از افراد بی گناه و زخمی شدن تعداد بسیاری دیگر، حتی خم هم به ابرو نیاوردند چه رسد به آنکه سختی سخن به خود داده و چیزی در این رابطه بگویند!

این در حالی است که اگر چنین حادثه ای با ابعادی به مراتب کوچکتر از آنچه که در اهواز اتفاق افتاد، در یکی از پایتخت‌های همین کشورهای داعیه دار حقوق بشر یعنی آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان و … رخ می داد، امروز شاهد بلند شدن فریادهای گوش خراشی بودیم که غرب را قربانی بزرگ تروریسم معرفی می کرد! لذا عدم توجه سران دروغ پرداز این کشورها به حادثه تروریستی اهواز بار دیگر معیارهای دوگانه آنها در قبال تروریسم را بر همگان آشکار ساخت.این سکوت مرگبار نشان داد که ارزش جان انسان‌ها برای مدعیان حقوق بشر از تهران و بیروت تا پاریس و لندن، با یکدیگر متفاوت است و این جغرافیاست که به جان انسان‌های بی گناه، ارزش و منزلت می بخشد.در این میان، دولت انگلیس با پناه دادن به شبکه‌های ضد ایرانیِ حامی گروه‌های تروریستی همچون شبکه «ایران اینترنشنال» نقش مهمی را در ساماندهی به این گروه‌ها ازجمله «الاحوازیه» ایفا می کند.

در هر صورت، حادثه تروریستی اهواز موجب شد تا پرده از حجم رذالت رسانه‌های جیره خوار و همچنین عمق ریا و نفاق مدعیان غربی و دروغین حقوق بشر، کنار رود.

نگاهی جامعه شناختی به حملات تروریستی در اهواز

پدیده تروریسم از جمله معضلات امروز جامعه جهانی است که محصور در مرزها یا زمان‌هایی مشخص نبوده و هر لحظه در کمین جامعه بشری است.به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ و در یک حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح در اهواز ۲۵ نفر جان باختند. ۲۵ نفر که مردم عادی بودند و در این میان یک کودک ۴ ساله نیز جان باخت. تروریسم چهره زشت مقابله و بازی قدرت در عصر ماست. چهره ای که همه معادلات سابق را به هم زده و به عنوان موضوعی داغ، چالش‌های امنیتی بسیاری را در کشورهای مختلف برانگیخته است. امروز و پس از شکل گیری داعش، حتی اروپاییانی که همواره در حاشیه امنی نسبت به خاورمیانه و حتی امریکا قرار داشتند نیز از آماج حملات تروریستی دور نمانده و سال‌های اخیر شاهد حملات تروریستی در کشورهایی چون انگلستان، آلمان و فرانسه بودیم که به نوعی داعیه دار مبارزه با تروریسم و امنیت داخلی هستند.

تروریسم از منظر جامعه‌شناسی

جامعه شناسی به عنوان علم بررسی جامعه، تروریسم را از سه سطح و منظر مورد بررسی قرار می‌دهد که عبارتند از:

سطح خرد: در این منظر افراد، ویژگی‌ها و انگیزه‌های شخصی و شخصیتی تروریست‌ها مورد بررسی و واکاوی روانشناسی‌–جامعه‌شناختی قرا می گیرند. طرد و محرومیت‌های اجتماعی از منظر متخصصان این منظر از مهمترین انگیزه‌ها در ابراز خشونت و همراهی افراد با چنین جریاناتی است. ضمن این که مطابق با نظریه روانشناسی توده‌ها شخصیت‌های رادیکال و افراطی که با تحریک پذیری بالا از مافوق خود تبعیت می کنند، بهترین طعمه برای چنین جریان‌هایی هستند.

سطح میانی: در مدل کلاسیک از این سطح سازمان‌های تروریستی با سلسله مراتبی خشک و سخت قرار دارند که از سلول‌های کوچک و مجزا تشکیل شده اند و اعضای آنها هیچ اطلاعی از آنان ندارند در حالی که امروزه این تصور منسوخ شده است. یعنی تروریسم سازمانی جدید تروریسمی شبکه ای است که نه تنها درون مرز یک کشور محدود نیست، بلکه دیگر حتی سلسله مراتبی هم نیست. مانند تور ماهیگیری که هسته‌ها، گروه‌ها و جریان‌ها، گره‌های آن را تشکیل می دهند. و این گره‌ها عمدتا در تعامل با یکدیگر حداکثر استقلال را برای ابراز خلاقیت و هویت خود دارند.

سطح کلان: در این سطح ساختارهای کلی و کلان یک جامعه که می توانند تروریسم را ایجاد و تقویت کنند بررسی می شوند و سطح توسعه جامعه، شکاف طبقاتی و میزان تفاوت‌های اجتماعی و فرهنگی که در بروز خشونت مؤثرند مورد بررسی قرار می گیرند. اکثر خشونت‌های رادیکال سیاسی به عواملی چون فرایند نوسازی، ناکارآمدی نیروی اجبار دولت و دگرگونی سریع نظام ارزش‌ها نسبت داده شده اند.

یازده سپتامبر نقطه عطف مطالعات تروریسم

شروع تجزیه و تحلیل‌ها و بررسی‌های علمی جامعه شناسان درمورد تروریسم را می توان به نوعی بعد از حوادث یازده سپتامبر در نظر گرفت که جامعه جهانی و به ویژه آمریکا را که همواره مدعی امنیت ملی در بالاترین سطح بود به این نتیجه رساندکه تروریسم مرز جغرافیایی نمی شناسد. یعنی این اتفاق آغاز این تفکر بود که تروریسم محدود و محصور به مرز جغرافیایی مشخصی نبوده و هیچ کشوری نیست که از تهدیدات و چالش‌های امنیت ملی که توسط تروریست‌ها ایجاد می شوند در امان باشند.

چرا تروریسم پایانی ندارد

بیانیه‌ها، قطعنامه‌ها و تلاش‌های بین المللی زیادی در ادوار مختلف توسط سازمان ملل متحد و انواع و اقسام سازمان‌های حقیقی و حقوقی در تقبیح و مذمت تروریسم و اقدامات تروریستی انجام شده، اما هرگز به نتیجه نرسیده اند چرا که ناشی از ایدئولوژی‌های گوناگون و در برخی موارد متعارض و متناقض ملت‌ها در دستیابی به مفهومی از صلح وآزادی بوده‌اند.

تروریسم اساسأ پدیده‌ای سیاسی است اما مانند سایر پدیده‌های سیاسی همواره در این حیطه باقی نمانده و بسیاری از جنبه‌های دیگر زندگی اجتماعی را درگیر وگاهی فلج می سازد. نمونۀ اتفاق اخیر در اهواز همانند سایر اتفاقات تروریستی اخیر در مجلس شورای اسلامی در تهران، در سیستان و بلوچستان، در کردستان و … منجر به کشته شدن غیرنظامیان شد.اقدامات تروریستی همواره آدمهایی را در خود فرو می‌برند و می بلعند که کاری با آنها ندارند .هرگز نمی توان پایانی بر این قربانی گرفتن‌های تلخ در چنین فجایعی در نظر گرفت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ