نگاه
خریدن یا نخریدن؛ مسئله این است!
با کاهش غیرمنتظره بهای ارز و احتمال تداوم آن به خاطر جو روانی حاکم بر بازار و همچنین سیاست‌های جدید اعلامی شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا نظیر انتشار اوراق مشارکت ارزی ـ ریالی، سؤال قیمتی در بسیاری از بازارها ایجاد شده است.

این سؤال عبارت است از این که کاهش بهای ارز به طور طبیعی باعث کاهش بهای بسیاری کالاها خواهد شد و حال در این شرایط اصولاً خرید بکنیم یا نکنیم؟… این پرسش از دیروز در بسیاری بازارها نظیر تلفن همراه، خودرو، لوازم خانگی، رایانه و حتی فروشگاه‌های زنجیره‌ای ایجاد شده است. به طور طبیعی در برخی بازارها که رابطه مستقیمی با قیمت ارز دارند، عرضه برخی کالاها که قبلا محدود یا متوقف بود، همراه با کاهش قیمت آغاز شده است.

هرچند به گفته فعالان بازار، مردم خرید نکرده و صرفا به بازدید و قیمت‌گیری اکتفا می‌کنند، اما تکلیف کاهش نسبی قیمت‌ها در این‌ بازارها تقریبا مشخص است.

اما درباره برخی بازارهای دیگر که اتفاقا مشتری آن عموم مردم بوده و کالاهای اساسی و نیمه اساسی در آن عرضه می‌شود، نگرانی وجود دارد. این نگرانی از این قرار است که احتمال دارد بسیاری فروشندگان و به طور مشخص واحدهای عمومی و سوپرمارکتی حاضر به کاهش قیمت کالاهایشان، به این بهانه که با ارز گران خریده‌‌ایم، نباشند. این نگرانی از این جهت مهم است که ممکن است جلوی اثر کاهش قیمت ارز بر سفره‌های مردم و استاندارد زندگی آنان را بگیرد و لذا باید برای آن فکری کرد. از نظر منطقی، نگاهی به رشد قیمت ارز در ۲ ماه التهاب افزایش اخیر نشان می‌دهد، بیش از ۲۰ یا ۲۵ روز نیست که بهای ارز، مرز ۱۰هزار تومان را رد کرده و به رکورد ۱۹هزارتومان هم رسیده است، لذا اکنون قیمت ارز در حال بازگشت به بهای یک ماه قبل خود است و طبیعتاً قیمت بسیاری اجناس، حتی اجناس وارداتی باید به حدود یک ماه قبل برگردد. روشن است که ورود جنس به بازار از مرحله خرید ارز گران توسط واردکننده تا ثبت سفارش و ورود به گمرک و ترخیص و توزیع در بازار، دست کم ۳ماه زمان نیاز دارد، لذا کالاهایی که اکنون گران شده، با ارز ۱۰ هزار تومان و حتی کمتر از آن خریداری شده و تنظیم آن با ارز مثلاً ۱۶ یا ۱۷ هزار تومانی صحیح نیست و سوء استفاده و سوداگری به شمار می‌رود.

این، یک حرف حساب است اما ممکن است بسیاری از فروشندگان نهایی کالاهای سوپر مارکتی زیر بار آن نرفته و حاضر به اعمال کاهش قیمت ارز در قیمت کالاهایشان نشوند.اینجاست که باید مردم را به رفتاری هوشمندانه و دولت را به پشتیبانی فراخواند.

آنچه در این میان به مردم مربوط است، هوشمندی در خرید است.

مردم نیابد حاضر شوند بسیاری از کالاها به قیمت قبل از کاهش اخیر قیمت ارز به آنها فروخته شود. بلکه باید با مقداری صبر، به جز خریدهای خیلی ضروری، از خرید دیگر کالاها به خصوص کالاهای وارداتی دست بکشند تا بی‌اعتنایی و ماندن اجناس روی دست فروشندگان، آنان را مجبور به کاهش قیمت کند.

اما نقش دولت هم در این میان مهم است. به طور مشخص، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان حمایت از مصرف کننده می‌باید با تقویت سامانه ۱۲۴ و قراردادن هرچه بیشتر قیمت کالاها روی آن و اطلاع‌رسانی آن، به مردم در تشخیص قیمت جدید کالاها کمک کنند. همچنین سامانه ۱۲۴ باید قیمت‌های خود را با توجه به کاهش قیمت ارز به روز کرده و کیفیت و سرعت پاسخگویی خود را هم بالا ببرد تا مردم در مواجهه با کالاهایی که مثلاً در هفته‌های آینده، در صورت تداوم روند کاهشی بهای ارز، همچنان گران مانده‌اند، پشتوانه قانونی و استنادی داشته باشند.

قطعاً هم اکنون این پتانسیل در مردم هست که با برخورداری از پشتوانه دولت از طریق گفتگو با فروشندگان و درخواست کاهش قیمت، جوی مانند جو کاهش دلار ساخته و بازارها را مجبور به کاهش قیمت کنند. این است که نوع رفتار و هوشمندی دولت در برخورد با بازارها در روزهای آینده، تاثیر کاهش بهای دلار بر سفره مردم را تعیین خواهد کرد.

نسترن اسدزاده

Email this page

نسخه مناسب چاپ