محک
ریال می‌خریم، دلار می‌فروشیم!
ابوالقاسم قاسم زاده
معادله بازار خرید و فروش ارز تا چند روز قبل این جمله بود، «دلار می‌خریم، ریال می‌فروشیم» اما از سه‌شنبه گذشته چنین تغییر یافته، «ریال می‌خریم، دلار می‌فروشیم». سقوط قیمت دلار موضوع روز و شوک خبری رسانه‌ها در داخل و خارج از کشور شده است.

اطلاع‌رسانی و نقد و تفسیرها در رسانه‌های داخلی و خارجی تفاوت بسیار دارد. در داخل، این خبر ـ رسیدن قیمت ارزهای خارجی، بخصوص دلار به مرزهای متعادل ـ را مثبت و موجب آرامش در بازار و شکستن صعود جهشی قیمت‌ها در کالاهای اساسی مورد نیاز مردم و دیگر اقلام دیده‌اند و از بازگشت بازار ارز به مدیریت قابل قبول استقبال کرده‌اند، اگرچه در نقد و بررسی نوشته‌ها از زوایای گوناگون تحلیلی ارائه داده‌اند. اما کینه‌ورزی شبکه‌های رادیو ـ تلویزیون فارسی زبان، از جمله شبکه بی‌بی‌سی فارسی‌ زبان همچنان با التهاب فزاینده آشکارتر شده است. البته جای تعجب ندارد، زیرا همه می‌دانند که رسانه‌های بیگانه مأموریت تولید و اشاعه جنگ روانی در طرح تحریم ترامپ علیه ایران را بعهده دارند و از دلارهای هنگفت نفتی سعودی‌ها و شیخ حاکم ابوظبی، همچنین مدیریت رژیم صهیونیستی اسرائیل و سازمان مخوف صهیونیستی اِپک در نیویورک برخوردارند. همین امروز روزنامه مشهور «گاردین» چنین نوشته است، «بودجه ایران اینترنشنال۲۵۰ میلیون دلار است و توسط دیوان سلطنتی عربستان سعودی پرداخت می‌شود.» گاردین در گزارش مفصل درباره مصاحبه این شبکه با سخنگوی گروه تروریستی نوشته است:

«… ایران اینترنشنال، در ماه می سال ۲۰۱۷ پیش از آن انجام شد که با هماهنگی دو رسانه فارسی زبان دیگر، یعنی «بی‌بی‌سی» فارسی و «من و تو» هم در لندن مستقر هستند. حقوق کارکنان ایران اینترنشنال بسیار سخاوتمندانه است و به هر یک از کارکنان آن دوبرابر دستمزد رسانه‌های رقیب پرداخت می‌شود. عادل عبدالکریم (از مشاوران بسیار نزدیک ولیعهد سعودی)،‌ یکی از دو مدیر این رسانه تبعه عربستان است. یک منبع که با محمدبن‌سلمان، ولیعهد عربستان مرتبط است به گاردین گفته، بودجه این رسانه، ماهانه، رقمی نزدیک ۲۵۰ میلیون دلار است که از سوی دربار سلطنتی سعودی تأمین می‌شود.»

این رسانه‌های فارسی زبان بیگانه، اکنون با تغییر قیمت دلار و آرامش نسبی در بازار خرید و فروش، به قول ضرب‌المثل ایرانی‌ها، «غم باد» گرفته‌اند. از زبان هر فردی که برای مصاحبه دعوت می‌کنند دو جمله را می‌خواهند به مخاطبان القاء کنند. اول، سقوط قیمت دلار شوک موقت است و منتظر باشید بار دیگر قیمت آن بالا می‌رود. دوم، این بازی خود دولت است و این دولت چنان در بحران گرفتار است که در محاصره کامل تهدیدهای تحریم ترامپ قرار دارد. بخصوص که مرحله جدید و قوی‌تر این تحریم‌ها از آبان ماه کلید خواهد خورد. هر حادثه‌ای که اتفاق می‌افتد؛ رسانه‌های فارسی زبان نشسته در لندن و بخش‌هایی از دیگر شبکه‌های مجازی همچنان سیر مأموریت خود را دنبال می‌کنند تا از کسب دلارهای نفتی عقب نمانند.

در این ماجراسازیها، مدام افرادی فارسی زبان و از میهن بریده را به نام استادان برجسته در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و … ردیف می‌کنند تا تنور آتش تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران را داغ نگهدارند.

دستور کار اصلی دمیدن اخبار منفی و تفسیرهای تخریبی با دو الگوسازی مداوم «ناکارآمدی نظام و دیگری ناامیدی مردم» است. از جایگاه کار رسانه‌‌ای، انتخاب این دو الگو حرفه‌ای است. در چند ماه گذشته با همین الگو و ذهینت‌سازی در افکار عمومی، مردم را به خرید دلار و یا احتکار کالا و یا هجوم به فروشگاه‌ها برای جمع‌آوری هرچه نیاز دارند و انبار کردن آن در منازل و … تشویق و ترغیب کردند. امروز هم نسبت به متضررشدن برخی که با ذخیره‌ ریالی متوسط خود، دلار خریده‌اند، زمانی که قیمت آن منحنی صعودی داشت و اکنون سقوط قیمت پیدا کرده است، اظهار همدردی می‌کنند! در حالی که خودشان هم منشاء القاء این فریب بزرگ بوده‌اند و هستند. هموطنانی که با سرمایه ریالی متوسط، فریب رسانه‌های بیگانه، بی‌بی‌سی فارسی زبان، من و تو، صدای آمریکا و … را خورده‌اند، اکنون باید ضمن آگاهی از فریب آنها، فریاد اعتراض خود را بر سر این رسانه‌های مزدور یا همسوی ولیعهد سعودی، نتانیاهو و ترامپ، فرود آورند.

باید از این جریان‌سازی تخریبی آنها، آگاهی پیدا کرد و تجربه آموخت که سموم هدفمند رسانه‌ای ـ‌ تبلیغاتی آنها را نخوریم. آنها می‌خواهند اول گسست اجتماعی در ایران ایجاد کنند ـ تا بعد به قول ارباب «ترامپ» فروپاشی نظام را محقق سازند!

آموزش فرهنگی از این تجربه چنین است که هیچگاه دشمن را دوست ندانیم و هرگز زندگی خود را با فریب‌های فضای مجازی که رسانه‌های بیگانه بخش مهمی از آن است، تنظیم نکنیم، انواع و اقسام شایعه‌سازی‌ها را واقعیت ندانیم و براساس آن چرخه زندگی و رفتاری خود را تنظیم نکنیم. ما اگرچه مشکلات داریم که داریم، اما به یقین رسانه‌‌های بیگانه و آن گروه‌های لمیده در پایتخت‌های اروپا و آمریکا که مزدبگیر ولیعهد سعودی یا ترامپ‌اند،‌ نه تنها قادر به حل مشکلات ما نیستند که اهداف خود در سقوط ایران را دنبال می‌کنند.

نکته دیگری که در این نوشته به اختصار به آن اشاره می‌کنم، دو ضعف عمده ما است. اول آنکه،‌ متأسفانه صداوسیما مدتی است مرجعیت خبری آن ضعیف‌ شده و از دست رفته است. این مشکل و دردی است که باید اصلاح شود. دوم، مطبوعات نیز مرجعیت تحلیلی و تفسیری قوی ندارند. نقدهای تخریبی و بسیار کم‌محتوا و شعاری، رغبتی برای مردم ایجاد نمی‌کند. یاد دارم ماه‌های طوفانی و ایام نزدیک به پیروزی انقلاب را که به اصطلاح سیاسی روز، همه چپ شده بودند، به دوستی که سابقه مبارزاتی طولانی داشت گفتم،‌ چه خوب شده است،‌ همه چپ شده‌اند! با لبخندی جوابم داد، بسیاری چپ نیستند، «چپولند!» این خاطره طنزآمیز را در پایان این نوشته آوردم تا در این چرخه مشکلات گوناگون، لبخندی از واقعیت داشته باشی!

Email this page

نسخه مناسب چاپ